X
تبلیغات
اخبار سینما و تلویزیون

اخبار سینما و تلویزیون

حضور اكبر عبدي و محمدرضا شريفي‌نيا در اخراجي‌ها 2 قطعي شد.

مسعود ده‌نمكي كارگردان اين فيلم در گفت‌وگو با ايسنا با اعلام اين مطلب گفت: پيش توليد فيلم از امروز آغاز مي‌شود و حضور ساير بازيگران قطعي خواهد شد و حداكثر تا 15 خرداد فيلم‌برداري را آغاز خواهيم كرد.

اين فيلم به تهيه‌كنندگي حبيب‌الله كاسه ساز در ادامه فيلم «اخراجي‌ها» به دوران اسارت شخصيت‌هاي فيلم مي پردازد.

 

«کسوف» در شبکه دو
 
 

کودکی ربوده می شود ، پلیس وارد عمل می شود ، این اولین صحنه فیلم کسوف است .
تصویری که می تواند قصه فیلم را مشخص کند ، اینکه این تله فیلم 90 دقیقه ای درباره داستان یک کودک ربایی است . داستانی که در ژانر پلیسی – معمایی به دنبال کشف حقیقت است ، اینکه کودک ربا چه کسی یا چه کسانی هستند ؟ این فیلم کاری از حجت‌قاسم‌زاده‌اصل است که طی چند سال گذشته علاقه خود را به کارهای پلیسی نشان داده است و در کسوف بیننده را به دنبال کشف یک معما تا انتهای فیلم همراه می کند .
آدم ربا کیست ؟ پرستار ، ناپدری ، مادر و یا پدر اصلی کودک و یا اینکه آیا اصلاً کودکی وجود دارد یا همه صحنه سازی برای یک اخاذی چند میلیاردی است ؟
اما در واقع همه این گره ها و معماها بیشتر بهانه ای است تا روح آدم های درگیر فیلم ، زیرذره بین بیننده قرار گیرد .
کسوف داستان آدم هایی است که حرص و طمع ، زیاده خواهی و آز چشم های عاطفه شان را کور کرده است ، روابط خشک و بی روح مادر با دختر 6 ساله اش و چالش های پیش روی آدم های امروزی در دنیای شلوغ و در هم ابر شهری چون تهران در رفتارهای آدم های این فیلم به تصویر کشیده می شود .
حجت قاسم زاده اصل را در یکی از اصلی ترین لوکیشن های تصویر برداری شان دیدیم . خانه ای شیک و بزرگ و مجلل در یکی از خیابانهای معروف شهرک غرب ، جایی که خانه مادر و کودک اصلی فیلم است .
از ابتدای ورود به ساختمان می شد به راحتی حدس زد که قرار است اینجا منزل زنی باشد که بیشتر از هر چیزی به فکر تجملات است و ثروت ، همین طور هم بود . اینجا منزل مادری است که کودک 6 ساله اش به دلیل بی توجهی های او ، با مشکلات روحی و روانی درگیر است و بعد هم ربوده می شود .
قاسم زاده می گوید : کسوف یک فیلم پلیسی – معمایی است که سعی کردم در آن ، تمام مختصات یک ژانر پلیسی را رعایت کنم . در این فیلم بیشتر جنبه سرگرم کنندگی آن مدنظرم بود . فیلمی با سکانس های کوتاه و یک ریتم پرشتاب با یک تداخل زمانی که فکر می‌کنم قصه و فیلم جذابی را برای بینندگان نمایش دهد .
از نظر قاسم زاده وجه معمایی فیلم مهم ترین ویژگی کسوف است : « غیرقابل حدس بودن و وجه معمایی آن مهم ترین ویژگی کار است ، ارائه معما و حل آن جذاب است ، آدم ها و شخصیت هایشان به نظرم غافل گیر کننده است . لایه هایی که پیاپی مطرح می شوند و گره گشایی از آنها قطعاً برای بینندگان جذاب خواهد بود .»
قاسم زاده می گوید : « در طرح ماجرا تمام قواعد ژانر معمایی پلیسی را رعایت کردیم ، وجه سرگرمی و غافلگیری در تمام طول قصه وجود دارد ، و از طرفی با یک دید روان شناختی به آدم ها نگاه کردیم اما تا جایی که توانستیم از فلاش بک استفاده نکردیم ، چون به نظرم فلاش بک زیاد در یک کار نشان دهنده ضعف نویسنده است . چون نویسنده نمی تواند قصه را با یک زبان قوی و منسجم پیش ببرد از فلاش بک استفاده می کند . اما ما سعی کردیم ، گذشته های آدم های فیلم را با استفاده از تداخل زمانی در یک زمان واحد روایت کنیم .»
داستان اصلی کسوف و لایه پنهانی که در قالب این کودک ربایی مطرح می شود ، طمع و آزمندی انسانهاست ، آدم هایی که طمع کورشان کرده است و برای ثروت بیشتر تمام حریم‌های خانوادگی را زیر پا می گذارند .
مادر طلاق می گیرد و حتی در زندگی دومش هم آز و طمع مانع خوشبختی اش می شود . او از بچه اش غافل است و کودکی که احساس عمیقی نسبت به مادرش ندارد . تمام عواطف به نوعی تحت الشعاع مادیات قرار می گیرد .
حجت قاسم زاده اصل سعی دارد تا در طول این 90 دقیقه ، برشی مقطعی از زندگی آدم هایی را روایت کند که هر کدام به نوعی درگیر بحران هستند .
قاسم زاده تا پیش از این نویسندگی چند فیلم و سریال را به عهده داشته است . فیلم سینمایی قتل آن لاین ، سومین روز پس از مرگ و سریال شیخ بهایی و صدویک راه برای ذله کردن پدرومادرها از معروف ترین کارهای اوست . که نشان می دهد قاسم زاده علاقه زیادی به همان ژانر پلیسی – معمایی دارد .
رو در رو قرار دادن بیننده با گره های پیاپی پلیسی و جنایی و وادار کردن او به تفکر درباره این گره ها و معماها ، می تواند از نکات جذابی باشد که بیننده را تا آخر فیلم ، پای تلویزیون بنشاند .
در این فیلم فرشته سرابندی ، نقش مادر کودک را بازی می کند . زنی که با غرور و تکبر ، درگیر هزاران بحران روحی است . بهناز جعفری نقش سارا ( پرستار بچه) و امیرحسین صدیق نقش ناپدری را دارد .
احمدکاوری نقش پدراصلی و محمد حاتمی نقش سرگرد شمس را دارد که مسئول مستقیم پیگیری پرونده کودک ربایی است و رضا آحادی در نقش دستیار اوست .
خسرو فرخزادی هم نقش یک سرهنگ بازنشسته اداره پلیس را بازی می کند که در طول فیلم طرف مشورت سرگرد شمس است و او را راهنمایی می کند .
فرشته سرابندی درباره نقشش می گوید : وقتی متن را خواندم ، کار را پسندیدم ، روند حرکتی شخصیت ها فرق می کند ، زنی است که در واقع به تقابل با خودش برخواسته است و همین تقابل و جنگ درونی اش باعث شده است نه زن باشد نه مادر و نه همسر .
زنی است بسیار مغرور ، خودخواه و دیکتاتور که در نهایت یک بازنده است .او دو زندگی تشکیل داده اما چون واقعیت زندگی را درک نکرده است ، در هر دو زندگی مشکل دارد .
سرابندی کسوف را یک تجربه جدید برای خود می داند : « تا به حال تمام کارهایم ، نقش مثبت بود و این نقش که به نوعی منفی است برایم یک تجربه جدید بود . ایفای نقش زنی که به نظرم دچار نوعی بحران روانی است ، تمام آدم های درگیر این داستان به نوعی بحران روحی و روانی دارند ، آدم هایی که به دلیل بحران هویتی ای که دارند به تقابل با خود و یا آدم های اطراف خود بلند می شوند . مادر این فیلم هم یک زن است ، در چارچوب هایی که به لحاظ فیزیکی و طبیعی در آن قرار دارد ، اما او این اقتضائات جنسیتی را نپذیرفته و می خواهد با ندیده گرفتن قدرت ها و توانایی های طبیعی اش ، به همه حکومت کند و فخر بفروشد . همان عاملی که باعث شده نه زن باشد ، نه مادر و نه یک همسر موفق . به نظر من عامل تمام ماجراها و حتی کودک ربایی همین مادر است که تمام اطرافیانش را تحقیر می‌کند تا بتواند به آنها حکومت کند .
فرشته سرابندی تا به حال حضور مستمر و زیادی در تلویزیون نداشته است ، او را بیشتر بر پرده سینما دیده ایم . اولین حضور سینمایی سرابندی در فیلم بچه های آسمان ساخته مجید مجیدی بود . بعدها در «نیمه گمشده» و« عشق جای دیگری است» ، بازی کرد . او در سریال حضرت یوسف هم که هنوز روی آنتن نرفته است نقش لیلا ، خاله حضرت یوسف و همسر یعقوب را بازی می کند .
امیرحسین صدیق در این فیلم نقش شایان را دارد ، ناپدری ای که یکی از گزینه های اصلی کودک ربایی است . او شریک مالی همسرش هم هست و یکی از اصلی ترین نقش های داستان را به عهده دارد .
امیرحسین صدیق ترجیح می دهد تا قبل از پخش چیزی درباره نقشش نگوید و ما هم منتظر می مانیم تا بازی او را در کسوف ببینیم .
بهناز جعفری نقش یک پرستار را بازی می کند به اسم سارا و رامین راستاد نقش همسر او را ایفا می کند . جعفری درباره کسوف می گوید : من در این فیلم پرستار بچه ام که از سر نیاز ، تن به یکسری کارهایی می دهد که به نظر بیننده خلاف است . این فیلم در واقع داستان آدم‌هایی است که به خاطر خودخواهی و آرزوهای خود ، بچه را فراموش می کنند و دخترشان به نوعی در حاشیه زندگیشان قرار می گیرد ، این بچه که به شدت تنهاست با پرستارش انس می گیرد .
به نظر جعفری قضاوت درباره کارهای پرستار را باید به بیننده سپرد : « به نظر من بهترین کسی که می تواند درباره پرستار قضاوت کند ، تماشاچی ها هستند که آنها قاضی عاقلی اند .»
جعفری می گوید : هر چند زمان یک فیلم 90 دقیقه ای اجازه نمی دهد ، اما فکر می کنم باید بیشتر به شخصیت های داستان پرداخته می شد ، اینکه پرستار چی شده تا به اینجا رسیده و یا مادر چه گذشته ای داشته که الان تبدیل به زنی شده که فقط به ثروت فکر می کند .
اما در مجموع به نظرم کسوف قصه محکم و درستی دارد که امیدوارم در نهایت فیلم دیدنی مخاطب پسندی شود .
کسوف را می توان جزء معدود فیلم های معمایی – پلیسی دانست که می تواند مخاطب را تا انتها با دلهره ای شیرین پا به پای قصه جلو بیاورد و در نهایت او را در خلال کش و قوس‌های داستان به تفکر وادارد که چرا باید آدم های قصه به اینجا برسند و چه چیزی و یا چه کسی و مقصر است ؟
مسعود سلامی تصویربرداری این کار را انجام می دهد . تدوین با حجت قاسم زاده اصل است و موسیقی فیلم توسط سعید ذهنی ساخته شده است .
کسوف تولید گروه فیلم و سریال شبکه دوسیماست که پیش بینی می شود بهمن ماه به روی آنتن برود .

 

 

بازیگران جدید داداشی مشخص شدند
 
 

سریال جدید داداشی به مرحله انتخاب بازیگر رسید . این سریال که قرار است عبدالحسین برزیده آن را کارگردانی کند ، 4 بازیگر اصلی خود را مشخص کرد . محمدعلی اسلامی تهیه کننده داداشی با اشاره به این موضوع گفت : تا به حال حضور ثریا قاسمی ، حسین یاری ، مهران رجبی و نفیسه روشن در این سریال قطعی شده است .
اسلامی که پیش از این تهیه کنندگی سریال زیرتیغ را به عهده داشته است ، قرار است این سریال را برای شبکه دوسیما بسازد .
برخی از عوامل ساخت این سریال که تا به حال حضورشان قطعی شده است عبارت است از :
دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: حسن نجاریان
مدیر تولید : سیدابوالقاسم حسینی
طراح صحنه و لباس: مرجان گلزار
مدیر تصویربرداری : ناصر محمودکلایه
طراح گریم: محمد قومی

 
«روزی روزگاری ، عاشقی» را حسن فتحی به شبکه دو می آورد
 
 

روزی روزگاری عاشقی سریال تاریخی جدیدی از حسن فتحی است که به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دو ساخته خواهد شد .
حسن فتحی درباره دو پروژه جدید خود به روابط عمومی شبکه دوسیما گفت : هزار و یک شب و سریال روزی روزگاری عاشقی دو طرحی بودند که خودم پیشنهاد دادم و با معاونت سیما و گروه فیلم و سریال شبکه دوبه توافق ساخت رسیدیم اما هنوز توافق نهایی انجام نشده و کار در مرحله تحقیق و پژوهش است .
حسن فتحی درباره روزی روزگاری عاشقی هم گفت : داستانی است مرتبط به اواخر دوره صفویه که همزمان با عصر لوئی چهاردهم در فرانسه است . این کار را در قالب یک کار 13 قسمتی پیش بینی کرده ام که بخشی از آن در فرانسه می گذرد و اگر کار نهایی شود احتمالاً کار مشترکی بین ایران و فرانسه خواهد بود .
روزی روزگاری عاشقی در حال حاضر در مرحله تحقیق و پژوهش قرار دارد .

 

 

«زخم های رؤیا» وارد مرحله پیش تولید شد
 
 

«زخم های رؤیا» سریال جدید مهران رسام است که به مرحله پیش تولید رسیده و گروه در حال انتخاب بازیگر هستند.
این سریال که قرار بود پیش از این برای پخش در ماه محرم از شبکه دو آماده شود، به تعویق افتاد و بنا به گفته رسام اول دی ماه جلوی دوربین می‌رود. این سریال 13 قسمتی درباره زندگی استاد دانشگاهی است که طی سفری به یکی از مرزهای غربی کشور، دچار سانحه‌ای شده و بعد از به هوش آمدن متوجه می‌شود به سال 60 هجری برگشته و واقعه عاشورا در شرف وقوع است.
نویسنده این سریال، کاظمی‌پور است که پیش از این فیلم نامه «میوه ممنوعه» را نوشته بود. «زخم های رؤیا» را حسین سهیلی زاده کارگردانی می‌کند که سال گذشته «آخرین گناه» را ساخته بود.

 

 

حسن فتحی راوی داستانهای هزارو یک شب می شود
 
 

حسن فتحی سریالی را براساس داستانهای هزار و یک شب می سازد . داستان این مجموعه براساس قصه های کهن این کتاب نوشته خواهد شد .حسن فتحی که قرار است نویسندگی و کارگردانی این کار را به عهده داشته باشد در گفت و گو با روابط عمومی شبکه دو گفت‌: این کار در مراحل اولیه تصویب و تحقیق و نگارش است ، اما براساس توافقی که با دکتر میرباقری (معاون محترم سیما) و مدیر شبکه دو داشتم ، قرار است مرحله نگارش به زودی آغاز شود .

 

«افسانه های ایرانی» بهمن ماه کلید می خورد
 
 

مجموعه افسانه های ایرانی برای گروه سنی نوجوان در شبکه دوسیما روایت می شود . این مجموعه با هدف آشنایی نوجوانها با داستان و افسانه های قومیت های مختلف ایرانی در 13 قسمت ساخته خواهد شد .
«افسانه های ایرانی» در حال حاضر در مرحله پیش تولید است و قرار است تصویربرداری آن بهمن ماه شروع شود .
سهیلا جدلی که تهیه کنندگی این کار را به عهده دارد درباره ساختار برنامه می گوید : 80 درصد کار نمایش است و احتمالاً 20 درصد کار هم عروسکی است ، بازیگرها هم در بخش هایی از ماسک استفاده می کنند راوی هم در نقش یک پل ارتباطی قوی بین بخش‌های مختلف عمل می کند که هنوز برای انتخاب آن به نتیجه قطعی نرسیده ایم .
جدلی درباره مهم ترین مزیت این مجموعه گفت : طراحی دکور و لباس مهم ترین بخش کار ما هستند ، ما برای کل مجموعه 8 تا 10 دکور مختلف با نورپردازیهای متفاوت در نظر گرفته ایم و در طراحی لباس هم سعی کردیم از هر قومیتی یک نماد و سمبل به کار ببریم تا نشانگر آن قوم باشد .
قسمت این مجموعه به افسانه های مربوط به قومیت های مختلف می پردازد . ترکمن ها ، خراسانی ها ، جنوبی ها و ترک ها و ...
از قومیت هایی هستند که افسانه های مربوط به هر کدام براساس متون کهن ،روایت می‌شود .

 
رامبد جوان « عشق گمشده » را می سازد
 
 

تله فیلم عشق گمشده به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دوسیما و به کارگردانی رامبد‌جوان به زودی ساخته می شود . عشق گمشده داستان زن و مردی است که پس از سالها زندگی مشترک و موفق ، در دوران بازنشستگی و پس از اینکه صاحب نوه می شوند ، دچار خلأ عشقی و محبت به هم می شوند که همین ماجرای اصلی این تله فیلم را شکل می دهد . تهیه کننده این فیلم مهدی گلی زاده است و کار در مراحل اولیه پیش تولید قرار دارد .

 

 

پولاد کیمیائی آراس شرقی سریال فریدون جیرانی شد
 
 

سریال جدید فریدون جیرانی به نام سفر به تاریکی که به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دوسیما در حال تصویربرداری است با مشخص شدن نقش آراس شرقی وارد مراحل نهایی کار شد .
سفر به تاریکی اولین مجموعه تلویزیونی فریدون جیرانی است که به تهیه کنندگی آرمان‌زرین کوب تصویربرداری می شود . فلیم نامه این سریال دارای مضمونی اجتماعی است که توسط فریدون جیرانی و علیرضا محمودی در 15 قسمت 50 دقیقه ای نوشته شده است. داستان « سفر به تاریکی » درباره نویسنده جوانی به نام مارال عظیمی است که پس از انتشار اولین رمانش به نام گیتی به شهرت غیر منتظره ای می رسد . شهرتی که زندگی خانوادگی او را تحت الشعاع قرار می دهد .
سفر به تاریکی در بیش از 200 لوکیشن مختلف تصویربرداری می شود که نیمی از آن در کشور ترکیه بود که به پایان رسیده است و مابقی مراحل تصویربرداری در تهران ، شمال ، مشهد و ارومیه ادامه دارد . بنابر آخرین تغییرات حضور پولاد کیمیائی به عنوان نقش آراس شرقی قطعی شده است .
سامیه لک نیز در نقش مارال عظیمی و هنده بازیگر ترک در نقش ترکان حضور دارند .
با پیوستن هوشنگ توکلی ، مائده طهماسبی ، فریده سپاه منصور ، آشنا محرابی ، مهساکرامتی ، فریدون محرابی و علی کاظمی هم لیست بازیگران این سریال قطعی شده است . پیش از این کار با حضور دانیال حکیمی ، ستاره اسکندری ، ناصر طهماسب ، شیواخنیاگر، مهناز انصاریان ، پولاد کیمیایی و سامیه لک شروع شده بود و با پیوستن بازیگران جدید لیست بازیگران فریدون جیرانی تکمیل شده است .
گروه در حال حاضر در تهران مشغول فیلم برداری هستند و هنوز 2 ماه از کار باقی مانده است .

 

« خواب زده » از قاچاق می گوید
 
 

« خواب زده » روایت جدیدی از بحث قاچاق مواد مخدر و تلاش نیروی انتظامی در مقابله با این معضل است که به زودی از شبکه دوسیما پخش خواهد شد . خواب زده داستان زنی به نام ساراست که پس از فوت همسرش ، شرکت او را اداره می کند . برادر سارا افسری است که درگیر یک پرونده قاچاق مواد مخدر می شود .
خواب زده کاری از بهرام کاظمی است که کارگردانی فیلم الفبا را نیز به عهده داشت . نویسندگی خواب زده را نیز بهرام کاظمی برعهده دارد .
علی اوسیوند ، حمیرا ریاضی و ارسلان قاسمی از جمله بازیگران این فیلم هستند .
خواب زده محصول آفاق فیلم به سفارش ناجی هنر و تهیه‌کنندگی امیرحسین شریفی است‌.
سایر عوامل فیلم عبارتند از :
مدیر تولید : شکیل مضفری
منشی صحنه : مارال فتحی
مدیر تصویربرداری : اسماعیل آقاجانی
طراح گریم : حسین صالحیان
دستیار کارگردان : داوود بابایی
مدیر تدارکات : علی رضا چغند
مشاور نظامی : سرهنگ فرهاد شمس‌آبادی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 15:19  توسط سجاد  | 

سخنگوي شوراي صنفي نمايش

فردا آئين‌نامه جديد اكران و فيلم‌هاي نوروز 87 اعلام مي‌شود

فردا قرار است ضمن اعلام آئين ‌امه جديد اكران، فيلم‌هاي اكران نوروز 87 اعلام شود.
«محمدرضا صابري»، سخنگوي شوراي صنفي نمايش گفت: در جلسه فرداي شوراي صنفي نمايش دو مبحث آيين‌نامه جديد شوراي اكران و فيلم‌هاي نوروزي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و فردا به صورت قطعي اسامي اين فيلمها اعلام مي‌شود.
به گفته وي، تكليف فيلم‌هاي نوروز 87 و حتي فيلم‌هايي كه گفته مي‌شود قرارداد اكران نوروزي توسط سرگروه‌ها با آنها بسته شده، با تاييد نهايي آئين‌نامه توسط اداره كل نظارت و ارزشيابي روشن خواهد شد.
شنيده‌ها حاكي از اين است كه اكران دو فيلم «زن دوم»(سيروس الوند) و «مجنون ليلي»(قاسم جعفري) براي اكران عيد قطعي شده است و دو فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»(كمال تبريزي) و «تيغ زن»(عليرضا داوودنژاد) نيز در ميان فيلم‌هاي اكران نوروزي قرار خواهند گرفت، اين در حالي است كه فيلم‌هاي «به همين سادگي»(رضا ميركريمي) و «دايره زنگي»(پريسا بخت‌آور) هم در اين فهرست قرار دارند و حتي گروه‌هاي نمايشي آنها هم مشخص شده كه اين قضيه فردا رسما اعلام خواهد شد.

 

 

اکران نوروزی

احتمال اکران "سه زن" در نوروز 87

فیلم سینمایی "سه زن" به کارگردانی منیژه حکمت در صورت کسب مجوز اکران و مساعد بودن شرایط نوروز سال 87 اکران می‌شود.
"سه زن" که به تازگی در بخش پانوراما پنجاه و هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم برلین به نمایش درآمد، برای گرفتن پروانه نمایش به شورای نظارت و ارزشیابی ارشاد ارائه شده و به احتمال زیاد فیلمیران آن را در نوروز 87 به اکران عمومی درخواهد آورد.
"سه زن" دومین فیلم حکمت پس از "زندان زنان" و روایتگر قصه سه نسل از زنان جامعه است که یکدیگر را گم کرده‌اند و در جستجو برای یافتن پیوندهای گمشده میان حال و آینده، همدیگر را بازمی‌یابند. نیکی کریمی، پگاه آهنگرانی، مریم بوبانی، نازنین احمدی، رضا کیانیان، بابک احمدی، مهرداد ضیایی، آتیلا و ستاره پسیانی در فیلم بازی می‌کنند.

دیگر عوامل فیلم سینمایی "سه زن" عبارتند از نغمه ثمینی فیلمنامه‌نویس، داریوش عیاری مدیر فیلمبرداری، محمدرضا نجفی مدیر تولید، مهری شیرازی چهره‌پرداز، ژیلا مهرجویی طراح لباس، پرویز آبنار صداگذار و بامداد فیلم تهیه‌کننده.

 

با آغاز صداگذاري فیلم

«چهره به چهره» تا عيد آماده نمايش مي‌شود

 

با شروع صداگذاري فيلم «چهره به چهره» (علي ژكان) مراحل فني اين فيلم ادامه مي‌يابد تا اين فيلم براي پايان سال آماده نمايش ‌شود.
هفته گذشته فيلمبرداري اين فيلم در لوكيشني درتهران با بازي جمشيد هاشم‌پور پايان يافت و تدوين فيلم هم كه همراه با فيلمبرداري توسط سهراب ميرسپاسي آغاز شده بود تا هفته آينده به پايان مي‌رسد.
بنابراين گزارش، اميرحسين قاسمي به تازه‌گي صداگذاري اين فيلم را آغاز كرده است و قرار است پس از پايان صداگذاري، كيوان جهانشاهي ساخت موسيقي فيلم را آغاز كند.
پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال جاري، با پايان مراحل فني «چهره به چهره» اين فيلم آماده نمايش شود.
فيلمبرداري فيلم «چهره به چهره» روز 7 آذر در يك گالري واقع در تهران آغاز شد. فيلمبرداري اين صحنه‌ها به صورت ديجيتالي انجام ‌شد و از روز شنبه 10 آذر فيلمبرداري سكانس‌هاي اصلي فيلم آغاز ‌شد.
«چهره به چهره»، داستان درگيري‌هاي يك كارآگاه پليس در زندگي خانوادگي و ترديد او در لحظه‌اي حساس براي وفاي به عهد و عواقب آن است.
«چهره به چهره» ماجراي قتل مهندس مهران شاهرخي را روايت مي كند كه پليس در جست و جوي رد قاتل وي با سرنخ هاي تازه اي رو‌به‌رو مي‌شود كه در نتيجه اسراري عيان مي گردد و شناخت چهره واقعي اشخاص درگير ماجرا را ناممكن مي نمايد. با اين همه پليس و نيروي متبحر آن با ذكاوت و كارداني كه شاخصه اوست،نقاب از چهره اين آدمها كنار مي‌زند و...
در اين فيلم تاكنون جمشيد هاشم‌پور، علي عمراني، حميدرضا فلاحي، شيوا خنياگر و كاوه كاويان بازي كرده‌اند. محسن حسيني نيز به تركيب بازيگران اضافه شده و بازيگران ديگري چون زهرا سعيدي، آرتميس ورزنده، آرزو مفتاحي، محمد حاج حسيني، محمدرضا راد، شاپور كلهر، فرانك حيدريان، تورج فرامرزيان و مصطفي طاري نيز در «چهره به چهره» حضور دارند.
«چهره به چهره» را خود ژكان نگاشته و در مركز سيما فيلم كارگرداني و تهيه مي كند و فرزين خسرو شاهي به عنوان مدير فيلمبرداري، احمد صالحي صدابردار، جعفر صمدي مدير توليد، سودابه خسروي طراح چهره پردازي، زيبا اسدخاني طراح صحنه و لباس، محسن روزبهاني مسؤول جلوه هاي ويژه، ايماژ گله دار و بابك عزيزي در گروه كارگرداني، نرجس ابراهيمي منشي صحنه، بهرنگ دزفولي‌زاده عكاس، احسان ظلي‌پور روابط عمومي، سهراب ميرسپاسي تدوين، كيوان جهانشاهي موسيقي و... با وي همراه خواهند بود.

 

 

 

 


+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:52  توسط سجاد  | 

نخستین اکران: جشنواره بیست و ششم فیلم فجر

"خواستگار محترم" نوروز 87 می‌آید

گوهر خیراندیش و نگین صدق گویا در فیلم

گوهر خیراندیش و نگین صدق گویا در فیلم "خواستگار محترم" ساخته داود موثقی

داود موثقی از نخستین اکران فیلم سینمایی "خواستگار محترم" در جشنواره فیلم فجر امسال و نمایش عمومی آن در نوروز 87 خبر داد.
کارگردان "خواستگار محترم" درباره زمان نمایش این فیلم گفت: "این فیلم هفته جاری برای دریافت پروانه نمایش ارائه می‌شود و قطعا نخستین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر خواهد بود. داریوش بابائیان و مهدی احمدی تهیه‌کنندگان فیلم در نظر دارند آن را نوروز 87 در سینماها اکران کنند."

موثقی در ادامه درباره فیلم جدید خود گفت: "قصد دارم فیلمی با عنوان "یک اشتباه کوچولو" را به کارگردانی محسن دامادی در مقام تهیه‌کننده جلو دوربین ببرم، این فیلم یک طنز اجتماعی است و در حال حاضر سرگرم انتخاب عوامل و بازیگران آن هستیم."

آخرین فیلم اکران شده موثقی "بله برون" بود که در سینماهای تهران و شهرستان‌ها خوب فروخت. او "خواستگار محترم" را هم در ژانر کمدی تولید کرده و داستان آن درباره مردی است که 40 سال پیش به دلیل ناکامی در خواستگاری از دختری به فرانسه رفته است. او حالا به توصیه پزشکان معالج به ایران بازگشته و همزمان به جستجوی دوستان و آشنایان می‌پردازد.

فرهاد آئیش، گوهر خیراندیش، نگین صدق گویا، یوسف تیموری و مجید مشیری در فیلم "خواستگار محترم" بازی کرده‌اند. سایر عوامل تولید این فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: علی اللهیاری، مدیر صدابرداری: محمود خرسند، طراح گریم: ایمان امیدواری، تدوین: مستانه مهاجر، موسیقی متن: حمیدرضا توسلی، صداگذاری و میکس: حامد رضی و مدیر تولید: مجتبی متولی.

 

با بازی بهرام رادان، جمشید هاشم پور، لیلا اوتادی، اندیشه فولادوند و ...

"چهارانگشتی" از چهارشنبه 7 آذر در سینماهای تهران

"چهارانگشتی" سعید سهیلی در حالی از چهارشنبه هفته آینده اکران می‌شود که جمشید هاشمپور در آن با گریم معروف فیلم‌های آکشن دهه‌های 60 و 70 ظاهر شده است.
سهیلی درباره اکران فیلم سینمایی "چهارانگشتی" گفت: "این فیلم از چهارشنبه هفته آینده در گروه سینماهای آزاد اکران می‌شود. از آنجا که در این گروه تعداد سینماهای نمایش‌دهنده به انتخاب خودمان است، از نحوه اکران آن راضی هستم و زمان نمایش آن را هم مناسب می‌دانم."

وی با اشاره به این نکته که "چهارانگشتی" فیلمی در ژانر اجتماعی است افزود: "این فیلم اثری پلیسی نیست، بلکه فیلمی است در ژانر اجتماعی که پلیس هم در آن حضور دارد. اگر فیلم با تبلیغات مناسب اکران شود قطعا با استقبال مخاطب رو به رو می‌شود، چرا که مطمئنم فیلم قابلیت جذب مخاطب را دارد."

سهیلی درباره حضور هاشمپور با گریم معروف فیلم‌های اکشن دهه‌های 60 و 70 هم گفت: "بیش از یک دهه است مخاطب هاشمپور را با این گریم ندیده و حس کردم حضور او با این تیپ برای تماشاگر جذاب خواهد بود. همچنین بهرام رادان هم در این فیلم چهار گریم متفاوت برای دو نقش متفاوت دارد و حس می‌کنم یکی دیگر از جذابیت‌های فیلم باشد."

فیلم سینمایی "چهارانگشتی" با بازی لیلا اوتادی، اندیشه فولادوند، طناز طباطبایی و مهدی ماهانی روایتگر قصه جوانی شهرستانی به نام فواد است که برای کار به تهران می‌آید و با دختری به نام الهام آشنا می‌شود. این فیلم سال گذشته به سفارش ستاد برگزاری دومین جشنواره فیلم پلیس تولید شد و برنده تندیس بهترین کارگردانی جشنواره شد.

فیلم جدید سهیلی به مدیریت پخش امید فیلم اکران می‌شود. او این روزها در تدارک آغاز تولید فیلم جدید خود "چارجنگولی" است و قصد دارد آن را در ژانر کمدی تولید کند
.

 

 

«راننده‌تاكسي»، «اقليما»، «عاشق» و «چهارانگشتي» در اوايل زمستان

اكران پائيز با نمايش چهار فيلم جديد ايراني به‌پايان مي‌رسد

اكران پائيزي سينماي ايران با نمايش فيلم‌هايي چون «راننده‌تاكسي»، «اقليما»، «عاشق» و «چهارانگشتي» در هفته‌هاي آينده به پايان خواهد رسيد.


بعد از پايان نمايش عمومي فيلم «توفيق‌ اجباري»(محمدحسين لطيفي) قرار است با آغاز فصل زمستان فيلم «راننده تاكسي»(مهدي صباغ‌زاده) در گروه سينمايي آفريقا روانه اكران عمومي شود كه با توجه به روند صعودي فروش روزانه «توفيق اجباري» به نظر مي‌رسد نمايش اين فيلم حداقل تا يك ماه ديگر ادامه داشته باشد.
همچنين فيلم «اقليما»(محمدمهدي عسگرپور) قرار است بعد از پايان نمايش فيلم «رفيق بد»(عباس احمدي‌مطلق)، اواخر آذر در گروه سينمايي استقلال به نمايش درآيد.
بر اين اساس، برنامه آينده گروه سينمايي قدس، فيلم عاشق (افشين شركت) خواهد بود كه با آغاز دي ماه اين فيلم جايگزين هدف اصلي(قدرت‌الله صلح‌ميرزايي) خواهد شد.
اما بر اساس قرارداد منعقد شده، نمايش فيلم «بچه‌هاي ابدي»(پوران درخشنده) در گروه سينمايي عصرجديد قرار است تا آغاز جشنواره بيست و ششم فيلم فجر ادامه يابد و در ماه محرم نيز اين فيلم روي پرده بماند.
در سينماهاي آزاد نيز نمايش «چهارانگشتي» قطعي شده و اين فيلم از چهارشنبه اين هفته (14 آذر) به روي پرده خواهد رفت ضمن اين كه سينه سرخ (پرويز شيخ‌طادي) نيز از دهه پاياني دي و با آغاز ماه محرم به روي پرده خواهد رفت.

 

 

 

« توفيق اجباري » رقیب جدي براي « اخراجيها»

سه روز صد ميليون

"توفيق اجباري" به كارگرداني محمد حسين لطيفي در سه روز پنج شنبه ، جمعه و شنبه بيش از صدميليون تومان فروش کرد و رکورد جديدي برجا گذاشت. اين فيلم درروز جمعه چهل ميليون در روز پنج شنبه سي ميليون و در روز شنبه بيش از سي ميليون تومان فروخته است.
"توفيق اجباري" آخرين ساخته سينمايي محمدحسين لطيفي با بازي محمدرضا گلزار، باران كوثري، رضا عطاران و نيوشا ضيغمي درباره محمدرضا گلزار بازيگر معروف سينماست كه پس از جدايي از همسرش ماجراهايي برايش اتفاق مي‌افتد.

 

 

 

گزارش فروش فيلمها در هفته ي آخر آبان ماه

سينما رنگ مخاطب به خود ديد

 

فروش متوسط "اتوبوس شب"، رشد فروش "توفیق اجباری" و افت فروش نسبی بقیه فیلم‌ها که خبر از آشتی مخاطب با سینما دارد، از نکات مهم فروش فیلم‌های سینمایی اکران تهران در هفته پایانی آبان‌ماه 86 است.
"اتوبوس شب" هفدهمین فیلم کیومرث پوراحمد در ژانر دفاع مقدس ساخته شده است. داستان فیلم درباره عیسی رزمنده نوجوان 15 ساله ای است که مأموریت پیدا می کند عده ای اسیر عراقی را با یک اتوبوس قدیمی به قرارگاه برساند.

"اتوبوس شب" در جوایز فیلم آسیا پاسیفیک جایزه ویژه هیئت داوران را برد. این فیلم بر اساس فیلمنامه مشترک پوراحمد و حبیب احمدزاده ساخته شده و در جشنواره فجر و جشن خانه سینما جوایزی در رشته‌های کارگردانی، فیلم، فیلمنامه و بازیگری برده است. خسرو شکیبایی، محمدرضا فروتن، مهرداد صدیقیان، الناز شاکردوست، احمد کاوری و امیرمحمد زند بازیگران آن هستند.





این فیلم از چهارشنبه 24 آبان ماه بالاخره پس از چند بار تعویق در سینماهای تهران اکران شده و پس از چهار روز نمایش در هشت سینما 600/030/9 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم روز شنبه 26 آبان ماه 800/576/2 تومان بوده است.

"توفیق اجباری" ششمین فیلم کارنامه محمدحسین لطیفی است. این فیلم با فیلمنامه ای از خود لطیفی در ژانر کمدی ساخته شده که داستان بازیگری به نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است. رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند، اما برخی ارتباطات رضا نارضایتی همسرش را به دنبال دارد.

در این فیلم محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران کوثری، بهاره رهنما، نیوشا ضیغمی، مجید یاسر، لیلا عباسی، احمد پورمخبر و نعیمه نظام دوست بازی می‌کنند و از دیگر عوامل آن می‌توان به مدیر فیلمبرداری محمدرضا سکوت، صدابردار سیامک نیازی، طراح صحنه و لباس محسن نوروزی، طراح گریم محسن بابایی، مدیر تولید مجید یاسر و تهیه‌کننده سیدکمال طباطبایی اشاره کرد.

این فیلم از روز چهارشنبه 16 آبان ماه در سینماها اکران شده و پس از 12 روز نمایش در 21 سینما 100/198/188 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه فیلم روز جمعه 25 آبان ماه 100/487/39 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 18 میلیون تومان رشد فروش روزانه داشته است!

فیلم سینمایی "رفیق بد" اولین ساخته عباس احمدی مطلق بر اساس فیلمنامه ایرج طهماسب به تصویر درآمده و داستان دو دوست به نام‌های حبیب و عزیز است که از بچگی با هم بزرگ و حالا هم که صاحب خانواده ‌شده اند با یکدیگر رابطه دارند. این دو کارمند بانک کارشان انتقال پول بین شعب بانک‌هاست. یک روز حین مأموریت پول‌ها به سرقت می‌رود و ...

ایرج طهماسب، حمید جبلی، هما روستا، ژاله صامتی، ریما رامین‌فر، مهدی باطنی و الناز حبیبی دیگر بازیگران "رفیق بد" هستند. این فیلم به تهیه‌کنندگی حمید و مجید مدرسی در صحرا فیلم تولید و از چهارشنبه نهم آبان ماه در سینماها به نمایش درآمده و پس از 18 روز نمایش در 21 سینما 900/814/159 تومان فروخته است. بیشترین فروش روزانه فیلم روز جمعه 25 آبان 300/506/15 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود دو میلیون تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "کلاغ پر" که پیش از این "بازی کلاغ پر" نام داشت اولین فیلم بلند سینمایی شهرام شاه‌حسینی است. فیلم بر مبنای فیلمنامه حسن انصاریان در موسسه سینمایی پویا فیلم ساخته شده و محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب‌صفوی، بهنوش طباطبایی، سحر ریحانی، مریم سعادت، شیوا خنیاگر، رحمان مقدم و اکبر عبدی در آن بازی می‌کنند.

"کلاغ پر" داستان فردی به نام رضاست که در تعقیب عشق از دست رفته راهی شمال می شود. از دیگر عوامل می‌توان به فرج حیدری مدیر فیلمبرداری، مستانه مهاجر تدوینگر، عبدالله اسکندری طراح چهره‌پردازی، آتوسا قلمفرسایی طراح صحنه و لباس، عباس شوقی جلوه‌های ویژه، بابک اخوان صدابردار، احمد احمدی عکاس، محمد آهنگرانی برنامه‌ریز، رضا نوروزی مدیر تولید و عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش تهیه‌کنندگان اشاره کرد.

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از 39 روز نمایش در 15 سینما 750/160/335 تومان فروش داشته است. بیشترین فروش روزانه این فیلم روز جمعه 25 آبان ماه 200/537/9 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود دو میلیون تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم ملودرام "پسران آجری" به کارگردانی مجید قاریزاده روایتگر زندگی سه جوان است که در پرورشگاه بزرگ شده اند. همین مسئله باعث می شود آنها برای ازدواج با مشکلاتی رو به رو شوند. پوریا پورسرخ، ابوالفضل پورعرب، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین بازیگران اصلی این فیلم هستند و موسسه فیلمیران مسئولیت پخش آن را بر عهده دارد.

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از 39 روز نمایش در چهار سینما به اکران خود ادامه می دهد با فروش کل 700/663/78 تومان. بیشترین فروش روزانه این فیلم روز پنجشنبه 24 آبان ماه 800/663 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/80 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "دست‌های خالی" ششمین فیلم بلند ابوالقاسم طالبی است که در حوزه سینمای دفاع مقدس تولید شده است. در فیلم قصه رزمنده ای روایت می شود که دخترش قربانی یک انتقام شده و به عنوان قاتل به زندان می افتد، پدر سعی دارد به گونه ای متفاوت رضایت صاحب دم را بگیرد.

خسرو شکیبایی، فاطمه گودرزی، مریلا زارعی، مسعود رایگان و زهرا داودنژاد بازیگران فیلم هستند که در تیتراژ آن از یکی از نوحه‌های معروف زنده‌یاد سیدذاکر طباطبایی بهره گرفته شده است. این فیلم از چهارشنبه 18 مهر اکران شده و پس از 39 روز نمایش به اکران در یک سینما ادامه می دهد با فروش کل 850/864/76 تومان. بیشترین فروش روزانه فیلم روز جمعه 25 آبان ماه 500/035/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/600 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "در شهر خبری نیست، هست" نخستین ساخته بلند رضا خطیبی به تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته است. فیلم روایتگر قصه کله‌پزی است که همراه با دوستش که یک راننده تاکسی است ناخواسته درگیر ماجرایی عجیب می‌شوند و این موضوع چهره واقعی آنها را نشان می دهد. افسانه بایگان، محمدرضا شریفی نیا، فرهاد آئیش، سعید پیردوست، مرتضی ضرابی و حسین عابدینی بازیگران اصلی این فیلم هستند.

این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه اکران شده و پس از 39 روز نمایش در شش سینما به اکران ادامه می دهد با فروش کل 300/319/102 تومان. بیشترین فروش روزانه این فیلم روز جمعه 25 آبان ماه 600/499/1 تومان بوده که نسبت به آخر هفته گذشته حدود 000/300 تومان افت فروش روزانه داشته است.

فیلم سینمایی "کلاهی برای باران" سومین ساخته بلند سینمایی مسعود نوابی است. این فیلم داستان زندگی جوانی به نام ابی است که به طور اتفاقی در جریان خودکشی دختر جوانی به نام باران قرار می گیرد. تلاش برای نجات دختر اتفاقاتی را به همراه دارد. رضا عطاران، فتحعلی اویسی، جواد رضویان، حدیث فولادوند، فلور نظری، ساناز کیهان و مهران غفوریان بازیگران فیلم هستند.

دیگر عوامل "کلاهی برای باران" عبارتند از مجتبی رحیمی مدیر فیلمبرداری، بابک اخوان صدابردار، شیرین شازده احمدی طراح صحنه و لباس، مسعود افشار طراح چهره پردازی و اکبر اصفهانی عکاس. این فیلم از چهارشنبه 24 مرداد اکران شده و پس از 88 روز نمایش با فروش کل 700/748/377 تومان با اکران خداحافظی کرد.





فیلم خارجی "کابوس" ساخته منان یاپو از چهارشنبه 23 آبان‌ماه اکران شده و پس از پنج روز نمایش به زبان اصلی و زیرنویس فارسی در یک سینما 000/688/1 تومان فروش کرده است. فیلم یک درام ماورایی است که داستان زندگی دوگانه یک زن را در دنیای واقعی و خیال به تصویر می‌کشد. ارتباطی که در نهایت با چینش اجزاء این پازل زمانی و مکانی، زمان مرگ شوهر را مشخص می‌کند.

این فیلم 110 دقیقه‌ای محصول سال 2007 آمریکا بر اساس فیلمنامه‌ای از بیل کلی است و ساندرا بولاک و جولین مک‌ماهن در آن بازی کرده‌اند. "کابوس" با بودجه‌ای 20 میلیون دلاری ساخته شد و در هفته نخست اکران 18 میلیون دلار فروخت. فروش نهایی فیلم 48 میلیون دلار بود. منان یاپو که 41 سال پیش از پدر و مادر ترک‌تبار در مونیخ آلمان به دنیا آمده، یک فیلم کوتاه و دو فیلم بلند در مقام کارگردان در کارنامه دارد و در "بدرود لنین" هم بازی کرده است. او از سال 1988 وارد صنعت سینما شده است.

 

 

افشين شركت با فيلمي كودكانه به سينماها مي آيد

« عاشق » موزيكال روانه ي پرده ي نقره اي مي شود

هانیه توسلی و ایرج نوذری در نمایی از فیلم

هانیه توسلی و ایرج نوذری در نمایی از فیلم "عاشق" ساخته افشین شرکت

فیلم سینمایی "عاشق" ساخته افشین شرکت اواخر آذرماه در گروه سینمایی قدس به نمایش عمومی درمی‌آید.
"عاشق" که اواخر آذرماه بعد از فیلم سینمایی "هدف اصلی" در گروه سینمایی قدس اکران می‌شود، به تهیه‌کنندگی حبیب اسماعیلی در ژانر کودک و نوجوان ساخته شده و اثری فانتزی است.

در "عاشق" بازیگرانی چون هانیه توسلی، ایرج نوذری، شمسی فضل‌اللهی، مهری ودادیان، مهدی صباغی، امیر نوری، مونا فرجاد، لادن سلیمانی، کیانوش گرامی، ترلان پروانه، روژان آریامنش و ... بر اساس فیلمنامه‌ای از خود شرکت به ایفاء نقش پرداخته‌اند.

از دیگر عوامل تولید "عاشق" می‌توان به مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی، طراح صحنه و لباس: مجید میرفخرایی، طراح گریم: مهری شیرازی، صدابردار: احمد کلانتری، بازیگردان: فرهاد آئیش، موسیقی: فردین خلعتبری، تدوین: حسن ایوبی، عکس: علی نیکرفتار و جلوه‌های ویژه: عباش شوقی اشاره کرد.

"عاشق" در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان همدان جایزه بهترین موسیقی را از آن خود کرد و برای بهترین جلوه‌های ویژه نیز مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین این اثر در اولین نمایش خود در این جشنواره 2/95 درصد آراء تماشاگران را از آن خود کرد.

 

 

 

 

 

با فروشی بالغ بر 650 میلیون تومان

« کلاغ پر » بعد از اخراجی ها دومین فیلم پر مخاطب سینما های تهران و شهرستان ها شد

 

محمد رضا گلزار و اكبر عبدي و مهناز افشار در نمايي از كلاغ پر

محمد رضا گلزار و اكبر عبدي و مهناز افشار در نمايي از كلاغ پر

«كلاغ‌پر»(شهرام شاه‌حسيني) با فروشي بالغ بر 650 ميليون تومان در 70 سالن سراسر ايران تاكنون يكي از پرمخاطب‌ترين فيلم‌هاي سال بوده‌ است.
«كلاغ‌پر» در اكران يك تهران با 14 سينما از مرز 300 ميليون تومان گذشته است.
بنا بر اين گزارش و بر اساس اعلام روابط عمومي فيلم؛ «كلاغ پر» در اكران شهرستان‌ها نيز ماه‌هاي پررونقي را پشت سر گذاشته است و تاكنون رقمي بالغ بر 350 ميليون تومان در 70 سالن سراسر ايران فروش داشته است.
شاه‌حسيني درباره ساخته شدن «كلاغ‌پر» به فارس گفته است: دوست دارم كمي با ديدن يك فيلم فراغ بال پيدا كنم و آن چيزي كه در زندگي واقعي نمي‌بينم، روي پرده ببنيم، چرا كه سينما قرار است جادو كند و آدم‌ها را مسحور خود نمايد.
وي تاكيد كرد: من دوست داشتم با «كلاغ‌پر» كمي مفرح‌تر به زندگي نگاه كنم و اگر اين اتفاق افتاده باشد، من موفق شده‌ام.
شاه‌حسيني اظهار داشت: اگر اين فيلم، اثري بود كه با مخاطب عمومي روبرو نمي‌شد، ساخته شدنش در مقطع بحراني كنوني سينما، ساختنش چه فايده‌اي داشت؟
محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب‌صفوي، بهنوش طباطبايي،مريم سعادت، رحمان مقدم، شيوا خنياگر، انوشيروان نعيمي، امير باران لويي،احمد احمدي و اكبر عبدي بازيگراني هستند كه براي شاه‌حسيني به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
داستان اين فيلم درباره شخصيتي به نام رضا (محمدرضا گلزار) است كه در تعقيب عشق از دست رفته‌اش، راهي شمال مي‌شود. او ويلايي را اجاره مي‌كند و شب‌ها نمي‌تواند بخوابد، چون صداهاي عجيبي در اين خانه شنيده مي‌شود.
ساير عوامل اين فيلم عبارتند از:مستانه مهاجر: تدوينگر، عبدالله اسكندري: طراح چهره‌پردازي، آتوسا قلمفرسايي: طراح صحنه و لباس، ‌بابك اخوان: صدابردار همزمان،‌ احمد احمدي:عكاس، محمد آهنگراني:مدير برنامه‌ريزي،رضا نوروزي: مدير توليد، روابط عمومي: فرامرز روشنايي و محصول مؤسسه سينمايي پويا فيلم.

 

 

محمد پوستی خبر داد

«پرونده هاوانا» تابستان 87 اكران مي‌شود

فيلم سينمايي «پرونده هاوانا»(عليرضا رئيسيان) پس از سه سال تابستان 87 اكران مي‌شود.
محمد پوستي گفت: سوءتفاهم‌هايي كه براي تهيه‌كننده،كارگردان و سرمايه‌گذاران فيلم پيش آمده بود، مرتفع شد و مالكيت فيلم را در اختيار گرفته و آن را خريداري كردم.
وي ادامه داد:برنامه ما براي فيلم اكران آن در اواخر خرداد و تابستان سال آينده است كه اقدامات لازم را به‌زودي در اين زمينه شروع مي‌كنيم.
«پرونده هاوانا» آخرين ساخته «عليرضا رئيسيان» است كه به دليل اختلافات سرمايه‌گذاران پس از شركت در جشنواره بيست‌و‌چهارم فيلم فجر امكان اكران عمومي نيافت.
در اين فيلم بازيگراني چون نيكي كريمي ،امين تارخ،ماه‌چهره خليلي، حميد رضا پگاه،اصغر همت، همايون ارشادي و نيكو خردمند به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
«پرونده هاوانا» پس از فيلم‌هاي «ريحانه» (1369)، «سفر» (1373) و «ايستگاه متروك» (1380) چهارمين فيلم بلند عليرضا رئيسيان است.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: دكتر پژمان پا را از خط بيرون گذاشته و خودش هم اين را مي‌داند. بر او معلوم است شركت‌هاي چندمليتي بازارهايشان را آسان به دست نياورده‌اند كه آسان از دست بدهند. سوءتفاهم عاطفي از يك سو و درگيري همسرش با وي از ديگر سو آغاز ماجراست.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:39  توسط سجاد  | 

اگر «سوپر استار» بگذارد
شهاب حسینی: سال تحویل به خانه‌های مردم می‌آیم
شهاب حسینی: سال تحویل به خانه‌های مردم می‌آیم



سینمای ما - در حال حاضر سر چه كاري هستيد؟حسيني: فيلم سينمايي «سوپراستار» به كارگرداني تهمينه ميلاني.چندمين همكاري‌تان با تهمينه ميلاني است؟حسيني: دومين همكاري ماست، پيش از اين، در «واكنش پنجم» تجربه حضور در كار ايشان را داشتم.تصويربرداري كار تا نوروز به اتمام مي‌رسد؟حسيني: فكر نمي‌كنم، به احتمال زياد دهه اول فروردين مشغول باشيم.پس با اين حساب نمي‌توانيد برنامه خاصي براي نوروز داشته باشيد؟حسيني: نه، نوروز، تهران، جلوي دوربين، برنامه بدي هم نيست(با خنده)مطابق دو سال گذشته لحظه تحويل سال در سيما خواهيد بود؟حسيني: صحبت‌هايي شده، اما هنوز قطعي نيست.از اين‌كه تحويل سال 87 هم كنار خانواده‌تان نخواهيد بود، آنها و خودتان را ناراحت نمي‌كند؟حسيني: من سال را در كنار خانواده ميليوني خودم نو مي‌كنم، پس از اتمام برنامه هم به سرعت به منزل برمي‌گردم تا ساعات باقي‌مانده از اولين روز فروردين را با همسرم و محمدامين (پسرم) بگذرانم. هر چند فكر مي‌كنم بنده خدا همسرم ديگر به اين عدم حضور عادت كرده باشد.باز هم اين برنامه توليد شبكه تهران است؟حسيني: نه، اين بار در شبكه 2 حضور خواهم داشت البته اگر شرايط مهيا شود، چون همان‌طور كه گفتم مستلزم شرايطي است كه اين امكان را به من بدهد.منظورتان از شرايط چيست؟حسيني: بالاخره من با پروژه سوپراستار قرارداد دارم و وقتم متعلق به اين گروه است پس اگر شرايط فيلمبرداري طوري باشد كه اين امكان را به من بدهد حتما به اين پشنهاد پاسخ مثبت مي‌دهم.از سالي كه گذشت (86) چند درصد رضايت داريد؟حسيني: خدا را شكر زياد، جريانات زندگي مثل گذشته مانند يك منحني هم لحظات خوب را برايم رقم زد و هم تلخ، اما روي هم رفته سال خوبي بود و در بيشتر لحظات منحني خيلي دچار چرخش نمي‌شد، يعني در اين سال لحظات و اتفاقات خوب بيشتري داشتم.و زندگي كاري...؟حسيني: خيلي خوب، خدا را شكر مي‌كنم، امسال پركار بودم و از كارهايي كه انجام دادم راضي‌‌ام.شما در طول يك‌سال ممكن است در چند نقش كاملا متفاوت ظاهر شويد، نقش‌هايي مثل يك روانپريش، يك زنداني، قاتل يا... اين موضوع روي روح و تمركز زندگيتان اثرگذار نيست؟حسيني: خب طبيعتاً اثر خواهد گذاشت.اكثر بازيگران مطرح دنيا پس از اين‌كه در نقشي ظاهر مي‌شوند، مدت‌ها با يك روانپزشك مخصوص در ارتباط هستند تا از نقش بيرون بيايند.حسيني: هروقت استانداردهاي ما مطابق شد با استانداردهاي آنان، حتما همين‌كار را مي‌‌كنيم.اين موضوع نشان‌گر اين نكته است كه آنها به قدري در يك نقش فرو مي‌روند و آن را باور مي‌كنند كه مد‌ت‌ها روي شخصيت‌شان اثر گذاشته و با آن درگيرند و به نظر من اين مهم‌ترين دليل باورپذيري و موفقيت‌ فيلم‌هاي هاليوود است.حسيني: هميشه در موفقيت يك اثر تمام عوامل در كنار هم موثر خواهد بود. يعني اگر يك فيلم موفق است تنها بازيگرانش دليل آن نيستند، اما همان‌طور كه گفتم و كاملاً مبرهن است اين‌كه ما با آنها فاصله داريم. چيزي كه ‌اين‌جا و در كشور ما مصداق دارد و داراي اهميت است اين‌كه، كار نيكوكردن از پركردن است.يعني كميت اولويت داشته و مهم‌تر از كيفيت است؟حسيني: هميشه نه، اما معمولا اين‌گونه است، آن هم به اين دليل كه برخي اوقات كيفيت بعد از كميت حاصل مي‌شود، انجام جريان كاري بدون توقف شما را براي پذيرش و درك نقش‌هاي متفاوت آماده نگه مي‌دارد و در ادامه ضمن حفظ آرامش كاري شرايط ايده‌آل را برايتان به وجود مي‌آورد كه در خيلي از موارد با وقفه و بازبيني روي آثار گذشته ممكن است آن شرايط مطلوب به دست نيايد.به‌طور مثال شهاب حسيني امسال پركار بود و كارهاي زيادي با حضور او از سيما پخش و در سينما اكران شد، اين موضوع در موفقيت شما تاثير داشت؟حسيني: تمام اين كارهايي كه از من پخش شد، توليد سال 86 نبود، بعضا از سال‌هاي گذشته به پخش امسال رسيده بود، اما كسب تجربه‌هاي بيشتر بسيار موثر است، براي همين مي‌گويند بازيگري را از راه كتاب و جزوه نمي‌توان تماما منتقل كرد و بايد جلوي دوربين باشي تا به درك درست از اين هنر برسي. ضمن اين‌كه در كنار تمام اين حرف‌ها معتقد به مدتي آرامش و بازبيني آنچه انجام شده هم هستم.شهاب حسيني پله‌پله رسيده به جايگاه كنوني، شما كار در جلوي دوربين را با اجرا آغاز، سپس در چند سريال كار كرديد و رسيديد به سينما، حضور در جشنواره فجر سال‌هاي گذشته با يك و بعضا دو كار و در نهايت كسب ديپلم افتخار در جشنواره فجر 86، من فكر مي‌كنم با اين اوضاع سيمرغ 87 فيلم فجر در دستان شما باشد...حسيني: هر چه كه خدا بخواهد همان خواهد شد، من هميشه تلاش كرده و مي‌كنم تا كارهايم مورد رضايت مخاطب قرار گيرد، اگر بتوانم سيمرغ جشنواره را بگيرم مسلما خوشحال خواهم شد اما تنها هدفم نيست، سيمرغ پاداش تلاش فردي است كه مستحق تشويق باشد، من هم تلاش مي‌كنم چونان گذشته روند رو به رشدي داشته باشم. يك منحني صعودي ، نه نزولي.پس با گفته من كه پله‌پله مراحل را طي كرديد، موافقيد؟حسيني: تاريخچه كاري من چيزي غير از اين را نشان نمي‌دهد. بزرگ‌ترين آرزو براي سال 87حسيني: بهترين‌‌هاي آسمان و زمين براي همه هموطنان خوبم.بهترين عيدي؟حسيني: هم خوب عيدي مي‌گيرم و هم عيدي خوب مي‌گيرم. در كل هر عيدي جذابيت خاص خودش را دارد، از طرفي از قديم گفتند: دندان اسب پيشكشي را نبايد شمرد، براي همين با روي باز از عيدي‌ها استقبال مي‌كنم.يك جمله نوروزي؟حسيني: بهار هم نشانه‌‌اي است، نشانه‌ها را درياب

 

 

 

محمدرضا شریفی نیا به جمع بازیگران سوپراستار پیوست
این فیلمسازها در ایام نوروز مشغول کارند
این فیلمسازها در ایام نوروز مشغول کارند



سینمای ما - در تعطيلات نوروزي برخي سينماگران همچنان پروژه‌هاي سينمايي‌شان را مقابل دوربين خواهند برد. 
«سوپراستار» تهمينه ميلاني از جمله فيلم‌هايي است كه توليدش در ايام نوروز ادامه دارد و بنا به گفته محمد نيك‌بين تهيه‌كننده فيلم؛ فيلم‌برداري 10 تا 15 فروردين به پايان خواهد رسيد.

محمدرضا شريفي‌نيا و سارا خوئيني‌ها هم به جمع بازيگران قبلي اين فيلم اضافه شده‌اند.

«كتاب قانون» ساخته مازيار ميري ديگر فيلمي است كه فيلم‌برداريش تا اواسط فروردين ادامه خواهد داشت و محمدرضا موييني نيز به صورت هم‌زمان تدوين فيلم را انجام مي‌دهد.

در اين فيلم پرويز پرستويي، دارين خمسه، داود فتحعلي بيگي، مهرداد ضيايي و نگار جواهريان به ايفاي نقش مي‌پردازند.

«پوسته» اولين ساخته بلند مصطفي آل‌احمد هم فيلم‌برداريش تا اواخر فروردين ادامه دارد. حميد فرخ‌نژاد و الناز شاكردوست بازيگران اصلي اين فيلم هستند.

ايرج قادري هم در تعطيلات نوروز «پاتو زمين نگذار» را مقابل دوربين دارد كه فيلمبرداريش تا پايان فروردين ادامه خواهد داشت.

شيلا خداداد، مهدي سلوكي، سحر ريحاني، مهرانه مهين‌ترابي و ايرج قادري بازيگران اين فيلم هستند.

«خروس جنگي» به كارگرداني مسعود اطيابي ديگر فيلمي است كه فيلمبرداريش از 18 اسفند ماه با بازي رضا عطاران و مريلا زارعي آغاز شده است و فيلمبرداري آن تا 20 فروردين ماه ادامه خواهد داشت.

حسينعلي ليالستاني هم «ميزاك» را به تهيه‌كنندگي جهانگير كوثري از 25 اسفند مقابل دوربين برده كه در طول تعطيلات نوروز فيلمبرداري آن ادامه دارد.

باران كوثري، محمدرضا فروتن، داريوش ارجمند، فاطمه معتمدآريا، عليرضا خمسه، رابعه اسگويي، طناز طباطبايي، انوش نصر، رامين ناصرنصير و جمشيد مشايخي بازيگران فيلم هستند كه در لوكيشن كار در تنكابن مقابل دوربين تورج منصوري مي‌روند.

اما ابوالحسن داودي كه بيش از 80 درصد فيلمبرداري پروژه‌ي سينمايي جديدش «زاد و بوم» به پايان رسيده است، در ايام عيد نوروز فيلمبرداري نخواهد داشت و مجددا فيلمبرداري‌ آن از ارديبهشت ماه در خارج از كشور پي گرفته مي‌شود.

و اين روزها و در تعطيلات نوروزي كمال تبريزي «پاداش» را همچنان در سكوت كامل خبري مي‌سازد.

«عيار 14 » پرويز شهبازي هم فيلم‌برداريش به پايان رسيده و كارهاي فني‌اش در سال جديد انجام مي‌شود.در اين فيلم محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ، مينا ساداتي، كامبيز ديرباز و مهشيد افشارزاده بازي داشتند.

فيلمبرداري «تاكسي نارنجي» ابراهيم وحيدزاده پانزده فروردين ماه دوباره پي گرفته مي‌شود.

و «هفت دقيقه تا پاييز» عليرضا اميني از جمله فيلم‌هايي است كه با طي‌شدن مرحله پيش‌توليدش، بعد از تعطيلات نوروز فيلمبردايش با حضور الناز شاكردوست، نيما شاهرخ‌شاهي و محسن طنابنده آغاز مي‌شود.

 

 

 

صحنه های رحلت حضرت امام (ره) اتمام کار است

« فرزند صبح » در جماران ادامه دارد

فیلمبرداری صحنه‌های رحلت امام خمینی (ره) در فیلم سینمایی "فرزند صبح" هفته آینده در بیمارستان جماران آغاز می‌شود.
تهیه کننده فیلم سینمایی "فرزند صبح" به کارگردانی بهروز افخمی با اعلام این خبر گفت: "صحنه های لوکیشن شهریار به پایان رسیده و امیدوارم دوباره برای تکرار به شهریار بازنگردیم. دکورهای بیمارستان جماران آماده شده و در حال حاضر مشغول تست گریم هستیم که احتمالا فیلمبرداری یکی دو روز دیگر آغاز می شود."


محمدرضا شرف الدین از حضور محمدعلی کشاورز در این فیلم خبر داد و تصریح کرد: "کشاورز در نقش حاج علی اکبر معلم دامغانی یکی از دوستان نزدیک امام خمینی (ره) جلو دوربین خواهد رفت. پس از فیلمبرداری صحنه های بیمارستان جماران صحنه‌های فرودگاه را فیلمبرداری می‌کنیم که مربوط به تبعید حضرت امام (ره) به ترکیه است."

وی درباره زمان پایان فیلمبرداری "فرزند صبح" گفت: "یک هفته دیگر فیلمبرداری تمام می‌شود! شش ماه است که افخمی می گوید هفته آینده فیلمبرداری تمام می شود. به هر حال حرف مرد یکی است و بهروز افخمی خیلی مرد است."

 

 

وقتي «غلام ورني» توي قبر نمي‌خوابد
گزارش پشت صحنه سريال «اس ام اس از ديار باقي»
گزارش پشت صحنه سريال «اس ام اس از ديار باقي»


سینمای ما - افشين سنگ‌چاپ، دستيار مقدم از پشت تلفن نشاني را مي‌دهد؛ رستوراني در خيابان پاسداران. وقتي از پله‌هاي رستوران پايين مي‌رويم آدم‌هاي مختلف گروه را مي‌بينيم كه مشغول آماده‌سازي اولين سكانس براي تصويربرداري امروز هستند. قرار است صحنه ملاقات منصور سيم‌خواه (محمدرضا شريفي‌نيا) و شيرين همسر دوم سيم‌‌خواه (شيلا خداداد) تصويربرداري ‌شود. افشين سنگ‌چاپ براي جواني كه نقش گارسون را بازي مي‌كند نحوه ورود و جايي را كه بايد بايستد، توضيح مي‌دهد.

محمدرضا شريفي‌نيا و شيلا خداداد آن عقب روبه‌روي هم نشسته‌اند. بعد عده‌اي هنرور روي صندلي‌ها مي‌نشينند و همه چيز براي تصويربرداري آماده مي‌شود. با صداي حركت سنگ‌چاپ، دوربين امير معقولي گارسون را دنبال مي‌كند، اما هنوز به ميز شريفي‌نيا و خداداد نرسيده، صداي كات بلند مي‌شود. ظاهرا سايه بوم توي كادر بوده است.

موضوع چيه؟

سيروس مقدم را همه آنها كه پيگير آثار تلويزيوني باشند، مي‌شناسند. او درباره كار جديدش مي‌گويد: «اس ام اس از ديار باقي» قصه زندگي مردي به نام منصور سيم‌خواه است كه بشدت بدهكار است و طلبكاران بسياري به دنبال او هستند. علاوه بر اين او با بحران خانوادگي نيز روبه‌روست و اين فشارها آنقدر زياد مي‌شود كه در نهايت تصميم مي‌گيرد نقشه عجيبي را اجرا كند.

نقشه اين است كه او خودش را به مردن بزند تا بعد از مراسم خاكسپاري به طريقي به آن طرف آب برود و اين‌گونه از شر طلبكارها و بحران‌هاي اطرافش خلاصي يابد. ابتدا همه چيز آن‌گونه كه او فكر مي‌كند، پيش مي‌رود تا اين‌كه اجراي نقشه با تغييراتي همراه مي‌شود و اين تغييرات سيم‌خواه را دچار يكسري دردسرهاي تازه مي‌كند تا آنجا كه مجبور مي‌شود 48 ساعت در قبر به سر ببرد و از همان جا به وسيله اس ام اس با ديگران تماس برقرار كند؛ اما حتي تكنولوژي هم ديگر نمي‌‌تواند به كمك او بيايد.

با صداي «بريم آقا شب شد» سيروس مقدم دوباره گروه براي تصويربرداري اين سكانس آماده مي‌شوند؛ اما باز هم اتفاقي مي‌افتد كه رضايت كارگردان جلب نمي‌شود. شيلا خداداد را پيش از اين سر صحنه سريال مسافري از هند ديده بودم. خودش اميدوار است نقشي كه در اين سريال بازي مي‌كند به اندازه «سيتا»ي مسافري از هند براي مردم جذاب باشد.

او درباره نوع طنز سريال «اس ام اس از ديار باقي» مي‌گويد: «من پيشتر در فيلم‌هاي طنزي چون ازدواج به سبك ايراني و يك اشتباه كوچولو كه هنوز نمايش داده نشده بازي كردم، اما فكر مي‌كنم ميزان طنز در اين سريال از آن دو فيلم بيشتر باشد.»

شايد، طنز حرفه‌اي

سيروس مقدم از آن دست كارگرداناني است كه تلاش مي‌كند كارش به بهترين نحو ممكن به آنتن پخش تلويزيون برسد و به همين دليل هم آثاري مثل «اغماء» و «نرگس» هنگام پخش با اقبال روبه‌رو مي‌شوند؛ اما آيا «اس ام اس از ديار باقي» همان ويژگي‌هاي 2 اثر قبلي اين كارگردان را دارد و مي‌تواند مخاطب جلب كند؟ مقدم با اشاره به اين مطلب كه هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست مي‌گويد: اس ام اس از ديار باقي چند ويژگي دارد كه وقتي آنها را كنار هم مي‌گذاريم به نظر مي‌آيد كار بايد جذاب و پر بيننده باشد، اول اين كه ما قصه نو، خوب و شكيلي داريم، دوم اين‌كه از گروهي بازيگران موفق و حرفه‌اي استفاده كرده‌ايم و سوم اين كه از يك منظر تازه به مقوله طنز نگاه كرده‌ايم.

شايد اين براي اولين بار باشد كه در تلويزيون يك كار طنز با ساختار كاملا حرفه‌اي و كلاسيك توليد مي‌شود.

البته مقدم علت اين كه چرا ساخت اين سريال طنز را قبول كرده، همان وجود بار اجتماعي قصه عنوان مي‌كند و مي‌گويد: اولين ويژگي كه براي خود من داشت، تنوعي بود كه لازم داشتم در كارهايم ايجاد كنم. اگر از من بپرسيد، چرا اين قصه را مي‌گويم به دليل اين است كه «اس ام اس از ديار باقي» بار اجتماعي بالايي دارد و نگاه من هم به قصه كاملا جدي است، ولي موقعيتي كه آدم‌ها در آن قرار مي‌گيرند، طنز است. بنابراين هدف خنداندن مخاطب نيست.

از نفس افتاده‌

محمدرضا شريفي‌نيا درباره نقش منصور سيم‌خواه مي‌گويد سيم‌‌خواه آدمي است كه در مسائل مادي غرق شده و تلاش مي‌كند به هر طريقي در كارش موفق شود. او از موقعيت مثبتش فاصله گرفته است و در اين شرايط به يك تلنگر احتياج دارد تا او را به خودش بياورد و به آدمي تبديل شود كه غير از ماديات به چيزهاي ديگري هم فكر كند. فكر مي‌كنم شروع تغيير رفتاري اين شخصيت از ويژگي‌هايي است كه براي يك بازيگر جاي مانور دارد.

شريفي نيا را مدت‌هاست در تلويزيون و در هيات يك بازيگر نديده‌ايم. خودش در اين‌باره مي‌گويد: والله قبلا پشت صحنه كارهايي كه در تلويزيون تهيه شدند، همكاري داشتم، اما بعد از سريال «سفر سبز» به‌عنوان بازيگر حضور نداشتم اگر چه به‌عنوان مشاور كارگردان، مشاور توليد و يا انتخاب بازيگر با سريال‌هاي مختلفي همكاري كرده‌ام مثل سريال معصوميت از دست رفته (مشاور كارگردان و مشاور توليد)، سريال ساعت شني (انتخاب بازيگر)، سريال كلاه پهلوي (انتخاب بازيگر و مشاور هنري) همكاري كرده‌ام، منتها در اين چند سال اخير بيشتر درگير سينما بودم. امسال حسب‌الامر دوستان قرار شد كاري در تلويزيون داشته باشم و اين نقش پيشنهاد شد و من هم به علت سابقه دوستي كه با سيروس مقدم از هنگام تهيه سريال امام علي (ع) داشتم، خواستم اين همكاري را تجديد كنم.

ديگر بازيگر اين سريال افسانه بايگان است، او نقش بدري همسر اول منصور سيم‌خواه را بازي مي‌كند. خودش درباره علت حضور در اين سريال طنز مي‌گويد: در سينما راجع به اين موضوع اثر ساخته شده اما در تلويزيون چندان به آن نپرداخته‌ايم و اين يك ويژگي است كه براي من جذابيت‌هاي خودش را داشت. بدري زني است كه دچار دردسر‌هايي مي‌شود كه همسرش آنها را پديد آورده است.

بايگان در ادامه به موضوعات ديگري هم اشاره مي‌كند: مردم ما خيلي خوب اين‌گونه كارها را نگاه مي‌كنند و از آن استقبال مي‌كنند، خصوصا كارهاي مناسبتي كه به شكل درستي ساخته شده باشند، مثل سريال اغماء كه سيروس مقدم آن را ساخت و من آن را خيلي پسنديدم.

«اس ام اس از ديار باقي» با همه نگاهي كه به طنز دارد به آثار ماوراء‌الطبيعه هم نظر دارد. بايگان با اشاره به اين موضوع مي‌گويد: متاسفانه جامعه ما به دلايلي كه خيلي شناخته شده نيست، بيش از حد با موضوعات زميني دست و پنجه نرم مي‌كند. خيلي خوب است كه آثاري مثل اين ما را به خودمان بياورد.

غلام ورني وارد مي‌شود

در اين سريال بجز بازيگراني كه نامشان آمد، بازيگران ديگري هم هستند كه به ايفاي نقش مي‌پردازند. سروش گودرزي و حامد كميلي دو بازيگري هستند كه در سريال ايفاگر نقش‌هاي حميد و حامد پسران سيم‌خواه هستند. حميد (سروش گودرزي) پسري وابسته به مادر است و حامد (حامد كميلي) برادر او بيشتر خلق و خوي پدر را گرفته و معرفي او هم از جايي آغاز مي‌شود كه در زندان به‌سر مي‌برد. حميد لولايي، ديگر بازيگري است كه در اين سريال ايفاي نقش مي‌كند. او در نقش بهرام برادر بدري ظاهر شده كه مدام در گوش خواهرش مي‌خواند كه منصور همسر ديگري اختيار كرده و بگو مگوهاي بسياري با سيم‌‌خواه دارد.

رضا شفيعي جم هم در نقش غلام ورني كه يك آدم تن‌پرور و راحت‌طلب است ظاهر شده و همان كسي است كه قرار است پولي بگيرد و به‌جاي منصور توي قبر بخوابد، اما در لحظات آخر جا مي‌زند و همين موضوع باعث مي‌شود منصور در قبر گرفتار شود.

نادر سليماني، بازيگر ديگر اين سريال است كه در نقش طراح نقشه و يك پدرخوانده تمام عيار ظاهر شده. او با وجود آن كه ظاهر موجهي دارد، اما بسيار پشت هم‌انداز است و كسي است كه از زندان با پسر سيم‌خواه آشنا شده و آن نقشه عجيب و غريب را مي‌كشد.

خود سليماني درباره نقشي كه در اين سريال بازي مي‌كند، مي‌گويد: اين نقش با ديگر نقش‌‌هايي كه بازي كرده‌ام متفاوت است، چرا كه من در اينجا جدي بازي مي‌‌كنم و سعي در طنز بازي كردن ندارم. روان‌خواه، رئيس باندي است كه همه كاري انجام مي‌دهد از كفن و دفن گرفته تا آرايش مو!

اما شايد برايتان بامزه باشد كه بدانيد سليماني اين بار دوربيني به دست داشت و جا به جا عكاسي مي‌كرد، وقتي از كارش پرسيدم گفت: من عاشق عكاسي هستم و سر كارهايي كه بازي مي‌‌كنم عكس هم مي‌گيرم.

«كات» بي «كات»

حالا قرار است نماهاي بيروني تصويربرداري شود. روز اول اسفند است و هوا حسابي سرد. قرار است محمدرضا شريفي‌نيا و افسانه بايگان از رستوران خارج شده و سوار اتومبيل مدل بالايشان شوند، اما به خاطر بي‌دقتي اتومبيل داخل جوي مي‌افتد. بعد گروهي از جوانان به كمك آمده و اتومبيل را از داخل جوي بيرون مي‌آورند.

همين صحنه به ظاهر كوتاه، حسابي وقت گروه را مي‌گيرد. مردم جمع شده‌اند و هر كس چيزي مي‌گويد. يك موتوري خيلي جدي و قاطع فرياد مي‌زند كات!

اما كار تصويربرداري قطع نمي‌شود. بعد سر وكله ماموري پيدا مي‌شود و به سماور و گروهي كه روبه‌روي بانك ايستاده‌اند گير مي‌دهد. تصويربرداري در فضاي آزاد و خصوصا جاي شلوغي مثل خيابان‌هاي تهران خودش عذاب اليم است چه برسد به اين كه هواي سرد زمستاني را بخواهيم به آن اضافه كنيم. به هر مصيبتي است، كار تصويربرداري اين سكانس كه به زحمت به يك دقيقه مي‌رسد تمام مي‌شود و گروه خود را براي تصويربرداري بقيه سكانس‌هاي باقي‌مانده آماده مي‌كند.

هيس‌

وقتي همه جا را سكوت فرامي‌گيرد و صداي «هيس! هيس!» بلند مي‌شود معلوم است كه صحنه براي تصويربرداري آماده شده. دوربين آرام راه مي‌افتد و جلوي شريفي‌نيا و خداداد متوقف مي‌شود:

منصور: بخور ديگه.

شيرين: تا نگي مناسبت امشب چيه، دست به هيچ چيز نمي‌زنم.

منصور: سندارو آوردي؟

شيرين: آره.

منصور: بدش به من.

شيرين: واسه چي مي‌خواي؟

منصور: فردا اول وقت مي‌دم محضر كاراشو انجام بده. فقط تو يه تك پا ظهر برو امضا كن، زمينتو تحويل بگير.

شيرين: از اون زميناي اوقافي نباشه.

منصور: نه خيالت راحت. اينا زميناي رو تپه‌س خيلي چشم‌انداز خوبي داره...

شيرين: اون زمينا كه سرش دعوا بود، هزار عيب و ايراد داشت.

منصور: عيب و ايرادش رفع شد. يه خورده پول تو گلوش گيركرده بود. پول لاكردار خودش حلال مشكلاته.

شيرين: نمي‌دونم چه جوري ازت تشكر كنم.

منصور: آخ قلبم!‌ (قلبش را مي‌گيرد)

شيرين: چت شد؟ منصور... حالت خوبه؟

منصور: آره رد كرد!‌

 

 

 

بیش از چهار قسمت از آغاز این مجموعه تلویزیونی نگذشته که...
شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"
شکایت ثبت احوال فارس از سریال "مرد هزارچهره"


سینمای ما - اداره كل ثبت احوال استان فارس از تهيه كنندگان مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

به نوشته الف وکیل اداره كل ثبت احوال استان فارس ، با تهیه و تقدیم دادخواستی به دادگستري فارس از مسئولان و دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مرد هزار چهره شكايت كرد.

در اين دادخواست مواردي به عنوان دلايل و مستندات توهين بيان شده است از جمله: انتصاب شخصيت اصلي داستان به عنوان شخص كلاهبردار شياد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شيراز، ارائه فضاي بي نظم و خارج از شان اداري در ثبت احوال شیراز و القاي سوئ استفاده از موقعيت شغلي توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز.

در اين دادخواست، ثبت احوال استان فارس خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 ميليارد ريال به عنوان خسارت معنوي وارد شده به مجموعه ثبت احوال شيراز شده است.

سریال طنز مرد هزار چهره با کارگردانی و بازی مهران مدیری از روز اول فروردین 87 ، هر شب ساعت 23 از شبکه سوم سیما پخش می شود. در قسمتهای اول و دوم این سریال، دیوانسالاری پیچیده و نظام اداری کشور بطور غیر مستقیم به باد تمسخر گرفته شده است.

در سریالهای مشابه و طنزهای انتقادی قبلی مهران مدیری، ناهنجاری های نظام اداری و سیاسی کشور بدون اشاره مستقیم به سازمان یا محلی خاص، نقد می شد اما در داستان "مرد هزار چهره" ، ناهنجاری های اداری در اداره ثبت احوال شیراز- به عنوان نمونه ای از ادارات کشور - اتفاق می افتد.


+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:17  توسط سجاد  | 

«بهنام بهزادي» خبر داد

«تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» در اولين فرصت اكران مي‌شود

«بهنام بهزادي» كارگردان و تهيه‌كننده پديده جشنواره فيلم فجر «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» خبر از تلاش براي اكران عمومي اين فيلم در اولين فرصت ممكن داد.
«بهنام بهزادي» گفت: زمان مشخصي براي اكران فيلم مدنظر ندارم اما به دنبال اكران آن هستم و قصد دارم در اولين فرصت اقدام به اكران آن كنم.
وي درباره فعاليت‌هايش در اين روزها گفت: فعلا دوران نقاهت پس از ساخت فيلم را طي مي‌كنم و فعلا قصد ساخت فيلم جديدي را ندارم.
بهزادي با اشاره به ساخته نشده مستند «شهر كوچك،يك انتخاب»، گفت: اين مستند كه به انتخابات مجلس شوراي اسلامي مي‌پرداخت، به دليل طول كشيدن تصميم‌گيري‌، زمان را از دست داديم و كار به توليد نرسيد.
وي ادامه داد: مستند «حسين عليزاده» نيز همچنان به روند خود ادامه مي‌دهد و فيلمبرداري آن انجام در حال انجام است.

 

 

 

 

 

"زن‌ها فرشته‌اند" از احتمال اکران نوروز خارج شد

"زن‌ها فرشته‌اند" نوروز نمی آید

فیلم سینمایی "زن‌ها فرشته‌اند" به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی بهار سال آینده به نمایش عمومی درمی‌آید.
"زن‌ها فرشته‌اند" دومین فیلم بلند شاه‌حسینی که به تازگی پروانه نمایش گرفته و پیش از این از احتمالات اکران نوروز 87 بود، خردادماه سال آینده اکران عمومی می‌شود. آنونس این فیلم توسط کامران قدکچیان ساخته شده و به زودی در سینماها به نمایش درمی‌آید.
در خلاصه داستان فیلم آمده: اگر سفرتون به هر دلیل لغو شد و بیش از حد دلتنگ همسرتون شدید، خیلی خوشحال نشین؛ چون دیوار موش داره ... مهتاب کرامتی، نیکی کریمی، امین حیایی، لیلا اوتادی، لادن طباطبایی، مریم سلطانی، محمدرضا شریفی‌نیا، احمد پورمخبر، فرامرز روشنایی و مرتضی کاظمی بازیگران این فیلم هستند.
سایر عوامل "زن‌ها فرشته‌اند" عبارتند از تهیه‌کنندگان: عبدالله علیخانی و حسین فرحبخش، مدیر فیلمبرداری: فرج حیدری، تدوین: مستانه مهاجر، طراح چهره‌پردازی: عبدالله اسکندری، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی، صدابردار: بابک اخوان، عکاس: احمد احمدی، محصول موسسه سینمایی پویا فیلم.

 

رضا كريمي خبر داد

«انعكاس» براي اكران عمومي ميكس مجدد مي‌شود

فيلم سينمايي «انعكاس» به كارگرداني «رضا كريمي» براي اكران عمومي ميكس مجدد مي‌شود.
رضا كريمي اظهار داشت:پس از نمايش فيلم در جشنواره به اين نتيجه رسيديم كه بخش‌هايي از فيلم نياز به اصلاح صدا دارد.
وي ادامه داد:اين اصلاحات بنيادي نيست و تغييري در خود كار اعمال نخواهد شد و فيلم همان چيزي خواهد بود كه در جشنواره فجر به نمايش در آمد.
كريمي با بيان اين مطلب كه «انعكاس» به رغم داشتن فرصت محدود براي نمايش در جشنواره،با تماشاگران بسياري ارتباط برقرار كرده،افزود: مخاطب با توجه به اينكه فيلم فقط چند نمايش محدود داشت،با آن ارتباط برقرار كرد و در نظرسنجي‌ها 42درصد آراء را بدست آورد كه با احتساب اين آراء به نظرم ارتباط خوبي با مخاطب بوجود آمده است.
كارگردان «انعكاس» كه قرار است در تابستان سال آينده به اكران عمومي در بيايد،گفت:با توجه به استقبال مخاطب در جشنواره از فيلم،پيشبيني من اين است كه در اكران نيز اينگونه باشد.
«انعكاس» را سعيد حاجي‌ميري تهيه كرده است و مهناز افشار، كامبيز ديرباز و حميد گودرزي در اين فيلم به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

 

 

 

بازیگران پرکار تلویزیون در سال 1386
بازیگران پرکار تلویزیون در سال 1386


سینمای ما -


شهرام عبدلی:


شهرام عبدلی پس از بازی در نقش‌های منفی و به شهرت رسیدن در تلویزیون، روند پرکاری عبدلی شروع شد. او در «آدمخوار» یکی از همان نقش‌های آشنا را بازی کرد. اما تلاش کرد در انتخاب‌های بعدی‌اش فضاهای تازه‌تری را تجربه کند. او در سریال‌های «گیلعاد»، «خونمردگی»، «گلستان در‌ آتش»،‌ «غریبه از قریب» و «سایه‌ای در تاریکی» مقابل دوربین رفت.

شهرام عبدلی در اغلب نقش‌هایش همان تصویر آشنایی که با مجموعه «خط قرمز» قاسم جعفری در ذهن مخاطب ایجاد شده بود، کامل می‌کند. تعداد نقش‌های مثبتی که به او پیشنهاد می‌شود کم است و انتخاب‌های او هم محدود. گاهی حتی پرکاری هم این فرصت را به او نداده تا نقش‌های متنوعی را تجربه کند.

▪ مهدی هاشمی:

این بازیگر گزیده‌کار، امسال فرصت نقش‌آفرینی در مجموعه‌ها و تله فیلم‌های مختلفی را داشت، به‌نظر می‌رسد نقش‌هایی که به هاشمی پیشنهاد شد آنقدر وسوسه‌کننده بود که این بازیگر را به پذیرفتن‌شان ترغیب کند. هاشمی طی سال ۸۶ دو مجموعه موفق و پربیننده روی آنتن داشت. «رقص پرواز » که سال ۸۴ تولید شده و از مجموعه‌های متفاوت دفاع مقدس است و دیگری «روزگار قریب» که هاشمی چند سال مشغول بازی در آن بود.

این بازیگر در «روزگار قریب» بار دیگر نقشی را تجربه کرد که برگرفته از یک شخصیت واقعی است. تفاوت این دو نقش و طراوت بازی هاشمی در این دو مجموعه به یادمان آورد که او همچنان یکی از بهترین بازیگران ما است و دقت و حساسیتش برای پذیرفتن نقش معمولاً به نتایج قابل قبولی ختم می‌شود. هاشمی همچنین در تله فیلم «وقت اضافه» با مهرداد خوشبخت همکاری کرد و فرصت بازی در تئاتر تلویزیونی «پسران آفتاب» را هم از دست نداد، او خوب می‌داند که حضور در پروژه‌ای که نام محمد رحمانیان را به عنوان کارگردان بر پیشانی دارد اتفاقی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت. مهدی هاشمی این روزها مشغول بازی در مجموعه «کارآگاهان» به کارگردانی حمید لبخنده است. او با این نقش برای اولین‌بار فضای پلیسی را تجربه می‌کند و در قالب یک کارآگاه کارکشته ظاهر می‌شود.

▪ اکبر عبدی:

اکبر عبدی امسال در تلویزیون فرصت بازی در نقش‌های متفاوتی را داشت. او در مجموعه «گل یا پوچ» مثل همیشه در قالب کاراکتری شوخ و بذله‌گو ظاهر شد و در بخش‌هایی از این مجموعه عبدی نقش یک پیرزن را بازی کرد. عبدی، توانایی‌اش در تقلید صدا را بار دیگر در این مجموعه نشان داد. بازی در نقش جبیر در مجموعه «ستاره سهیل» امیر قویدل و تجربه نقشی تاریخی با گریمی متفاوت یکی دیگر از فعالیت‌های عبدی در سال ۸۶ بود. این مجموعه در ایام محرم از تلویزیون پخش شد. این بازیگر با بازی در نقش‌های جدی و متفاوت تلاش می‌کند به سنت بازی‌اش در نقش‌های کمیک پایان بدهد. عبدی در تله‌فیلم «جاده آسمان» کامبیز کاشفی که مدتی پیش از تلویزیون پخش شد هم نقشی را بازی کرد که از او فاصله داشت، اما اجرای درست این بازیگر از نقش آن را به یکی از تجربه‌های موفق عبدی تبدیل کرد. طی سال ۸۶ تله فیلم «مظفرنامه» ساخته محمدرضا ورزی و ایفای نقش مظفرالدین شاه هم یکی دیگر از تجربه‌های عبدی در نقش‌های تاریخی بود، او قرار است در سریال «نردبانی بر آسمان» محمدحسین لطیفی بازی کند. اکبر عبدی در تجربه‌های اخیرش از نقش‌های کمدی فاصله گرفته است و حضور در نقش‌های تاریخی و مسن‌تر از خود را هم تجربه کرده است. حضور او در این نقش‌ها نشان می‌دهد که عبدی مسیر تازه‌ای را در بازیگری دنبال می‌کند.

▪ آتیلا پسیانی:

آتیلا پسیانی در تلویزیون بازیگر پرکاری است، البته دلیل این پرکاری به‌خاطر حضور در نقش‌های کوتاهی است که زمان زیادی از پسیانی نمی‌گیرد، او معمولاً در کنار بازیگری در این مجموعه‌ها می‌تواند در سینما هم حضور داشته باشد. بازی در تئاتر را هم از دست ندهد و گاهی نمایشی را روی صحنه ببرد. پسیانی را امسال در دو نقش ویژه دیدیم.

در «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان و «بیداری» بهرام عظیم‌پور، پسیانی اجرایی دلنشین از نقش‌ها دارد. در تله‌فیلم‌ «اخراجی» او نقش پلیسی سرخورده و تلخ را بازی کرد. حضور گرم او در این نقش‌های متفاوت، توانایی‌های این بازیگر را نشان می‌دهد.

توانایی و قابلیتی که در این نقش‌های کوتاه هم عیان می‌شود. پسیانی در تله‌فیلم‌های «خون‌آشام روی بام» و «بازگشت» هم نقش‌هایی متفاوت را تجربه کرد. آتیلا پسیانی مجموعه‌ای از نقش‌های مثبت و منفی را در تلویزیون بازی کرده است و همان قدر که در اجرای نقش مثبت موفق بوده، در اجرای نقش منفی هم موفق است.

▪ فرهاد قائمیان:

پس از مجموعه «وفا» و تجربه نقش جذاب خرچنگ، می‌شد انتظار داشت فرهاد قائمیان مسیر تازه‌ای را در بازیگری شروع کند. در سال ۸۶ قائمیان در دو مجموعه پربیننده حضور داشت. او در مجموعه تلویزیونی «شهریار» کمال تبریزی نقش متفاوتی را تجربه کرد. بازی درونی و کنترل شده او در نقش روحانی موقر و معتمد شهر از امتیازهای کارنامه این بازیگر است. قائمیان در انتخاب‌های تازه‌اش سعی کرده از نقش‌های قبلی فاصله بگیرد.

در سریال پلیسی «بی صدا فریادکن» او نقش پلیس را بازی کرد و در تله‌فیلم «سرقت» نقش یک خلافکار باهوش را. حضور او در «جایی نزدیک آسمان» هم در راستای حضور در نقش‌های تازه و متفاوت بود. شاید تنها اشتباه حرفه‌ای قائمیان در سال ۸۶ پذیرفتن بازی در مجموعه «شکرانه» سعید سلطانی بود. او تلاش کرده بود با استفاده از لهجه تاجیکی شخصیت غریب این خلافکار عاشق را به شکلی باورپذیر اجرا کند، اما کلیت مجموعه آن‌قدر ضعف داشت که قائمیان نمی‌توانست به تنهایی کاری از پیش ببرد. قرار بود این بازیگر در مجموعه تازه بهروز افخمی با عنوان «آتشنشان‌ها» مقابل دوربین برود، اما به دلایلی از حضور در این پروژه انصراف داد.

▪ آتنه فقیه‌نصیری :

حضور پررنگ آتنه فقیه‌نصیری در تلویزیون کمی تعجب‌برانگیز است. البته اغلب نقش‌هایی که او بازی کرده در تله‌فیلم‌ها بوده و این‌طور که به نظر می‌رسد فقیه‌نصیری همچنان برای بازی در سریال‌ها وسواس دارد. «مدار صفر درجه» تنها سریالی بود که با بازی فقیه نصیری روی آنتن رفت. او در این مجموعه نقشی تازه را تجربه کرد.

او در تله‌فیلم‌های «از شنبه تا پنجشنبه»، «سایاب»، «نامادری» و «پرنده شاهین» هم بازی کرد. این بازیگر در مجموعه نوروزی «نشانی» پس از چند سال دوباره با رامبد جوان همکاری کرد. فقیه‌نصیری در این مجموعه در نقش لیلا، دختری که تازه از خارج از کشور به ایران آمده، بازی کرده است و به نوعی بازیگر نقش اصلی محسوب می‌شود.

آنها پیش از این در «خانه سبز» و «گمگشته» همکاری کرده بودند. فقیه‌نصیری به‌زودی در تله‌فیلم «پیمان» به کارگردانی مصطفی صفاری نیز مقابل دوربین می‌رود. آتنه فقیه‌نصیری این روزها که از سینما فاصله گرفته است، تلاش می‌کند با بازی در نقش‌های متنوع و متفاوت مجموعه‌ها و تله‌فیلم‌های تلویزیونی، فرصتی برای محک زدن قابلیت‌هایش برای خود ایجاد کند.

▪ کمند امیرسلیمانی :

بازیگر پرکار دهه ۷۰ در سینما، این سال‌ها بیشتر در تلویزیون فعال بوده تا سینما. بعد از تجربه موفق «مشق عشق» امیر سلیمانی در «ساعت شنی»‌برای دومین بار با بهرام بهرامیان همکاری کرد. او در این مجموعه نقش دختری جوان را بازی کرد که با مسائل خانوادگی مختلفی روبه‌رو است. او در چند تله‌فیلم که در سال ۸۶ تولید شد مقابل دوربین رفت و با آرش معیریان و کاظم راست‌گفتار همکاری کرد. «گامی در تاریکی»، «مظفرنامه» و «اگر تو بودی» تجربه‌های این بازیگر در عرصه‌ای تازه بودند. امیرسلیمانی قرار است در مجموعه تاریخی «نردبانی بر آسمان» به کارگردانی محمدحسین لطیفی مقابل دوربین برود. حضور در تله‌فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی برای کمند امیرسلیمانی فرصت مناسبی بود تا این بازیگر توانایی‌هایش را ثابت کند. حضور قابل توجه او در مجموعه «ساعت شنی» نشان‌دهنده این اتفاق است.

▪ شهره سلطانی:

بازیگر باسابقه تئاتر، طی سال ۸۶ در تلویزیون هم پر کار بود. او در مجموعه‌های «ماروپله» و «خونمردگی» بازی کرد. حضور در تله‌فیلم‌های «گیلعاد» و «تاوان» هم از فعالیت‌های این بازیگر است. سلطانی سعی کرد از پرسونای همیشگی‌اش یعنی زنی جوان، پرجنب و جوش و پرتحرک فاصله بگیرد و حتی نقش کاراکترهای منفی را بازی کند. او در تله‌تئاتر «مهمانی زندگان» هم مقابل دوربین رفت تا چندان از تئاتر دور نباشد.

▪ فاطمه گودرزی:

فاطمه گودرزی با حضور در چندین تله‌فیلم در سالی که گذشت، نقش‌های متنوع و متفاوتی را تجربه کرده است. نقش زنی سالخورده و شهرستانی در «عمه ماه منیر» شهره لرستانی با آن لهجه شیرین ملایری، مهندسی جوان و کارکشته در «خاموشی دریا»، او در «جان شیفته»، «رز سرخ» و «غریبه از قریب» هم مقابل دوربین رفت.

روند پرکاری این بازیگر تا پایان سال ادامه داشته و قرار است به زودی در «۴ متر آن طرف‌تر» با فریدون فرهودی همکاری کند. با توجه به کمبود نقش‌های مناسب برای بازیگران میانسال زن در سینما طبیعی است که بازیگرانی مثل گودرزی ترجیح بدهند در تلویزیون نقش‌های متنوعی را تجربه کنند.

 

 

آغاز اکران «دایره زنگی» با 20 سینما
 

اکران فیلم سینمایی «دایره زنگی» ساخته پریسا بخت‌آور از 29 اسفندماه در گروه سینمایی قدس آغاز می‌شود.

«دایره زنگی» نخستین تجربه بلند سینمایی بخت‌آور است که در سینماهای آزادی، ایران، ماندانا، اریکه ایرانیان، پارس، عصر جدید، جوان، پیروزی، جمهوری، حافظ، موزه سینما، المپیا، فرهنگسرای نیاوران، جی، پردیس تماشا، قیام، فلسطین، مرکزی و فرهنگسراهای فدک و اشراق به نمایش عمومی درمی‌آید.

همچنین «دایره زنگی» همزمان با تهران در شهرستان‌های شیراز، کرمان، اراک، مشهد، اصفهان، همدان، کرمانشاه، اهواز، یزد، کرج و ... روی پرده خواهد رفت. کارهای تبلیغاتی و نصب بیلبوردهای این فیلم که پخش آن به عهده هدایت فیلم است نیز به زودی آغاز خواهد شد.

خلاصه داستان این فیلم آمده است: صبح روز جمعه شیرین و محمد تنها تا پایان روز فرصت دارند هزینه تعمیر خودرویی را که با آن تصادف کرده‌اند تأمین کنند. این دو به ناچار راهی خانه‌ای در شمال شهر می‌شوند تا با کاری که انجام می‌دهند پول مورد نیاز را تأمین کنند.

در «دایره زنگی» مهران مدیری، باران کوثری، صابر ابر، امین حیایی، بهاره رهنما، امید روحانی، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و ملیکا شریفی‌نیا، گوهر خیراندیش، نیلوفر خوش‌خلق، نیما شاهرخشاهی، اکرم محمدی، امیر نوری، محسن قاضی مرادی، کیانوش گرامی و آفرین چیت‌ساز به ایفای نقش می‌پردازند.

سایر عوامل این فیلم عبارتند از نویسنده: اصغر فرهادی، صدابردار: بهمن اردلان، طراح صحنه و لباس: کیوان مقدم، طراح چهره‌پردازی: ایمان امیدواری، مدیر تولید: مجتبی متولی، عکس: سروناز مستوفی و عبدالله عبدی‌نسب، منشی صحنه: مریم نراقی، محصول بشرا فیلم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:9  توسط سجاد  | 

 «دایره زنگی» اولین ساخته بلند پریسا بخت‌آور جنجال زیادی در جشنواره فیلم فجر به پا کرد.

 
این فیلم که بازیگران زیادی دارد در زمان ساخت و پس از آن اهالی سینما با جنجال‌های زیادی روبرو کرد.
پریسا بخت‌آور قصد داشت هدیه تهرانی – که گفته می‌شد دوست صمیمی‌ اوست – را برای نقش اول به بازی بگیرد اما با پاسخ منفی او مواجه شد.
«دایره زنگی» با اصلاحاتی به بخش فیلم‌ مهمان وارد شد ولی از بخش مسابقه حذف شد تا پریسا بخت‌آور و همراهانش در این فیلم در جشنواره حضور نداشته باشند.
در فیلم سینمایی «دایره زنگی» مهران مدیری، باران کوثری، امین حیایی، محمدرضا شریفی‌نیا، صابر ابر و گوهر خیراندیش به ایفای نقش پرداخته‌اند.
 
 

تازه‌ترين عكس‌ها و اخبار

سي درصد از « دايره زنگي » گذشت

 

 

 

صابر ابر و باران کوثری در نمایی از فیلم « دایره زنگی » به کارگردان پریسا بخت آور

:: صابر ابر و باران کوثری در نمایی از فیلم « دایره زنگی » به کارگردان پریسا بخت آور ::

تهیه کننده فيلم « دايره زنگي » گفت: سي درصد از فيلمبرداري اين فيلم در لوكيشن اصلي فيلم انجام شده است.
سيد جمال ساداتيان ضمن اعلام گفت: بازي امين حيايي در فيلم « دايره زنگي » (به نقش آقاي جعفري) از روز يك شنبه آغاز شده و مهران مديري نيز به‌زودي جلوي دوربين خواهد رفت.
وي ادامه داد: حدود سي درصد از فيلمبرداري اين فيلم در لوكيشن اصلي كه آپارتماني در اقدسيه است انجام شده و تا 25 الي سي روز ديگر فيلمبرداري در اين لوكيشن كه شامل 80 درصد فيلم را شامل مي‌شود به پايان مي‌رسد.
ساداتيان افزود: تدوين همزمان « دايره زنگي » از امروز توسط هايده صفي ياري آغاز شده است.
تاكنون امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي جلوي دوربين رفته‌اند.
قابل توجه اين است كه در اين فيلم، علاوه بر فيلمبرداري در لوكيشن اصلي فيلم در اقدسيه، بخش‌هايي از سكانس‌هاي خارجي فيلم گرفته شده و باقي فيلمبرداري آن در زمان ديگري انجام مي‌شود.فيلم به جهت تصوير زندگي پنج خانواده،به پنج لوكيشن تقسيم شده است.
سازندگان اين فيلم علاقمندند با پايان گرفتن كار و نمايش آن در جشنواره فيلم فجر ،در نوروز سال آينده فيلم را به اكران عمومي در آورند.
داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي رود، اما طولي نمي كشد كه تصادف مي كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.

 

 

در نقش آقای جعفری!

آغاز بازي امين حيايي در « دايره زنگي »

 

 

 

امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق در تست گریم فیلم « دایره زنگی » به کارگردانی پریسا بخت آور

:: امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق در تست گریم فیلم « دایره زنگی » به کارگردانی پریسا بخت آور ::

فردا، امين حيايي جلوي دوربين فيلم « دايره زنگي » به كارگرداني پريسا بخت‌آور مي‌رود و بازي‌اش در اين پروژه آغاز مي شود.

سيد جمال ساداتيان در گفت و گویی اظهار داشت: فردا بازي امين حيايي در « دايره زنگي » شروع مي‌شود و در نقش آقاي جعفري ايفاي نقش خواهد كرد.
وي ادامه داد: تاكنون صابر ابر، باران كوثري، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، اكرم محمدي جلوي دوربين رفته‌اند.
به گفته كارگردان « دايره زنگي » بازي بهاره رهنما هم كه از دوشنبه شروع شده، بخش اعظم كارش را روز چهارشنبه به پايان رسانده و تنها بخش اندكي از بازي او در « دايره زنگي » باقي است.
بر اين اساس، همچنين بازي محمدرضا شريفي‌نيا پس از بازگشتش از سفر شروع شده است و مهران مديري و هديه تهراني ‌از هفته آينده جلوي دوربين اين فيلم مي‌روند.
ساداتيان افزود: هايده صفي‌ياري هم از اول مهر ماه كار تدوين فيلم را شروع مي‌كند.
قابل توجه اين است كه در اين فيلم،علاوه بر فيلمبرداري در لوكيشن اصلي فيلم در اقدسيه، بخش‌هايي از سكانس‌هاي خارجي فيلم گرفته شده و باقي فيلمبرداري آن در زمان ديگري انجام مي‌شود. فيلم به جهت تصوير زندگي پنج خانواده، به پنج لوكيشن تقسيم شده است.
سازندگان اين فيلم علاقمندند با پايان گرفتن كار و نمايش آن در جشنواره فيلم فجر، در نوروز سال آينده فيلم را به اكران عمومي در آورند.
داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي رود، اما طولي نمي كشد كه تصادف مي كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه اي در شمال شهر مي روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 15:39  توسط سجاد  | 

آمار فروش فیلم های روی پرده تا پایان روز ششم فروردین

« مجنون لیلی » پرفروشترین فیلم اکران نوروزی

 

 

 

محمدرضا گلزار در نمایی از « مجنون لیلی » ساخته قاسم جعفری

:: محمدرضا گلزار در نمایی از « مجنون لیلی » ساخته قاسم جعفری ::

فيلم «مجنون ليلي» قاسم جعفري تا ششم فروردين‌ماه پرفروش‌ترين فيلم اكران نوروزي بوده است.
علي سرتيپي ـ پخش‌كننده‌ي اين فيلم، فروش «مجنون ليلي» را تا شب گذشته (ششم فروردين‌ماه) در 22 سينما تهران، 73 ميليون تومان اعلام و بيان كرد: اكران اين فيلم از روز اول فروردين‌ماه به‌صورت محدود آغاز و به مرور به تعداد سينماهاي آن افزوده شد.

وي با اشاره به فيلم «زن دوم» به كارگرداني سيروس الوند به‌عنوان ديگر فيلمي كه توسط فيلميران اكران شده است، اظهار داشت: اين فيلم پس از شش روز در 10 سينماي تهران، 35 ميليون تومان فروخته است. همچنين فروش آن در سينما آزادي نيز روزبه‌روز بهتر مي‌شود.

مصطفي شايسته ـ پخش‌كننده‌ي فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور ـ نيز فروش اين فيلم را 60 ميليون تومان اعلام كرد و به خبرنگار ايسنا گفت: اكران اين فيلم از دوم فروردين‌ماه در 22 سينماي تهران آغاز شد و با توجه به اين‌كه هيچ تبليغي براي آن انجام نشد، فروش بسيار رضايت‌بخش است.

وي ادامه داد: به‌دليل ترافيكي كه براي چاپ كپي‌ها داشتيم، پيش از نوروز موفق به تبليغات شهري و تلويزيوني نشديم كه با مساعدت مدير بازرگاني صداوسيما، تبليغات فيلم از امروز آغاز خواهد شد.

فيلم «به همين سادگي» رضا ميركريمي ديگر فيلم اكران نوروزي است كه تاكنون خبرنگار ايسنا موفق به گرفتن آمار فروش آن نشده است.

 

 

 

از 28 اسفند تا 14 فروردين

ساعت و تاريخ پخش فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني وي‍ژه نوروز سال 1387

 

 

 

ساعت و روز پخش فيلم هاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني وي‍ژه نوروز سال 1387 به صورت زير مي باشد:

28 اسفند (سه‌شنبه)
مار در هواپیما - شبكه 5 - 30/13
حیثیت - شبكه 1 - 00/16
44 دقیقه - شبكه 4 - 00/18
شعله 2 - شبكه 3 - 15/20
نقشه بازی - شبكه 2 - 15/23
مار در هواپیما - شبكه 5 - (تكرار ) 45/00

29اسفند (چهارشنبه)
حیثیت - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
شعله 2 - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
درست مثل بهشت - شبكه 5 - 00/13
نقشه بازی- شبكه 2 - (تكرار) 15/14
44 دقیقه - شبكه 4 - (تكرار) 00/15
آن سوی آسمان - شبكه 1 - 00/16
آرامش در میان مردگان - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
شاخه گلی برای عروس - شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
در دره خدایان- شبكه 2 - 15/23
درست مثل بهشت - شبكه 5 - (تكرار) 40/00

1فروردین ( پنجشنبه)
آن سوی آسمان- شبكه 1 - (تكرار) 10/8
شاخه گلی برای عروس - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
تكمچن - شبكه 5 - 30/13
در دره خدایان - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
پسران آفتاب - شبكه 1 - 00/16
جسی جیمز - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - 00/20
طعمه - شبكه 3 - 15/20
نشانی- شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
قلبم را در وطنم دفن كن - شبكه 2 - 15/23
تكمچن - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

2فروردین (جمعه)
پسران آفتاب - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
طعمه - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
جان سخت (4) - شبكه 5 - 30/13
قلبم را در وطنم دفن كن - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
فهرست آرزوها - شبكه 1 - 00/16
زندگی مخفی كلمات - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - 00/20
قلقلك - شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
هدف نامرئی - شبكه 2 - 15/23
جان سخت 4 - شبكه 5 - (تكرار) 40/00

3 فروردین (شنبه)
فهرست آرزوها - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
قلقلك - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
مظفرنامه - شبكه 5 - 30/13
هدف نهایی - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
روز سوم - شبكه 1 - 00/16
لاك‌پشت‌ها هم پرواز می‌كنند - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
جایی برای پیرمردها نیست- شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
شب بخیر فرمانده - شبكه 2 - 15/23
مظفرنامه - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

4فروردین (یكشنبه)
روز سوم - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
جایی برای پیرمردها نیست - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگا مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك از دیار باقی - شبكه 1 -‌ (تكرار) 30/12
جدال با اژدها - شبكه 5 - 30/13
شب بخیر فرمانده - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
سلطان رویاها - شبكه 1 - 00/16
سرزمین جدید - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - 00/20
تقاطع - شبكه 3 - 15/20
نشانی شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی- شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
كودك - شبكه 2 - 15/23
جدال با اژدها - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

5 فروردین (دوشنبه)
سلطان رویاها- شبكه 1 - (تكرار) 10/8
تقاطع - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
هوو - شبكه 5 - 30/13
كودك - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
چپ دست - شبكه 1 - 00/16
خون به پا می‌شود - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
جستجوگر - شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
سریع‌ترین سرخپوست - شبكه 2 - 15/23
هوو - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

6 فروردین (سه‌شنبه)
چپ دست - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
جستجوگر - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
مانات - شبكه 5 - 30/13
سریع‌ترین سرخپوست - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
طنز داستانی - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
تازه وارد - شبكه 1 - 00/16
حرفه ایتالیایی - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
چشمان سیاه - شبكه 3 - 15/20
نشانی- شبكه 3 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
معتاد اجباری- شبكه 2 - 15/23
مانات - شبكه 5 - 45/00

7 فروردین (چهارشنبه)
تازه‌وارد - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
چشمان سیاه - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
عشق فیلم - شبكه 5 - 30/13
معتاد اجباری - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
گردباد - شبكه 1 - 00/16
مایكل كلایتون - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
سیل - شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
راكت - شبكه 2 - 15/23
عشق فیلم - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

8 فروردین (پنجشنبه)
گردباد - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
سیل - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی- شبكه 1 - (تكرار) 30/12
افشاگر- شبكه 5 - 30/13
راكت - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی- شبكه 2 - (تكرار) 40/15
آندرسون جوان - شبكه 1 - 00/16
فراموشی - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
كریش - شبكه 3 - 15/20
نشانی - شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی- شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
گانگستر امریكایی - شبكه 2 - 15/23
افشاگر - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

9 فروردین (جمعه)
آندرسون جوان - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
كریش - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
گوشواره - شبكه 5 - 30/13
گانگستر امریكایی - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
اكباتان - شبكه 1 - 00/16
1408 - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
نبرد نهایی - شبكه 3 - 15/20
نشانی- شبكه 2 - 15/21
پیامك به دیار باقی شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز شبكه 3 - 45/22
فیلم سینمایی ایرانی شبكه 2 - 15/23
گوشواره شبكه 5 - (تكرار) 45/00

10 فروردین (شنبه)
اكباتان - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
نبرد نهایی - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
مسافر بین راه - شبكه 5 - 30/13
فیلم سینمایی ایرانی - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
همسرایان - شبكه 1 - 00/16
آلكاتراس - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
نوماد جنگجو - شبكه 3 - 15/20
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
پرنده اسكاتلندی - شبكه 2 - 15/23
مسافر بین راه - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

11 فروردین (یكشنبه)
همسرایان - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
نوماد جنگجو - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی- شبكه 1 - (تكرار) 30/12
اردوی روزانه بابا - شبكه 5 - 30/13
پرنده اسكاتلندی- شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی- شبكه 2 - (تكرار) 40/15
بر بوم زمان - شبكه 1 - 00/16
آزادی هم بد نیست- شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
علی و دنی - شبكه 3 - 15/20
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
دهخدا - شبكه 2 - 15/23
اردوی روزانه بابا - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

12 فروردین (دوشنبه)
بر بوم زمان - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
علی و دنی - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی- شبكه 1 - (تكرار) 30/12
پنجاهمین نفر- شبكه 5 - 30/13
دهخدا - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
تك تیرانداز - شبكه 1 - 00/16
اثیری- شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی- شبكه 5 - 00/20
بله برون- شبكه 3 - 15/20
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
فرزندان افتخار - شبكه 2 - 15/23
پنجاهمین نفر - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

13 فروردین (سه‌شنبه)
تك‌تیرانداز - شبكه 1 - (تكرار) 10/8
بله برون - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - (تكرار) 30/10
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - (تكرار) 30/12
مربای شیرین - شبكه 5 - 30/13
فرزندان افتخار- شبكه 2 - (تكرار) 15/14
داستانی طنز - شبكه 3 - (تكرار) 30/14
نشانی - شبكه 2 - (تكرار) 40/15
دوئل - شبكه 1 - 00/16
گادای قهرمان - شبكه 4 - 00/18
قرارگاه مسكونی - شبكه 5 - 00/20
گرو - شبكه 3 - 15/20
پیامك به دیار باقی - شبكه 1 - 00/22
داستانی طنز - شبكه 3 - 45/22
پینگ‌پنگ - شبكه 2 - 15/23
مربای شیرین - شبكه 5 - (تكرار) 45/00

14 فروردین (چهارشنبه)
دوئل - شبكه 1 - (تكرار) 15/8
گرو - شبكه 3 - (تكرار) 30/10
پینگ پنگ - شبكه 2 - (تكرار) 15/14
طوفان تگرگ - شبكه 1 - 00/16
قرص زمان - شبكه 4 - 00/18

 

 

دومين ساخته سينمايي حميد نعمت الله بهار سال آينده كليد مي خورد

ليلا حاتمي و بهرام رادان بي پول مي شوند

 

 

حضور لیلا حاتمی به عنوان نقش اول زن فیلم سینمایی "بی‌پولی" به کارگردانی حمید نعمت‌الله قطعی شد.
تاکنون حضور بهرام رادان در "بی‌پولی" نعمت‌الله به تهیه‌کنندگی مصطفی شایسته قطعی شده و با پیوستن حاتمی به این جمع انتخاب بازیگران وارد مرحله‌ای جدید می‌شود. فیلم بهار سال آینده در تهران مقابل دوربین می‌رود، ضمن اینکه تمام لوکیشن‌های آن انتخاب شده است.

"بی‌پولی" دومین تجربه کارگردانی نعمت‌الله بعد از فیلم سینمایی "بوتیک" است که فیلمنامه آن را نعمت‌الله به همراه هادی مقدم‌دوست نوشته‌اند. فیلم داستان زوجی جوان است که درگیر یک دوره بی‌کاری و بی‌پولی می‌شوند و سعی در حل مشکلات دارند، اما تلاش آنها باعث پیچیده‌تر شدن وضعیت می‌شود. "بی‌پولی" برخلاف "بوتیک" اثری مفرح است و شخصیت‌های آن همگی متأهلند.

 

درآخرین روزهای سال 1386

حمید فرخ نژاد دچار حادثه شد

 

 

 

در آخرين روز سال 1386 حميد فرخ‌نژاد در صحنه‌اي از فيلم پوسته دچار حادثه شد.

مصطفي آل احمد، ضمن تأييد اين مطلب گفت: صحنه‌اي از فيلم كه بايد شيشه اتومبيل شكسته مي‌شد براده‌هاي چاشني روي شيشه در حين انفجار، با كمر حميد فرخ‌نژاد برخورد كرد و بعد از معالجه‌اي كه در بيمارستان سوم شعبان دماوند صورت گرفت از بدن خارج شد.

وي با بيان اين‌كه اين حادثه مي‌توانست در شب عيد به خطر جدي‌تري تبديل شود ادامه داد: بايد براي سينما فكري شود و اين تخصص‌ها استانداردهاي لازم را پيدا كنند و ضمانت اجرايي وجود داشته باشد تا اگر كسي كارش را غلط انجام داد رسيدگي شود.

وي تأكيد كرد: من معتقدم امسال حميد فرخ‌نژاد در سينماي ايران كم داريم و بايد كاري كنيم كه اين‌ها امن باشند تا علاوه بر آن‌ها يك فيلم سينمايي نيز دچار مشكل نشود.

اين كارگردان با بيان اينكه تا سوم فروردين به گروه استراحت داده‌ايم گفت: فيلمبرداري در سرماي فيروزكوه و دماوند مشكلات زيادي را دارد كه از عوامل اين پروژه كه كمال همكاري را با من داشتند تشكر مي‌كنم.

گفتني است، فيلمبرداري اولين ساخته بلند مصطفي آل‌احمد اواخر فروردين‌ماه به پايان مي‌رسد.

 

گفتگو با فرشته طائرپور به بهانه اكران « زن دوم «

اگر بازار قاچاق بگذارد، «زن دوم» اكران موفقي خواهد داشت

 

 

تهيه‌كننده فيلم «زن دوم» گفت:‌ به موفقيت «زن دوم» اميدوارم چون تجربه ثابت كرده فيلم‌هايي كه با احترام به شعور مخاطب، بدون سطحي‌نگري و ابتذال ساخته مي‌شوند، مورد استقبال قرار مي‌گيرند، البته اگر بازار قاچاق و يا معضلات اكران، راهشان را مسدود نكند!

فرشته طائر‌پور درباره اقبال فيلم «زن دوم» در اكران عمومي گفت: از سويي با توجه به زمان فيلم (130 دقيقه) ، اكران آن نسبت به فيلم‌هاي ديگر يك سئانس كمتر دارد، اما از سويي ديگر مطمئن هستم كه فيلم با توجه به داستان، عوامل و ساخت آن ، استعداد دارد كه ماه‌ها ، با درصد بالايي از ظرفيت سالن‌هايش ، به نمايش خود ادامه دهد و تماشاگران تازه و مكررش را راضي كند.
وي ادامه داد: تجربه نيز ثابت كرده فيلم‌هايي كه با احترام به شعور مخاطب، بدون سطحي‌نگري، ابتذال و آسان پسندي ساخته مي‌شوند، مورد استقبال قرار مي‌گيرند، البته اگر بازار قاچاق و يا معضلات اكران، راهشان را مسدود نكند!
اين تهيه‌كننده سينما با بيان اين مطلب كه مخاطب «زن دوم»، بيش از هر گروه ديگري، ميانسالاني هستند كه نسبت به نسل جوان كنوني،تعريفي اصيل‌تر از عشق دارند، گفت: اين نسل سال‌هاست كه مفهوم عشق را در سطح جامعه و يا روي پرده سينما،گم كرده است. فكر مي‌كنم همه كساني كه دلشان براي عشق‌هاي افسانه‌اي و اصيل تنگ شده و همه جواناني كه كنجكاو شناختن مصداق‌هاي عشق در نسل قبل از خود هستند، مخاطبان اين فيلم باشند.
فرشته طائر‌پور درباره جايگاه فيلم «زن دوم» در كارنامه هنري «سيروس الوند» گفت:البته اين تشخيص را خود آقاي الوند و مخاطبان فيلم بايد بدهند. اما به هر حال تصور مي‌كنم و ادعا مي‌كنم «زن دوم» بعد از «يكبار براي هميشه»، بهترين و به‌يادماندني‌ترين كار آقاي الوند است.
وي با اشاره به آماده‌سازي اين فيلم براي اكران عمومي گفت: هرگز براي آماده‌سازي و اكران هيچ فيلمي اينهمه گرفتار نشده بودم.شرمنده همه دوستاني هستم كه در لابراتوار فيلمساز،استوديو بهمن و فيلمخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، شب‌هاي خسته‌كننده‌اي را سپري كردند تا عليرغم خرابي دستگاه‌ها،بالاخره كپي‌هاي فيلم حاضر شود،اگر چه فعلا با صدا‌هاي متفاوت سوراند و مونو!
وي به فارس گفت: فعلا تنها مشكل هنوز حل نشده فيلم، بحث تبليغات ويتريني و طرح پلاكارت‌ها و بيلبوردهاي آن است و ظاهرا سختگيري‌ها در اين مورد بسيار بيشتر از سابق شده است، به‌خصوص در مورد استفاده از تصاوير درشت چهره زنان، حتي اگر بازيگران اصلي فيلم باشند و حجاب‌شان هم ايرادي نداشته باشد.
طائر‌پور اظهار داشت:خوشبختانه فيلم حتي يك مورد اصلاحيه هم نداشت و توانست سينماهاي متناسب و مطلوبي را نيز براي نمايش به دست آورد و ظاهرا قرار است كه از حمايت صدا و سيما هم براي پخش تيزر برخوردار شود.اميدوارم اين اتفاقات موجب شوند كه زحمات ساخت و خسارت‌هاي تعويق اكران آن را جبران شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 15:14  توسط سجاد  | 

سايت همشهري گزارشي خواندني از سريال نوروزي مهران مديري را درج كرده است كه خواندني است.

مسئولان شبكه سوم براي نوروز 87 خواسته‌اند تا يك برگ برنده رو كنند. آنها مي‌خواهند با مهران مديري و مرد هزارچهره‌اش بهترين شوند.

در اين نوشته آمده است: 1- مهران مديري معمولا كار بد و ضعيف ندارد. بعضي از كارهايش شايد انتظارات را برآورده نكرده باشد؛ اما غيرقابل ديدن نبوده. مثل «جايزه بزرگ» كه كار چندان موفقي در قياس با كارهاي اخير او به حساب نمي‌آيد.

اين مجموعه نوروزي با وجود بهره‌بردن از بازيگراني مثل رضويان و شفيعي‌جم نتوانست آن طور كه بايد و شايد طرفداران سريال‌هاي مديري را راضي كند.

جايزه بزرگ به نوعي اولين مجموعه مديري بود كه در آن داستاني دنباله‌دار روايت مي‌شد و او حالا پس از چند سال بار ديگر سريالي با داستاني دنباله‌دار را براي نوروز شبكه سوم مي‌سازد.

سريالي با نام «مرد هزارچهره» كه خودش در آن در 14 نقش متفاوت ظاهر شده است.

سريالي كه از ظواهرش پيداست كه كاري متفاوت و جذاب خواهد شد، به خصوص آنكه او در اين مجموعه از چند چهره شناخته شده نيز استفاده كرده است.

2- مديري تقريبا از اوايل دي‌ماه درگير پروژه نوروزي خود شد. در همان ايام فقط خبري منتشر شد مبني بر ساخت سريالي از سوي او براي نوروز شبكه سوم و تنها اطلاعات موجود از كار هم همكاري او با حميد و مجيد آقاگليان به عنوان تهيه‌كننده در مطبوعات منتشر شد. چند روز بعد يكي از خبرگزاري‌ها تركيب بازيگران مجموعه را كه در آن زمان هنوز نامي برايش انتخاب نشده بود اعلام كرد كه در واقع بازيگران نام برده شده، همان تيم بازيگري چند كار اخير بودند. مثل سيامك انصاري، سحر جعفري‌جوزاني، محمدرضا هدايتي، سعيد پيردوست، هادي كاظمي، نادر سليماني، نصرالله رادش و ...

در پي اين خبر، خبرگزاري ديگري اعلام كرد كه مهران مديري در اين مجموعه از بازيگران شناخته شده و مطرح سينما استفاده مي‌كند كه در پي همين خبر از حضور امين حيايي و خسرو شكيبايي در چند قسمت از اين مجموعه خبر داد.

اين اخبار هيچ‌گاه نه از سوي توليدكنندگان مجموعه به شكل صددرصد تاييد شد و نه آن را تكذيب كردند. بعدها از گوشه و كنار خبر رسيد كه علاوه بر امين حيايي، همسرش نيلوفر خوش‌خلق نيز در اين مجموعه بازي دارد.

حامد بهداد و حتي پرويز پرستويي ديگر بازيگران سرشناسي بودند كه از آنها براي حضور يكي، دو قسمتي در اين مجموعه خبر داده مي‌شد، نكته جالب ديگر در ميان اسامي بازيگران حضور سيدجواد رضويان بود، كسي كه در دو كار قبلي مديري يعني «شب‌هاي برره» و «باغ مظفر» همكاريش در آخرين دقايق با اين پروژه‌ها منتفي شده بود و امسال هم خودش به عنوان كارگردان مجموعه «قرارگاه مسكوني» را براي نوروز شبكه تهران آماده داشت، به همين دليل حضور او در اين مجموعه كمي عجيب به نظر مي‌رسيد. در هر حال مديري با وجود همه اين شايعات كارش را ادامه داد.

3- سكوت خبري سريال‌هاي مديري توسط عوامل آن معمولا در آستانه پخش مجموعه شكسته مي‌شود و درهمين ايام است كه صحت و سقم شايعات پيراموني مجموعه مشخص مي‌شود. شايد اولين نكته‌اي كه همگان بخواهند از آن مطلع شوند، تركيب بازيگران مجموعه باشد. همين ابتدا خيالتان را راحت كنيم. از خسرو شكيبايي، امين حيايي و همسرش، حامد بهداد و جواد رضويان در اين مجموعه خبري نيست. البته شايد در آن زمان توافقاتي ميان اين بازيگران و مديري براي بازي در «مرد هزار چهره» انجام شده بود؛ اما همگي آنها به استثناي رضويان به ترتيب درگير پروژه‌هاي «حيران»، «كلاه پهلوي» و «زخم‌هاي رويا» هستند و شايد تداخل فيلمبرداري اين آثار با كار مديري مانع از همكاري‌شان شده است.

در هر حال اينها در مجموعه مديري بازي ندارند. اما پژمان بازغي، عليرضا خمسه، نگار فروزنده و بهاره رهنما از جمله بازيگران جديد اين سريال هستند.

از ميان بازيگران ثابت كارهاي مديري هم مي‌توان به بازي سيامك انصاري، ساعد هدايتي، شقايق دهقان، اليكا عبدالرزاقي، شايان احدي‌فر، نادر سليماني، روشنك عجميان و سحر جعفري‌جوزاني اشاره كرد. همان‌طوري كه قبلا هم گفته شد خود مهران مديري ايفاگر نقش اصلي مجموعه است.

4- از ميان بازيگراني كه از آنها نام برديم، حضور يكي بيش از بقيه جلب توجه مي‌كند شايد فكر كنيد آن يك نفر پژمان بازغي است. نه آن يك نفر عليرضا خمسه است. خمسه كه پس از سال‌ها اين اواخر با يك «مشت پر عقاب» در نقش گروهبان «شه‌پرست» خوش درخشيد، حالا به جمع بازيگران سريال‌هاي مديري آمده تا با توجه به شرايطي كه در اين مجموعه برايش مهيا مي‌شود بتواند گوشه‌اي ديگر از هنر طنزش را رو كند. قطعاً رودررويي مديري و خمسه كه هر كدام در عرصه كمدي سبك و سياق خاص خودشان را دارند جالب باشد.

نكته‌اي كه خود خمسه به خوبي به آن اشاره مي‌كند: «وقتي از طرف مهران مديري براي اين كار دعوت شدم، آن را به فال نيك گرفتم و بسيار خوشحال شدم؛ چون او كارگرداني آگاه به كمدي است و تسلط منحصربه‌فردي روي اين ژانر دارد. مطمئن هستم با تسلط و دقت نظري كه او روي كار و اجراي نقش‌ها دارد، بازيگرها مي‌توانند بازي خوبي در اين مجموعه ارائه دهند. در هر حال براي من اين سريال در كارنامه كاري‌ام، اثري تأثيرگذار و متفاوت خواهد بود و فكر مي‌كنم بتواند جزء سريال‌هاي پرمخاطب نوروز امسال شود.»

خمسه در اين مجموعه نقش رئيس باند مافيا با نام «قداره بنديان» را برعهده دارد. شخصيتي كه در قسمت‌هاي دوازدهم تا چهاردهم در مجموعه حضور خواهد داشت.

5- زوج مهران مديري و پيمان قاسم‌خاني را بي‌شك بايد زوج طلايي طنز تلويزيون ناميد. مطمئن هستم همه روي اين مسئله اتفاق نظر دارند و حالا اين زوج هنري بار ديگر در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند تا اثري متفاوت در عرصه طنز تلويزيون خلق كنند.

پيمان در «مرد هزار چهره» به سراغ اقتباس رفته و شايد همين عامل كار آنها را بيش از پيش متمايز كند او مي‌گويد: «ساختمان اوليه مجموعه براساس رمان «پخمه» نوشته عظيم نسيم شكل گرفت و فيلمنامه برداشتي است آزاد از اين كتاب.»

محراب قاسم‌خاني، سروش صحت، اميرمهدي زوله و خشايار الوند گروه نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» را تشكيل مي‌دهند كه به سرپرستي پيمان قاسم‌خاني فيلمنامه را مي‌نويسند قطعاً نگارش فيلمنامه اثري دنباله‌دار كه ساختاري اپيزوديك ندارد توسط تيمي 4 نفره كمي مشكل به نظر مي‌رسد نكته‌اي كه پيمان هم به آن اشاره مي‌كند: «حضور 4 نويسنده، قطعاً كار را سخت‌تر مي‌كند و با توجه به شكل داستاني مجموعه طراحي داستان و نگارش فيلمنامه هم متفاوت‌تر از كارهاي قبلي است، اما با توجه به اينكه ما با يكديگر راحت هستيم، خيلي زودتر به نتيجه دلخواه مي‌رسيم، آنها فيلمنامه را مي‌نويسند و در پايان من نظارت نهايي را انجام مي‌دهم، اگر حس كنم كار احتياج به بازنويسي دارد، قطعاً آن را بازنويسي مي‌كنم.»

قاسم‌خاني هم به اين سريال خيلي اميدوار است: «مرد هزار چهره چون شكل داستاني دارد تجربه متفاوتي در بين كارهاي مهران مديري محسوب مي‌شود و من به آن خيلي اميدوارم.»

 

 

حبيب‌الله كاسه‌ساز تهيه كننده «اخراجي‌ها 2» شد.
مسعود ده‌نمكي در گفت‌وگو با تبيان، ضمن اعلام اين خبر گفت: اين فيلم با حمايت كامل بخش خصوصي توليد مي‌شود كه مطمئنم اتفاق جديدي در عرصه توليد را رقم خواهد زد.

قاصدک نيوز : وي در مورد بازيگران قسمت دوم اخراجي‌ها، گفت: بررسي اوليه در مورد بازيگران اين فيلم انجام شده و بخشي از بازيگران فيلم اول در اين فيلم هم حضور دارند. ضمن اينكه بازيگران جديدي در اين قسمت از اخراجي‌ها حضور خواهند داشت.

ده نمكي در مورد زمان شروع به كار پروژه اخراجي‌ها 2، گفت: ما در هفته جاري درخواست پروانه ساخت خواهيم داد و برنامه‌ريزي داريم كه از اواخر سال پيش توليد فيلم را كه سه ماه به طول مي‌انجامد، شروع كنيم و فيلم در اواخر ارديبهشت يا اوايل خرداد سال 87 كليد خواهد خورد.


وي اظهار داشت: معتقدم اين فيلم اتفاقي جديد در عرصه فيلم‌هاي دفاع مقدس خواهد بود.

مرحله تحقيقاتي اين فيلم از بيش از ده ‌سال پيش آغاز شده، به صورت فرهنگنامه‌اي 60 جلدي آماده چاپ است كه قرار است توسط بنياد شهيد و امور ايثارگران منتشر شود.

«اخراجي‌ها 2» بر اساس مستندات داستاني نوشته شده و خاطرات مختلف آزادگان را در يك اردوگاه به تصوير مي‌كشاند.

 

 

درباره سريال « قرارگاه مسكوني» / برنامه نوروزي شبكه پنج سيما
هيچ سربازي ‌شب عيد در پادگان بند نمي‌شود
اگر به خاطر داشته باشيد، سال گذشته در چنين ايامي‌خبرهايي درباره پخش سريالي تلويزيوني از شبكه يك سيما براي ايام نوروز در روزنامه «جام جم» منتشر ‌شد. در آن خبرها به اين نكته اشاره شده بود كه قرار است در ايام نوروز، سريال تلويزيوني «قرارگاه مسكوني» از شبكه يك سيما پخش شود.
نوروز آمد و در كمال تعجب اين سريال پخش نشد. مدتي شايعه غيرقابل پخش بودن اين سريال مطرح بود و البته در اين ميان اطلاعات دقيق و مناسبي منتشر نشد. امسال قرار است اين سريال داستاني در ايام نوروز از شبكه پنج سيما پخش شود. اين سريال همان‌گونه كه از عكس آن قابل حدس است، سريالي طنز است و داستان آن در جمع سربازان يك سرباز خانه رخ مي‌دهد. اين سربازخانه، يك پادگان مرزي است كه در داستان در مناطق جنوب غربي ايران قرار گرفته است و يك هنگ ژاندارمري از آن محافظت مي‌كند. داستان هم در سال 69 اتفاق مي‌افتد. جواد رضويان كارگردان اين سريال است و محمد رضا تخت كشيان نيز تهيه‌كنندگي آن را به عهده داشته است. عليرضا مسعودي هم فيلمنامه اين سريال را نوشته است.

مهم‌ترين ماجرايي كه اين سريال داستاني بر آن تاكيد مي‌كند، همزماني ايام نوروز با خدمت سربازي گروهي از سربازان اين پاسگاه مرزي است. شب عيد است و اين سربازان هم مانند ديگران مي‌خواهند به مرخصي بروند، اما به دلايلي به آنها مرخصي داده نمي‌شود. به همين دليل آنها تصميم مي‌گيرند فرار كنند. البته ناگفته پيداست كه فرار اين سربازان هم به نتيجه نمي‌رسد. چون اگر قرار باشد در همان قسمت‌هاي اول آنها فرار كنند و سراغ خانواده خود بروند، ديگر قصه اي براي روايت كردن باقي نمي‌ماند و همه چيز در همان قسمت‌هاي اوليه تمام مي‌شود. در اين داستان بعد از كمي‌ افت و خيز و كشمكش، در نهايت خانواده اين سربازان تصميم مي‌گيرند تا با حضور در اين منطقه و چادر زدن در كنار قرارگاه، عيد را در كنار فرزندانشان باشند.

شخصيت‌ها، عامل جذابيت قصه‌

آنچه اين قصه را جذاب مي‌كند؛ شخصيت‌هاي مختلف اين سريال و ماجراهايي است كه براي هر يك از آنها پيش مي‌آيد. بخشي از جذابيت داستان به شيوه‌هاي مختلف فرار همين آدم‌ها بر مي‌گردد و بخش ديگري از قصه‌هاي فرعي نيز به حضور خانواده اين سربازها در پادگان مربوط مي‌شود.

در بخشي از سريال، جواد رضويان كه يكي از نقش‌هاي اصلي را هم ايفاء مي‌كند، عاشق دختر يكي از سربازها مي‌شود و به همين دليل از استواري كه نقش او را مهران رجبي بازي مي‌كند، مي‌خواهد تا برايش به خواستگاري برود.

شخصيت جالب ديگر اين سريال محسن قاضي مرادي است كه نقش يك پير سرباز به نام راسخ را ايفا مي‌كند. او 20 سال است خدمت مي‌كند و هنوز كارت پايان خدمت را دريافت نكرده است. البته علت اين دوران طولاني خدمت، علاقه او به نظام نيست بلكه به اين دليل است كه او در اين مدت زياد فرار كرده و از آنجا كه نظام با كسي شوخي ندارد، هر بار او را به پادگان باز گردانده‌اند و حالا او در سن و سالي كه دختر دم بخت دارد، باز هم در حال خدمت است و زماني كه خانواده‌اش در كنار پادگان چادر مي‌زنند، دختر او با يكي از سربازان آشنا مي‌شود.

مهران غفوريان شخصيت ديگر اين داستان است. او در نقش جلال حضور يافته كه فردي بسيار پر خور است و همين مساله كار دست او مي‌دهد. علي صادقي هم يك سرباز است. با همه مشخصاتي كه او در اين مدت در بازي خود داشته است.

آرش نوذري سرباز ديگري است و يوسف صيادي هم يك سرباز ساده دل شمالي است كه لهجه خاصي دارد و مي‌خواهد احترام بگذارد اما به دليل پاهاي بلندش اين كار را به سختي انجام مي‌دهد.

شهرام قائدي هم نقطه مقابل صيادي است. جنوبي و آباداني كه البته عينك ري‌بن جزء جدايي ناپذير شخصيت او است. علي صالحي هم با سبيل‌هاي از بناگوش در رفته قرار است يك سرباز بچه تهراني باشد و جواد عزتي هم سرباز ديگري است كه به نظر مي‌رسد مثبت‌ترين بچه اين گروه باشد.

اما از ميان بازيگراني كه قرار است در قسمت‌هاي بعدي سريال پشت در پادگان چادر بزنند مي‌توان به محمود بهرامي اشاره كرد كه نقش پدر راسخ را بازي مي‌كند. شهره لرستاني و قاسم زارع هم قرار است پدر و مادر جواد رضويان باشند.

اگر تا اينجا با خواندن اين داستان به حال و هواي كار علاقمند شده‌ايد و مي‌خواهيد داستان را دنبال كنيد، بد نيست جزئيات ديگري را نيز بشنويد.

قسمت‌ اول داستان اين طور آغاز مي‌شود كه ارژنگ امير فضلي، رامسين كبريتي و حامد پيشدادي در قالب گروهي براي فيلم‌برداري به اين منطقه مي‌آيند تا گزارشي تهيه كنند. در حين تهيه گزارش اتوموبيل آنها در اثر اصابت بمب و خمپاره از بين مي‌رود. آنها به پادگان مرزي ليان مي‌آيند. امير فضلي كه گزارشگر و سرپرست گروه است با علي صادقي كه از دوستان اوست آشنا مي‌شود. از اين طريق فضاي پادگان و شخصيت‌ها معرفي مي‌شوند و شما نيز با فضاي داستان و روابط ميان آدم‌ها آشنا مي‌شويد.

در قسمت‌هاي بعدي نيز مناسبات اين آدم‌ها و فرار آنها از پادگان به تصويركشيده مي‌شود.
رضا استادي‌

 

 

مسعود ده‌نمكي كارگردان فيلم اخراجي ها گفت: در قسمت دوم اين فيلم موقعيت دوستان مجيد در اردوگاه و استخبارات نيروهاي عراقي به‌تصوير كشيده مي‌شود.

وي درهمايش عدالت از آرمان تا واقعيت در دانشگاه هرمزگان افزود: در قسمت دوم نيز مواجهه دوستان مجيد سوزوكي با بازجويان استخبارات عراق موقعيت‌هاي طنزآميزي را بوجود مي‌آورد.
به گفته ده‌نمكي، در فيلم اخراجي‌هاي يك، شخصيتهاي اصلي هريك نماد قشري خاص ازجامعه بودندكه امروز نيز نظير آنها ديده مي‌شوند و به همين دليل فضاي فيلم براي عموم مردم قابل درك بود كه موجب استقبال از فيلم شد.
كارگردان فيلم اخراجي‌ها همچنين با ابراز رضايت ازتوجه جامعه دانشگاهي به اين فيلم اظهارداشت تاكنون ? 70جلسه نقد و بررسي فيلم اخراجي‌ها در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي سراسر كشور برگزار شده است.

 

 


هديه تهراني پس از شش ماه دوري از بازيگري، در يك فيلم سينمايي ايفاي نقش مي كند. تهراني قرار است به زودي در نخستين فيلم بلند سينمايي پريسا بخت آور سازنده سريال هايي چون«من يك مستاجرم» و «پشت كنكوري ها»، ايفاي نقش كند.

بنابراين گزارش، اين فيلم «دايره زنگي» نام دارد و توسط سيدجمال ساداتيان (بشري فيلم) تهيه مي شود.


دست اندركاران توليد فيلم بنا دارند پس از صدور پروانه ساخت اين فيلم از سوي اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي اخبار مربوط به اين فيلم را در اختيار رسانه ها قرار دهند. هديه تهراني در زمينه بازيگري كم كار بود اما به عنوان دستيار و بازيگر نقشي كوتاه در پروژه گريه ها و رومئوي من كجاست؟

(عباس كيارستمي)فعاليت كرده بود. او شهريور سال گذشته، بازي در فيلم «نسل جادويي»(ايرج كريمي) را كه به تازگي پروانه نمايش گرفته، به اتمام رسانده بود.

تهراني همچنين فيلم هايي چون نيوه مانگ(بهمن قبادي)، شبانه (اميد بنكدار و كيوان علي محمدي) را آماده نمايش دارد و بخش هايي از بازي در فرزند صبح(بهروز افخمي) را نيز بهار سال گذشته به پايان برده است.

 

 

يک پاي فيلم 300 در تاريخ است. اما تاريخي که ريشه پاگيري آن مشخص نيست. دکتر پرويز ورجاوند، محقق، پژوهشگر و تاريخ شناس تصوير نادرست شکل گرفته در فيلم 300 را براي بسياري از مردم باورپذير مي داند; چراکه شناختي از تاريخ باستان وجود ندارد.

تاريخ نگاري غربيان تا چه حد قابل استناد است؟
از ديرباز يعني از زماني که از متون تاريخي ياد مي کنند، نوشته هايي را که غربي ها يا يوناني ها و بعد رومي ها درباره ايران نگاشته اند به اعتبار نوشته هايي بوده که به طور کامل و جامع دشمنان ايران با موضع مشخص در قبال ملتي که به عنوان بزرگ ترين امپراتوري جهان وجود داشته، به رشته تحرير درآورده اند.
حتي زماني که امپراتوري روم به وجود مي آيد، ايران و روم که دو امپراتوري بزرگ هستند و به عنوان دو ابرقدرت بزرگ جزو قدرت هاي جهاني به حساب مي آيند، روبه روي يکديگر قرار مي گيرند و به همين اعتبار نوشته هاي رومي سرشار است از تناقض گويي ها و موفق جلوه دادن يوناني ها و روميان و کوچک شمردن پيروزي هاي ايرانيان. به اين اعتبار حتي آن چه در کتاب هاي تاريخي تا نيمه قرن بيستم و حتي بعد از آن نوشته شده، يک ديد يک سونگرانه در قبال همه مسائل مربوط به تاريخ و فرهنگ ايران دارد.
اين بحث مربوط به تاريخ نگاري گذشته است، امروز چطور؟ وقتي در زمينه ساخت فيلمي مثل 300 اين قضيه اغراق آميز تر از آن چه در تاريخ است نمايش داده مي شود؟
خب وقتي اين نوشته ها براي کساني که مي خواهند در دستگاهي مثل هاليوود فيلم بسازند، ماخذ قرار مي گيرد، با توجه به برخوردي که آنها در تمام زمينه ها با مسائل تاريخي دارند و تلاش مي کنند مسائل تاريخي را در چهارچوبي عرضه کنند که از برخي جاذبه هاي سينمايي برخوردار باشد (همان طور که اکثريت فيلم هاي تاريخي از مسير واقع گرايانه خارج شده)، فيلم از مسير حقيقي خارج مي شود.
با توجه به اين ويژگي ها، طبيعي است که در رابطه ايران و غرب و يا دولت شهرهاي يوناني از يک سو و ايران و امپراتوري روم از سوي ديگر، در اينجا ذهنيت حاکم بر فرهنگ غربي ذهنيتي است که چون خود را ميراث خوار فرهنگ يونان و روم مي داند، کوشش دارد واقعيت هاي مسلم تاريخي را که به سود ايران، ساختار حکومتي و سازماني ايران است ناديده انگاشته و از ايران به عنوان برترين قدرت شرق در مقابل غرب به گونه اي دلخواه استفاده کند. بنابراين تا به حال فيلم هايي مانند اسکندر و نظاير آن، همه بر مبناي چنين برداشت هايي ساماندهي شده و به ويژه در طول ساليان اخير که غرب در تلاش براي يک نوع درگيري (رودررويي تمدن ها به اعتماد غرب) با شرق است، سعي کرده اند شرق را در ابعاد مختلف از بعد ارزش هاي فرهنگي تا ديگر ابعاد در يک موقعيت فرودست تر از غرب قرار دهند.
درخصوص فيلم 300 چطور؟
بايد به فيلم 300 هم با توجه به مجموعه اين مباحث نگاه کرد. سينماگر هاليوودي در اين مجموعه بر آن است فيلمي بسازد که با فاصله گرفتن از واقعيت ها و جنبه هاي تخيل گرايانه جاذبه هاي بيشتري براي بيننده به وجود آورد و به اين اعتبار اين فيلم بيش از ديگر فيلم هاي تاريخي که تا به حال ساخته اند و به طور کامل از واقعيت ها و حتي از متون کهن يوناني فاصله گرفته و در چهارچوب يک فيلم تخيلي ساخته و پرداخته شده است. تمام ابعاد اين فيلم غيرواقع گرايانه است. از حجم نيروهايي که در اين نبرد حضور دارند گرفته تا بعد چرايي شکل گيري اين نبرد که اصلا مطرح نمي شود که آيا ايران فقط به عنوان يک تجاوزگر به سمت يونان مي رود يا عوامل ديگري در اين ماجرا دست داشتند. هيچ کدام از اين موارد مورد توجه نويسنده فيلمنامه و کارگردان و تهيه کننده فيلم نبوده است و به نظر مي رسد نکته اي که برايشان اهميت داشته اين بوده که آن چه گفته شده بتواند در بيش از سه هزار سينما به نمايش درآيد و فروش لازم را از لحاظ گيشه داشته باشد.
خب آيا واقعا قضايايي چون تروموپيل و ماراتون و ... از اهميتي که مورخان ادعا مي کنند، برخوردارند؟
هيچ يک از اين نويسندگان يوناني نيستند که در نوشته ها، آنجا که مسئله رودررويي ايران و يونان پيش مي آيد به چيزي بسيار افزون تر از غلو کردن دست نيازيده باشند. اما جالب اينجاست که همين آدم ها زماني که در مورد مسائلي سخن مي گويند که رودرويي ايران نيست، راجع به تمدن، ساختار حکومت تعليم و تربيت و تمام آن چه که معنويات و فرهنگ جامعه ايران را مي سازد، ناگزير مي شوند به مطالبي بپردازند که نشان دهنده يک عظمت است. در مورد اين فيلم وضعيت دو دو تا چهارتاي آن کاملا از حد اغراق گذشته است.
براي اين که يک لشکر را از ايران حرکت دهند و از تنگه اي مثل تروموپيل بگذرانند، بايد پل هايي بزنند که بتوانند اين نيروها را از آن عبور دهند. عبور دادن اين نيروها از تنگه در مدت زمان نمايش داده شده، تامين اسلحه و ابزار جنگي اين تعداد نيرو و ... تماما جاي بحث دارد. يا در مورد قضيه حمله اسکندر به ايران به نظر مي رسد، او نيروهاي خود را خيلي راحت به شوش يا پاسارگاد مي رساند. اما هيچ کس ننوشته که حتي با تکنولوژي امروز هم نمي شود 300هزار نفر نيرو را درآن مدت کم به آنجا رساند.
مسئله جغرافيايي نظامي يا اين گونه رويدادها، هيچ گاه مورد بررسي قرار نگرفته، درحالي که همگان وقتي سخن از نيروي نظامي ايراني ها مي کنند، باور دارند که «مادي ها» قدرتمندترين نيروي نظامي جهان را داشته اند.
خب اين جنگ با چه هدفي صورت گرفته؟
وضعيت انسجام نيروهاي ايراني و لشکرکشي ها از زمان عيلامي ها شروع مي شود و در دوره مادها ما شاهد اوج قدرت لشکر ايراني هستيم که آشور قدرت هاي بزرگي چون ليديه را در اين دوره از سر راه بر مي دارد و در پي آن در دوره هخامنشي به پيروزي هاي بزرگي دست مي يابد و در دوره اشکاني و ساساني هم بزرگ ترين ضربه ها به روم وارد مي سازد که اين موضوع حکايت از اين دارد که سازمان دهي منطقي در لشکر ايرانيان وجود داشته و در چهارچوب اين نظم يک ارتش ميليوني از يک سو به سوي ديگر حرکت مي کند. اما نکته جالب در مورد ماجراي تروموپيل اين است که اصلا ايراني ها براي کشورگشايي اين حرکت را انجام نمي دهند، بلکه شرايط نامناسب اجتماعي و فشار دولتمردان يوناني به مردم آتن است که موجب آغاز اين حرکت مي شود.
در آن زمان بسياري از آتني ها به ايران پناه مي آورند و خشايار شاه را به شدت براي رهايي مردم آتن تحريک مي کنند.
که در اين مورد به نظر من ناپلئون بهترين صحبت را کرده است که مي گويد: «غير از حمله و گوشمالي کردن گروه هاي متجاوز يوناني و تصرف آتن ديگر ارتش خشايار شاه چه بايد مي کرد که نکرد که شما به آن عنوان عدم پيروزي مي دهيد؟»
هرودوت تعداد نيروهاي ايراني اين جنگ را در حدود نيم ميليون نفر ذکر کرده و در اين فيلم تعداد نيروها به بيشتر از يک ميليون نفر مي رسد...
اولا که وجود اين تعداد نيرو و گذراندن آنها از تنگه مشکلي است که براي خشايار شاه پيش مي آيد، در عين حال خشايار تعداد زيادي از لشکريانش را باز مي گرداند چرا که مي داند حضور مقدار قابل ملاحظه اي از ارتش در اين منطقه به زندگي مردم آنجا لطمه مي زند و بنابراين بعد از اين که آتن را تسخير مي کند، نيروها را برومي گرداند.
تمام اين واقعيت ها در نوشته ها مورد توجه قرار نگرفته و جايي نوشته نشده است و طبيعي است که يک فيلمنامه نويس و کارگردان که با نداشتن کوچک ترين دانش در قبال مسائل تاريخ مي خواهد فيلم بسازد، سعي مي کند با جاذبه هاي خاص خود فيلمي ايجاد کند که مورد پسند مخاطب باشد.
چه منبعي به جز کتاب هاي تاريخ غربي براي استناد کردن فيلم ساز و نويسنده وجود داشته؟
خب اگر فيلم ساز مي خواست خود را به واقعيت نزديک کند چه منبعي بهتر از سندهاي تصويري موجود در تخت جمشيد وجود دارد که شکل لباس، طرز پوشش سربازان ماد و ساز و برگ و .. کارها را به نمايش گذاشته است. در حالي که در اين فيلم يک مشت وحشي مغاير با آن چه ما در متون تاريخي مان داريم به نمايش درآمده متاسفانه امروز در دستگاه سينمايي آمريکا يک گروه از فيلم سازان وجود دارد که همه نيروهايشان را به گونه اي در اين راستا به کار مي گيرند که همچنان در هزاره سوم با فاصله گرفتن از واقعيت هاي علمي تاريخي، ملت هايي چون ايران با پيشينه فرهنگي درخشان را به اين صورت به تصوير بکشند.
همان طور که خودتان هم اشاره کرديد، از تمدن ايران در بسياري جاها به عنوان يک تمدن غني ياد مي شود، پس چطور است که اين گونه سعي در خدشه وارد کردن به آن دارند؟
من اينجا ناگزيرم به اين حقيقت اشاره کنم که چنين واقعيتي برمي گردد به عملکردمسولا ن ، يعني زماني که نتوانسته اند و نمي خواهند به تاريخ و فرهنگ گذشته ايران بها دهند و روي آن کار کنند و عظمت و شکوه تاريخي گذشته و ايران را به فرزندان و جهان بنمايانند، طبيعي است که اين اتفاق رخ دهد و در شرايطي که هنر سينما سال هاست به اين کشور وارد شده هنوز فيلمي درخور فرهنگ و تمدن ايراني ارائه نشده است. بنابراين طبيعي است در دنياي غرب فيلم سازان هر چه دل تنگشان مي خواهد در مقابل بي مقدار نشان دادن کشوري که تمدن عظيمي داشته به خدمت مي گيرند و جز اين که بخش عمده اي از مردم ايران را دل آزرده کند و دل مردگي را افزوني بخشند کار ديگري نمي کنند.
بنابراين من معتقدم کشوري که نتوانسته فيلمي در مورد کورش کبير بسازد و نشان دهد پايه گذار حقوق بشر، ايران است يا کسي فتوحات داريوش و پيروزي هاي شاپور و ... را به نمايش درنياورده است و ده ها و صدها رويداد تاريخي جهان که ايران در آن نقش محوري داشته نساخته طبيعي است که اين فيلم براي فرزندان امروز با توجه به آن چه در کتاب هاي تاريخ پيش از اسلام شاهديم، واقعي بنمايد



نامه به كارگردان 300

سلام آقاي زاک اشنايدر

بدون هيچ مقدمه اي به خاطر ساختن فيلم 300 از شما سپاسگزارم.

دقيقا نمي دانم شما با چه انگيزه اي سراغ چنين موضوعي رفته ايد ، اما اگر به قصد تحريف تاريخ سراغ اين موضوع رفته ايد تا مثلا تاريخ را به زيان ما ايرانيان و به نفع غربيان روايت کنيد، به ترکستان رفته ايد. شايد پس از اين همه سر و صداي ما ايرانيان درباره اين فيلم چنين سخني عجيب و غريب به نظر برسد، اما اين واقعيت است.

شما ناخواسته به ما کمک کرده ايد تا به گوشه اي از تاريخ خودمان توجه کنيم. پيش از اين که شما فيلم 300 را بسازيد خيلي از ما نه نامي از ترموپيل شنيده بوديم و نه از چنين نبردي خبري داشتيم و نه دلمان مي خواست که درباره خشايار و داريوش چيزي بشنويم، حالا هم که آب هايي که فيلم شما جاري ساخته از آسياب ها بيافتد دوباره در بر همان پاشنه قبلي خواهد چرخيد و ما دوباره همه چيز را فراموش خواهيم کرد تا بار ديگر در جايي ديگر يکي در کتابي يا فيلمي ناسزايي نثارمان کند تا بار ديگر يادمان بيايد که ما ايراني هستيم و ايران گذشته اي چنين و چنان دارد. نه اين که اسم کوروش و داريوش و هخامنشيان را نشنيده باشيم يا به آنها کاري نداشته باشيم، چرا اتفاقا هر جا که با هجومي اين چنيني روبه رو مي شويم، به آنها افتخار مي کنيم، اما اگر خيال مي کنيد که وقتمان را به خواندن و تامل کردن در تاريخ صرف کنيم، اشتباه کرده ايد.

راستش را بخواهيد الان فکر مي کنم کاش کمپاني برادران وارنر کارگردانان جوياي نام ديگري را اجير مي کرد و هر دوره تاريخ ايران را به يکي از آنان مي سپرد تا تحريفش بکنند و مثل شما ايرانيان آن دوره را وحشي و مستبد و زشت رو و ضعيف و.... (خلاصه آخر بدها) نشان بدهند تا ما غيرتي مي شديم و يک بار هم که شده تاريخ خودمان را دوره مي کرديم. شما نيازي به نوشتن فيلمنامه هاي جديدي نداريد، زيرا قبلا مورخان تان زحمت نوشتن افسانه هاي زيادي را کشيده اند. فکر مي کنم معامله خوبي باشد; شما به نان و نوايي که ضرورت سينماي امروز است دست مي يافتيد و ما هم ناخواسته از اين نمد براي خودمان کلاهي مي ساختيم.

ممکن است اين پيشنهاد خنده دار به نظر برسد، اما واقعيت اين است که همين جوري نمي توانيم سراغ تاريخمان برويم و نياز به انگيزه هاي قوي داريم که شما مي توانيد آن را فراهم کنيد. البته براي اين ادعاي خودم دليل محکمي هم دارم.

50 سال پيش يک ايراني به نام اميرمهدي بديع کتاب عظيمي نوشته است که در آن تناقض هاي نوشته هاي مورخان يوناني درباره ايران نشان داده شده و افسانه هايي را که به نام تاريخ به خورد مردم داده اند از تاريخ جدا کرد ه است. اين کتاب که نقدي اساسي به نوع تاريخ نگاري غربي ها درباره ايران است در 15 جلد به زبان فرانسه نوشته شده است و در زمان انتشارش توانسته است تاثيري جدي در تاريخ نگاري غربي بگذارد و مورد توجه بسياري از مورخان غربي واقع شده و به پيشرفت نقد تاريخ نگاري غربيان درباره ايران و به خصوص ايران باستان کمک کرده است.

نکته جالب اما اين جاست که 50 سال طول کشيد تا اين کتاب در ايران منتشر شود و اتفاقا چند ماه پيش از اين که کپي کم کيفيت فيلم شما در بازار فيلم هاي قاچاق ايران به فروش برسد اين کتاب در جشني کوچک و جمع و جور رونمايي شد. مي بينيد آقاي اشنايدر کتابي که اين همه براي ما اهميت دارد و امروز به ما کمک مي کند تا شاخ و برگ هايي را که شما بر افسانه هاي هرودوت (تاريخ نويس يوناني) درباره نبرد ترموپيل افزوده ايد بشناسيم، 50 سال در ميان ما غريب بوده و راستش را بخواهيد هنوز هم غريب است.

اين کتاب مستطاب که «يونانيان و بربرها» نام دارد با عنوان فرعي «روي ديگر تاريخ» توسط انتشارات توس در تهران منتشر شده و جالب است که يکي از موضوع هاي اين کتاب همين نبردي است که شما به آن شاخ و برگ داده ايد.

مثلا فيلم شما و افسانه هاي برخي مورخان يوناني تعداد سربازان اسپارتي را 300 نفر نشان مي دهند و «آن را به عنوان نمادي از مقاومت در برابر شرق باور داريد. کاملا محتمل است که در اين نبرد هر اسپارتي 7 برده داشته باشد که در جنگ همراه آنان بوده اند. در مجموع دو هزار و 400 نفر به اضافه دو هزار يوناني غير اسپارتي ديگر (تسپيان ها و لا سموني ها) که در اين نبرد کشته شدند، درصحنه حضور داشتند. همچنين اين مساله بايد مورد توجه قرار گيرد که وقتي آتني ها در بخش هاي يونان به قدرت مطلق تبديل شده اند، به يک شيوه کاملا غير دموکراتيک عمل مي کردند و دولت- شهرهايي را که مقاومت کرده بودند به وسيله مصادره و برده گرفتن افراد مجازات مي کردند». در واقع اسپارتيان فقط خود را به عنوان افراد آزاد به حساب مي آوردند و وقتي تعداد سپاهيان 300 نفر نوشته مي شود، ديگران به حساب نمي آيند.

آقاي اشنايدر مي بينيد فيلم شما چه خدمتي دارد به ما مي کند؟ اين چند جمله اي را که داخل گيومه گذاشته ام چند ماه پيش از اکران فيلم شما يکي از استادان ايراني يکي از دانشگاه هاي آمريکا در جشن رونمايي «يونانيان و بربرها» بر زبان آورد، ولي هيچ جايي انعکاس پيدا نکرد، اما حالا فيلم شما باعث شده است که چنين بحث هايي به وبلاگ ها و نشريات عمومي نيز کشيده شود که محققان تاريخ در خواب هم نمي ديدند، بشود صفحه اي از تاريخ ايران را در آنها ديد. باز هم متشکرم آقاي اشنايدر و خواهش مي کنم روي پيشنهاد من فکر کنيد. اميدوارم که باز هم فيلم هاي اينچنيني بسازيد، فقط خواهش مي کنم به دوره هاي مختلف تاريخ ايران بپردازيد!

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 12:5  توسط سجاد  | 

نقد فیلمهای سینمایی

روايت سوم صدرعاملى با تك گويى قهرمان نوجوان فيلم آغاز مى شود. تك گويى اين امكان را مى دهد تا تماشاگر به درون احوالات شخص راه پيدا كند و سير افكار و حوادثى كه در زندگى خصوصى اش رخ داده را دريابد و بهتر با او همذات پندارى كند. شايد يكى از دلايلى كه فيلم زياد مورد توجه منتقدان قرار نگرفت به دليل كم كردن بار دراماتيك فيلم در جهت رسيدن به سينماى واقع گراى كيارستمى باشد چنانكه نام كيارستمى در تيتراژ پايانى تائيدى است بر اين حدس. اما فيلم بين اين دو سبك دست وپا مى زند. نه به قوت آثار واقع گراى كيارستمى است و نه به استحكام فيلم قبلى فيلمساز «من ترانه...». فيلم زندگى را نشان مى دهد كه در آستانه بحرانى قرار دارد كه مى توان گفت بيشتر در جوامع مدرن رخ مى دهد؛ چرا كه نيازهاى حداقلى و مادى انسان در جوامع صنعتى تقريباً برآورده مى شود در نتيجه طبق نظريه مازلو فرد روبه برآوردن احتياجات ثانويه خود مى آورد. با گسترش شهرها و شلوغى و بيگانگى بين آدم ها، عنصر تنهايى نمود بيشترى مى يابد و به دنبال آن عقده هاى سربسته و ناگشوده و ناكامى هاى روحى حاصل از اين نوع زندگى موجب گسترش روابط پنهانى و اين قبيل امور مى شود. البته در اين فيلم علت واقعى گرايش پدر خانواده به زنى ديگر معلوم نمى شود. حال مى توان او را در قضاوتى زودهنگام فردى عياش دانست كه از فرط خوشى دست به اين كار مى زند و يا به بررسى ريشه هاى عمل او دست زد. اما فيلم در مورد اين مسئله نيست بلكه وضعيت دختر نوجوانى را در اين شرايط مى خواهد بسنجد و تحليل كند. دو روايت ديگر صدرعاملى هم دو نوجوان را در دو موقعيت ديگر مورد ارزيابى قرار داده بود. ما اينجا خانواده اى را مى بينيم كه ظاهراً استانداردهاى لازم يك خانواده ايده آل را دارند و به قول آيدا خانواده اى خوشبخت اند كه در آن محبت حاكم است و اخم و دعوا در آن نيست، دختر خانواده نمرات بيست مى گيرد و اهل آرايش و ارتباط با جنس مخالف هم نيست و به اصطلاح بچه مثبتى است. همه چيز خوب پيش مى رود كه ناگهان آيدا از طريق دوستش به طور اتفاقى متوجه ارتباط پدرش با زنى ديگر مى شود. البته قاعدتاً در چنين خانواده اى مى بايست آن قدر اعتماد وجود داشته باشد كه آيدا با شنيدن جمله «ديشب باباتو ديدم آيدا» بلافاصله بدترين فكر ممكن را در مورد پدرش نكند اما برخلاف ظاهر امر آيدا منفى ترين فكر ممكن را مى كند و از قضا فكرش درست هم از آب در مى آيد. اين تصور به نظر مى رسد نياز به يك مقدمه دارد كه حداقل آيدا قبلاً هم اطلاعاتى در مورد رفتار پدرش داشته يا شنيده بوده كه وقتى حدس ناگهانى اش (كه يكراست منفى ترين حدس است) درست از آب در مى آيد، براى تماشاگر اين حدس باورپذير شود. ايده دير به مدرسه آمدن ساناز كمى تكرارى است هر چند بى علاقگى اش به درس و مشكلات زندگى خانوادگى اش مقدمه اى است تا در آخر فيلم تغيير رفتار آيدا را بهتر درك كنيم. رابطه آيدا با آن پسر هم گنگ و تعريف نشده باقى مى ماند. فيلم جامعه اى را نشان مى دهد كه در آن توهم اعتماد وجود دارد. به خاطر اينكه مردمش به خود زحمت نمى دهند تا ريشه ناهنجارى ها را بيابند و درمان كنند بلكه ترجيح مى دهند آن را ناديده بگيرند و تصور كنند كه هيچ معضلى وجود ندارد. گاهى هم وقتى توهم شناخت از يكديگر كنار مى رود افراد آن حاضر نيستند كنار هم زندگى كنند و تا وقتى زندگى ادامه مى يابد كه ناآگاهى و توهم و پنهانكارى وجود داشته باشد، مگر زمانى كه با وجود آگاهى با روابط پنهانى باز هم طرفين ترجيح دهند به نحوى به سازش بپردازند تا كانون خانواده شان از هم نپاشد و البته اين توصيه ثانويه ساناز به آيدا هم هست كه محصول خانواده اى متلاشى شده است. و اين واقع بين شدن ساناز را در طول فيلم نشان مى دهد؛ چرا كه توصيه اوليه اش جز اين بود. توهم شناخت در صحنه اى كه دوست آيدا كه فكر مى كند مى داند نامزدش كه در شهر ديگرى است در هر ثانيه چه كار مى كند و ادعا مى كند كه هر لحظه تحت كنترل او است، اما با يك سئوال معمولى آيدا كنترل اعصابش به هم مى ريزد و پوك و توخالى بودن ادعايش مشخص مى شود تا جايى كه در چند صحنه بعد وقتى از جدايى او از نامزدش مطلع مى شويم گزينه «توهم اعتماد» صحت مى يابد. ايده خريد دلكو توسط آيدا كه با ذهن كودكانه اش تصور مى كند مى تواند بر دنياى پر دوزوكلك بزرگترها فائق آيد جالب است كه در نهايت با شكست او خاتمه مى يابد. كاربرد سه گانه ماه در تصنيف بت چين كه يادآور دوران عاشقى پدر و مادر آيدا است و انطباق آن بر تصويرى از نيم رخ ماه، در حالى كه «ماه» رخ مادر آيدا كه انگار همواره سعى دارد چيزى را پنهان كند در صحنه اى از زاويه اى كه مشخص نيست در حال كشيدن سيگار است و البته اين تصور آيدا است، با اين حال بر ابهام قضيه مى افزايد و جا را براى معانى و تفسيرهاى مختلف در اين مورد باز مى گذارد. عنصر تنهايى كه پيشتر ذكر شد در تمام طول فيلم به عنوان موتيفى وجود دارد از آيدا گرفته تا ساناز و پدر و مادرهايشان و مردم جامعه اى كه در آن زندگى مى كنند. البته اين تنهايى فيزيكى نيست بلكه مربوط به از خودبيگانگى و غربت روحى بين اين آدم ها است كه در عين حال كه با هم هستند با هم نيستند. فرديت عنصر ديگرى است كه در فيلم مطرح مى شود و با واژه عوامانه «يواشكى» بيان مى شود. ساناز سعى دارد اين مطلب را با زبان خود به آيدا بفهماند كه همه مردم خلوتى و دنياى ويژه اى براى خود دارند و كيفيت آن بستگى به عملى است كه در آن لحظه انجام مى دهند. او مى گويد: «حتى آدم هاى خوب هم يواشكى دارند.» نيمه دوم فيلم كه آيدا براى گرفتن انتقام و يا تلنگرى به والدينش تصميم به آرايش و عصيانگرى عليه شخصيت مثبت خود مى گيرد باورپذيرتر از قسمت اول است. اما والدين او كه شايد خود را اولين متهمان مى دانند به او خرده نمى گيرند و تنها روز بعد است كه مادر آيدا به بهانه اى در اين مورد به او اعتراض مى كند. آيدا در اوج فشارها با صورتى آرايش كرده زير باران مى نشيند و تنها طبيعت است كه مقدارى به او آرامش مى دهد و با پاك كردن صورت او كماكان او را از پليدى دوران بزرگسالى بر حذر مى دارد. آيدا والدينش را متهم مى كند كه هيچ نمى بينند و هيچ نمى شنوند و يا شايد خود را به نديدن و نشنيدن زده اند. طغيان آيدا عليه اين وضعيت ما را به ياد واقعه معروف جنايت چند سال قبل دو نوجوان به نام هاى «شاهرخ و سميه» و دادگاه آنان مى اندازد كه سميه بعد از به دست آوردن اعتمادبه نفسش در يكى از دفاعيات خود والدينش را با منطق و استدلال محكوم كرد و آنان را مسئول آن فاجعه دانست. فيلم اين سئوال را مطرح مى كند كه «طلاق بهتر است يا زندگى با دروغ؟ و اينكه متلاشى شدن يك خانواده هزينه كمترى دارد يا از سر گذراندن چنين بحران هايى كه خاص زندگى هاى جديد است با تدبيرى ويژه؟» كاراكتر ساناز با بازى خاطره اسدى بسيار جاافتاده تر از بازى آيدا با بازى صوفى كيانى از آب درآمده است. ظاهر امر حكايت از آن دارد كه دوستى قديمى و يا تقلب (رساندن مطلب از آيداى درسخوان به ساناز) مى تواند دليل نزديكى آنها باشد اما در واقع دردى مشترك اين دو دوست را به هم پيوند زده و آن هم تنهايى و سرنوشتى است كه براى خانواده هاى آنان به وجود آمده است. تكيه چندباره بر قوز نكردن مى تواند نشانه اى از نبود عشق باشد؛ چرا كه در ادبيات هم زمانى كه عشق نيست، فرد كز كرده و پريشان احوال و قوز كرده است. در روايت اول صدرعاملى دختر نوجوان با فرار از خانه به وضعيت نابسامان خود اعتراض مى كند. در روايت دوم قهرمان فيلم كه پشتوانه زندگى پررنج را به همراه دارد عاقلانه تر تصميم مى گيرد و آبرودارى و صبر را سرلوحه خويش قرار مى دهد و در روايت سوم صدرعاملى طبقات را به يكسو مى نهد و بحران خانواده را در جنبه عام آن مطرح مى كند. نوجوان اين فيلم در دام فحشا نمى غلتد و تصميم مى گيرد با حوصله و تحمل و گفت وگو بحرانى را كه والدينش قادر به حل آن نيستند، رفع كنند و تصويرى از دخترى را ارائه دهد كه طى كش و قوسى اضطراب آور بر خود مسلط مى شود و تدبير را به عنوان بهترين وسيله در سن هفده سالگى برمى گزيند. آيدا از فضا و شرايطى كه او را صرفاً يك «نمره بيست بگير» درآورده بود كه در برابر هر نابسامانى در زندگى اش با دامن زدن به آن و نسنجيدن عواقبش خود بحرانى جديد ايجاد كند، به حال و هوايى تغيير ماهيت مى دهد كه چالش هاى زندگى اش را نه با عصبانيت بلكه با سرانگشت خرد و دورانديشى حل كند. ديزالو نمايى از چمن محوطه و رنگ سبز دلنشين آن كه نويددهنده پايان بحران مى تواند باشد به شهرى كه تمام نابسامانى ها را در خود جاى داده است، اميددهنده و اميدواركننده به خيلى چيزها از جمله زندگى آينده آيداهايى است كه آينده اين جامعه را در دست دارند. تكرار تصنيف «بت چين» مى تواند نوعى بازگشت به زندگى و گذر چالش پيش آمده تلقى شود، رجعتى كه قهرمانش يك دختر نوجوان است كه نه تنها در معضلات غرق نمى شود بلكه خانواده اى را از نابودى مى رهاند.

 

يادداشتي بر فيلم شب برهنه (سعيد سهيلي)
آقاي سهيلي شب برهنه ات را ديدم، غوغا به پا نكن
فيلم سينمايي شب برهنه يكي از بهترين موقعيت هاي فروش را داشت. از يك طرف اكران اين فيلم با ابتداي تابستان مصادف شده بود و از طرف ديگر پس از بازي هاي جام جهاني بر روي پرده رفت. همچنين قربان زاده مدتها در فيلمي ظاهر نشده بود و خروج شادمهر عقيلي از ايران هم به نوبه خود تبليغي براي فيلم محسوب مي شد؛ ولي با اين همه، شب برهنه در حالي از پرده هاي سينماها كنار رفت كه فروشش تا 100 ميليون فاصله داشت ...

علت چيست؟؟؟ چرا سهيلي كه ادعا دارد فيلمش براي جوانان است و از سرگشتگي هاي آنها مي گويد. در گيشه شكست خورد ؟؟؟

پاسخ ساده است ... مردم ما هوشيار شده اند و ديگر فريب حضور طعمه هايي چون شادمهر عقيلي را نمي خورند. آنها از فيلمهاي تكراري خسته اند ... مثلث عشقي سوژه ايست كه حتي در سينماي هند هم جذابيت خود را از دست داده است. حال اگر به اين شكل هندسي يك ضلع ديگر هم اضافه شود، باز هم سودي نخواهد داشت.

هر چند شب برهنه حرف هاي زيادي براي گفتن دارد، ولي اغلب اوقات خيلي تند آمده است و بايد پرسيد فايده اين همه ديالوگ هاي ركيك اخلاقي و سياسي چيست؟؟؟ به عنوان نمونه مي توان به قسمتي اشاره كرد كه پوريا و رشيد سوار با آمبولانس اند و رشيد خطاب به او مي گويد:

- اون دختر رو از شهرستون آوردم تا تو شكمشو سير كني، تو هم نامردي نكردي و اونقدر سير كردي كه اومد بالا

همچنين وجود نابازيگراني چون زهرا محمودي و اشكان قاسمي لطمه هاي جدي به كار زده است.

نقاط ضعف اين فيلم در حساس ترين سكانس آن كاملترين آشكار است. قسمتي را كه پوريا (شادمهر عقيلي) به بهشت زهرا مي روند را به ياد بياوريد ...

انتخاب نماهاي ضعيف كارگردان، حس گيري و ميميك ناقص شادمهر، نورپردازي و حتي موسيقي ناهماهنگ و بسيار بد و خلاصه همه و همه دست به دست مي دهند تا بهترين قسمت فيلم را خراب كنند. سكانسي كه مي توانست تماشاگر را بر صندلي سينما ميخكوب سازد ...

آيا واقعا سهيلي اين شكست هنري را به خاطر موفقيت در گيشه خريد؟ پس چرا ؟؟؟

با خبر شديم كه قرار است او به زودي فيلمبرداري فيلم جديدش را با عنوان غوغا آغاز كند. حال آيا واقعا او همين سير نزولي را ادامه مي دهد ؟؟؟ به نظر مي رسد مردم مردي شبيه باران او را بهتر از سهراب و شب برهنه اش دوست دارند ... مطمئنا اگر با فيلمي چون مردي شبيه باران به سينما برگردد، مردم با آن آشتي خواهند كرد و تجربه تلخ فروش پايين آن در گذشته ديگر تكرار نخواهد شد.

و به اميد اينكه سهيلي با غوغا، آشوب به پا نكند و ديگر فيلمهاي برهنه و يا با انصاف، نيمه برهنه اي نسازد.

 

 

سنتوري، فيلمي است كه فيلمسازش عصاره سينماي ايران مي‌باشد، داريوش مهرجويي... ايرانيان از تمامي فيلم‌هاي او خاطره دارند. اسامي اين فيلم‌ها را بخوانيد: «مهمان مامان، بماني، دختر دايي گمشده، مگس، درخت گلابي، ليلا، پري، سارا، بانو، هامون، شيرك، اجاره‌نشين‌ها، دايره سينما، پستچي، آقاي هالو، گاو و الماس» و حالا حكايت «سنتوري» فيلمي كه قرار بود سوم مردادماه به سينماها بيايد، اما دوباره به مانند چند مرحله پيش كه هر بار قرار بود، اكران شود، بنا به دلايلي دوباره اكران نشد... حال مردم و علاقه‌مندان به سينما تشنه فيلم جديد مهرجويي هستند. اين فيلم در جشنواره فيلم فجر، حرف و حديث‌هاي زيادي را به دنبال خود داشت. به خصوص زماني كه در جشنواره 85، نتوانست عنوان بهترين فيلم جشنواره را كسب كند. «بهرام رادان»، به خاطر بازي در اين فيلم، طي سه سال اخير، دومين سيمرغ بلورين را از آن خود كرد و زمان دريافت جايزه، به هيئت داوران اعتراض و اعلام كرد كه داوران جشنواره، يك‌بار ديگر



فيلم «سنتوري» را ببينند... البته بعدها رادان گفت كه قصد بي‌احترامي به هيئت داوران نداشته و در گوشه‌اي از توضيحات خود بيان داشت كه: دوستان، حكايت من حكايت ديگري بود، زماني كه براي سنتوري كانديدا شدم، تعجب نكردم! اما وقتي كه ديدم اين فيلم تنها در دو رشته نامزد دريافت جايزه شد، شگفت‌زده شدم. در صورتي كه به گفته بسياري از كارشناسان، سنتوري بهترين فيلم مهرجويي است و سپس گفت: گفتم مهرجويي بزرگ، بي‌نياز از جايزه است و برخي ناراحت شدند، هنوز هم بر اين باورم كه جايزه نيازمند مهرجويي است.براي رسيدن به اين باور كه چرا «سنتوري» يكي از اثرهاي به يادماندني مهرجويي است، بهتر است، ابتدا اين كارگردان بنام كشور را بشناسيم و سپس درباره سنتوري بنويسيم.

فارغ‌التحصيل يو.سي.ال.اي
داريوش مهرجويي در هفدهم آذرماه سال 1318 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتي خود را در تهران گذراند، 20 سال داشت كه براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت. در سال 1344 (1965) از دانشگاه «يو.سي.ال.اي» در لس‌آنجلس ليسانس فلسفه گرفت، در همين سال سردبيري نشريه پارس ريونو در لس‌آنجلس را به عهده داشت و سال بعد به تهران آمد. در سال 1346 نخستين فيلم خود به نام «الماس 33» را ساخت كه نتوانست با اين فيلم، موفق شود اما او اميد خود را از دست نداد و دو سال بعد به همراه غلامحسين ساعدي در سال 1348، فيلمنامه گاو را نوشت و به كارگرداني آن پرداخت، اين فيلم براي مهرجويي و سينماي ايران جوايز متعددي در خارج و داخل كشور به دنبال داشت. گاو چه از نظر تجاري و چه از نظر هنري فيلم موفقي از آب در آمد و فصل جديدي را در سينماي ايران گشود تا جايي كه در جشنواره‌هاي كن، برلين، مسكو، لندن، لس‌آنجلس و اغلب كشورهاي آسيايي، اروپايي و آمريكايي به نمايش در آمد. آقاي هالو در سال 49، دومين فيلم مهرجويي بود و اين كارگردان را تنها با دو فيلم ساخته شده، اما معتبر به دنيا شناساند، اين فيلم هم در جشنواره‌هاي برلين، مسكو و لندن به نمايش در آمد. مهرجويي در آن زمان تنها 31 سال داشت. همچنين فيلمي كه وي در سال 1351 به نام پستچي ساخت، فيلم هفتم از ده فيلم برگزيده جهان در سال 1972 ميلادي شد.
پس از انقلاب او مدتي در فرانسه زندگي كرد، اما پس از بازگشت دوباره فيلمسازي را ادامه داد كه اوج مخاطبان او در سينما براي فيلم‌هاي اجاره‌نشين‌ها (1365)، هامون (1368)، سارا و پري (1371)، ليلا (1375)، درخت گلابي (1376)، بماني (1380) و مهمان مامان (1383) بود. گفتني است فيلمنامه‌ اين فيلم‌هاي موفق از دست نوشته‌هاي خود مهرجويي است و حالا او با سنتوري مي‌خواهد، برگي به دفتر افتخارات سينمايي‌اش اضافه كند.
او سنتوري را به همراه وحيده محمدي‌‌فر به رشته نگارش در آورده و طي آن مي‌بينيم كه يك نوازنده چيره‌دست و خواننده محبوب ناگهان در اوج شهرت و موفقيت، افسار زندگي‌اش را از دست داده و به بيراهه مي‌رود، او مي‌گويد: «همه بدبختي‌ها از زماني آغاز شد كه عشق بزرگ زندگي‌ام، همسرم، هانيه تركم كرد، اما هانيه زماني مي‌رود كه من مدت‌هاست در بند اعتياد خود گرفتار هستم.»





اصل داستان چيست؟
اصل ماجراي اين فيلم چيست؟ «علي بلورچي» (بهرام رادان) فرزند حاج آقا بلورچي يكي از كسبه قديمي و صاحب‌نام صنف بلور و شيشه است، حاج آقا در دوران كودكي و نوجواني سختي‌هاي زيادي را متحمل شده است و تحت تاثير عقده‌هاي آن دوران، پسرش را آن طور كه خود دلش مي‌‌خواست تربيت مي‌‌‌كند، اين نقش را (مسعود رايگان) ايفا مي‌كند. از طرفي حامد (نادر سليماني) پسر بزرگ‌تر حاج آقا از همان دوران مدرسه از درس محروم شده تا نزد پدر در حجره كار كند و ادامه‌دهنده راه او باشد.
علي پسر دوم حاج آقا از دوران كودكي با ساز كهنه‌اي كه متعلق به دايي مرحومش است، انس گرفته و قصد دارد زماني كه بزرگ شد، تحصيلات خود را در رشته موسيقي ادامه بدهد اما با مخالفت مادرش (رويا تيموريان)، مواجه شده و به اجبار در رشته بازرگاني درس مي‌خواند، اين مخالفت و ديگر كشمكش‌هاي او با والدين باعث مي‌شود، علي خانه پدري‌ را رها كرده و از خانواده جدا ‌شود. سپس علي به همراه دوستش «تمايل» (مهيار پورحسابي)، يك گروه موسيقي تشكيل مي‌دهد و با اجرا در جشن‌ها و مناسبت‌هاي مختلف گذران زندگي مي‌كند و به خاطر مهارتش در نواختن سنتور به «علي سنتوري» معروف مي‌شود. اما او به تدريج در پي معاشرت با دوستان و كارهاي شبانه‌روزي هر از گاهي به سراغ موادمخدر مي‌رود، چرا كه از درون احساس پوچي مي‌كند و اعتماد به نفس لازم را ندارد. به عبارتي ظرفيت معروف شدن را ندارد و استفاده تفنني از موادمخدر او را رفته‌رفته به ورطه اعتياد مي‌كشاند.
پس از مدتي كه از زمان فيلم مي‌گذرد، در يك مراسم كه اجراي موسيقي آن با علي است، دختري به نام هانيه (گلشيفته فراهاني) مجذوب هنر علي مي‌شود و اين آشنايي به ازدواج آن دو منجر مي‌شود. اين آشنايي و ازدواج براي مدتي نشاط را به زندگي علي مي‌آورد و او را تشويق به كارهاي بيشتر مي‌كند. اما او كماكان به مصرف مواد ادامه مي‌دهد تا به خيال خود شرايط روحي‌اش تقويت شود، وضع بدين‌گونه باقي نمي‌ماند، چرا كه به خاطر اوضاع نامناسب مالي و رفتارهاي حاصل از مصرف موادمخدر، بين او و هانيه مشكلاتي پديد مي‌آيد و همين مسئله باعث مي‌شود تا هانيه منزل را ترك كند. علي كه به خاطر معتاد شدن به موادمخدر كمتر امكان كار برايش فراهم است، فرصت پيدا مي‌كند تا به همراه «تمايل» اجراي برنامه موسيقي يك مراسم عروسي را برعهده بگيرد.
در ادامه اين فيلم زيبا خواهيد ديد كه در حين برگزاري مراسم عروسي، ميان اقوام خانواده داماد كه با يكديگر مشكلاتي داشتند، درگيري شديدي به وجود مي‌آيد و كار به زد و خورد كشيده مي‌شود. در اين زد و خورد دستان علي مي‌شكند و به آلات موسيقي او هم خسارت وارد مي‌شود. آسيب‌ديدگي و عدم توانايي‌ علي در ساز زدن كه تنها راه امرار معاش اوست، باعث بيكاري‌اش مي‌شود. در همين زمان صاحبخانه هم عذرش را مي‌خواهد و او با مقداري وسايل، آواره و سرگردان كوي و خيابان مي‌شود تا اين‌كه در گوشه‌اي از يك پارك جنگلي چادر مي‌زند.




در اين دوران با بي‌خانمان‌ها و معتادان همنشين شده و چون درمانده و نيازمند است، براي پول در آوردن تن به هر كاري مي‌دهد، زندگي در ميان جمعي معتاد و آواره در حاشيه شهر، علي را درمانده، شكسته و آلوده‌تر مي‌كند. يك شب كه او در ميان اين جمع مشغول مصرف موادمخدر است و مي‌خواهد از اين طريق خاطرات تلخ گذشته را فراموش كند ماموران نيروي انتظامي سر رسيده و همه را دستگير مي‌كنند. علي پس از دستگيري به مركز ترك اعتياد فرستاده مي‌شود و مسئولان آن مركز متوجه اختلالات روحي او مي‌شوند و سعي مي‌كنند با او ارتباط برقرار كنند.
گفتني است، حسن پورشيرازي و صدرالدين حجازي در نقش معتاد در اين فيلم در كنار رادان بازي مي‌كنند. داستان در مركز بازپروري چنين ادامه پيدا مي‌يابد كه ، محيط مناسب و شرايط درماني به علي كمك تا او بهبودي نسبي پيدا كند و با خريد يك سنتور توسط روان‌شناس مركز براي علي، او فرصت و انگيزه پيدا مي‌كند تا دوباره موسيقي را ادامه دهد. اشتياق علي به اندازه‌اي است كه او در همان جا به ديگر معتادان آموزش سنتور مي‌دهد. فيلم كه به پايان نزديك مي‌شود حاج آقا بلورچي به همراه حامد به مركز بازپروري مي‌رود تا به علي بگويد كه از گذشته پشيمان شده و حاضر است پس از آزادي و ترك اعتياد، تمامي امكاناتش را در اختيار او بگذارد، اما علي كه ديگر معلم ويژه موسيقي آن مركز است، مي‌گويد: با اين‌كه مشكل اعتيادش برطرف شده و وضعيت جسماني كاملا سالم و مناسبي دارد، همچنين دوران محكوميتش هم به پايان رسيده، اما تازه منزل واقعي‌اش را پيدا كرده است، چرا كه اين مكان به دور از هياهوي جامعه‌اي بي‌رحم بوده و او مي‌تواند براي آدم‌هايي مثل خودش مفيد بوده و با نغمه سازش به آنها عشق و زندگي ببخشد.
در پايان اين فيلم كه پر ازواقعيت‌هاي تلخ زندگي است، مي‌بينيد در نهايت، علي به همراه شاگردانش كه همگي از بيماران همان مركز هستند كنسرت كوچكي اجرا مي‌كنند. چشم علي در ميان تماشاگران حاضر به هانيه مي‌افتد كه به تشويق او مشغول است اما در پايان كنسرت از هانيه خبري نبود.
از ديگر بازيگران اين فيلم بايد به مائده طهماسبي در نقش مادر هانيه، سيامك خواهاني ويولونيست گروه آريان در نقش جاويد، مونا ربيعي در نقش خواهر جاويد و محمد سلوكي برادر بزرگ‌تر مهدي سلوكي كه پيش از اين سابقه مجري‌گري داشت در نقش دكتر روان‌شناس اشاره داشت. همچنين برنامه‌ريز، دستيار اول كارگردان، مجري طرح، بخشي از طراحي صحنه و لباس و عكس برعهده محمدرضا شريفي‌نيا است.
در پايان فيلم متوجه خواهيد شد مهرجويي حتي در تلخ‌ترين اثرش هم، دلش نمي‌آيد بيننده را نااميد رها كند. بازگشت شكوهمند علي سنتوري به زندگي و آشتي دوباره‌اش با سنتور، مهارت استاد در پرداخت اين صحنه‌ها، آن‌قدر چشمگير است كه بيننده چاره‌اي جز باور آن ندارد.
سنتوري شاهكار ديگري از اين كارگردان است، كارگرداني كه در طول تمامي اين سال‌ها هر بار به نوعي غافلگيرمان كرد، كارگرداني كه مي‌داند چه بسازد كه بيننده را شگفت‌زده كند.
ايفاي نقش بهرام رادان در اين فيلم بي‌نظير است، او چه در روزهاي اوج و چه در شب‌هاي سقوط علي سنتوري و در تمامي سكانس‌هاي مربوط به كنسرت‌ها درخشان ظاهر مي‌شود و خصوصياتي از يك بازيگر حرفه‌اي كامل را بروز مي‌دهد. از طرفي سكانس‌هاي مشترك ميان رادان و گلشيفته فراهاني، شيطنت‌هاي عاشقانه‌شان به ويژه سكانس بازي با شال گردن، بسيار ديدني است.

نواختن سنتور توسط رادان
ساخت موسيقي متن و نوازنده سنتور اين فيلم، كسي نيست جز يكي از اعضاي خانواده «كامكارها»... اردوان كامكار، او مي‌گويد: پيش از اين براي هيچ فيلمي موسيقي نساخته بودم، ساخت موسيقي اين فيلم را، به دليل آشنايي چند ساله‌ام با مهرجويي پذيرفتم، او با من تماس گرفت و عنوان كرد، فيلمنامه‌اي در اين مورد دارد، چند بار با يكديگر فيلمنامه را مرور كرديم و پيش از آغاز فيلمبرداري، 5 قطعه موسيقي براي آن ساختم.




حدود دو ماه و نيم هم با رادان سنتور كار كردم و نواختنش را به او آموختم و خوشبختانه آن‌قدر او با استعداد بود كه گام‌هاي اوليه سنتور را ياد بگيرد. كامكار مي‌گويد: انتخاب بازيگر اول براي اين فيلم كار دشواري بود، بايد دست‌هاي بازيگر، شبيه دست‌هاي من باشد تا تفاوتي در تصاوير مربوط به نوازندگي من و نقش‌هاي ايشان ايجاد نشود، از طرفي موفق شديم بين دست‌هايش و لب‌خواني هماهنگي خوب به وجود بياوريم. كار مشكل‌تر از لب‌خواني بود، چون حركات دست، همراه فيگور او نيز بايد درست انجام مي‌شد و از آنجا كه بهرام توانايي خوبي دارد، توانست به نحو احسن از عهده اين كار برآيد. در صحنه‌هايي كه رادان در فيلم مي‌نوازد، در نماهاي نزديك از خود كامكار در حين نواختن سنتور استفاده شد و در نماهاي دور از رادان و...

رادان به جاي سلوكي
مهرجويي از ابتدا تاكيد داشت كه بازيگر نقش اول فيلمش، حتما جواني لاغراندام با صورتي استخواني باشد تا بتوان با چهره‌پردازي اندك، چهره يك معتاد را بر صورتش ترسيم كرد. البته دانستن سنتور نيز يكي از شرايطي بود كه بازيگر نقش اول مرد بايد آن را مي‌دانست. در حال تست‌گيري از متقاضيان، مهرجويي به اين فكر افتاد كه از بازيگران حرفه‌اي نيز براي ايفاي اين نقش، تست بگيرد. اولين گزينه او پارسا پيروزفر بود كه عليرغم همكاري با مهرجويي در كار قبليش، «مهمان مامان» نتوانست نظر او را براي ايفاي اين نقش جلب كند.
ديگر گزينه استاد مهرجويي براي ايفاي اين نقش، محمد سلوكي، مجري سيما بود كه از نظر فيزيك چهره با اين نقش همخواني نيز داشت، تقريبا همه چيز براي بازي او در اين نقش آماده بود كه ناگهان مهرجويي اعلام كرد، بهرام نقش علي سنتوري را ايفا خواهد كرد و سلوكي ايفاگر نقش دكتر روان‌شناس شد.
  
شايد برايتان جالب باشد بدانيد كه داريوش مهرجويي زماني، سنتور مي‌نواخت و اين ساز را به دليل صداي زيبايش دوست داشت و يكي از دلايل نوشتن اين فيلمنامه، علاقه‌اش به سنتور بود. گفتني است، تصويربرداري اين فيلم از هفدهم بهمن 1384 در كاشانك نياوران آغاز شد و به مدت هشت ماه طول كشيد.

خواننده فيلم




قرار بر اين شد كه محسن چاووشي ترانه‌هاي اين فيلم را بخواند، چرا كه مهرجويي اعتقاد داشت كسي بايد ترانه‌هاي اين فيلم را بخواند تا مردم با صدايش بيگانه نباشند، به ويژه زماني كه بايد لوكيشني در كاخ سعدآباد در نمايي از كنسرت برگزار شود و اين كار هم انجام پذيرفت، اما...
اولين ايراد شوراي نظارت و ارزشيابي نام فيلم بود كه سنتوري نمي‌تواند علي باشد و بايد نام «علي» از فيلم حذف شود مهرجويي اين موضوع را پذيرفت، سپس ايرادها به ترانه‌ها وارد شدند كه بايد ترانه‌ها را حذف كنيد. مهرجويي گفت: نمي‌شود، ما بر روي اين قضيه حسابي ويژه باز كرديم. گفتند پس چاووشي نباشد و يكي را بياوريد كه صدايش مجوز داشته باشد.
مهرجويي هم در مقام پاسخ گفت: آخر صدا كه مجوز نمي‌خواهد، اين ترانه و آهنگ است كه مجوز مي‌خواهد و شما هم مجوز آن را صادر كرده‌ايد و در پاسخ شنيد كه نه، بايد عوض شود و سرانجام فيلم دچار تغييراتي شد و رادان بايد با صداي خود روي آهنگ‌هاي ساخته شده، يك‌بار ديگر ترانه‌ها را بازخواني مي‌كرد تا فيلم مجوز پخش بگيرد و اين‌گونه هم شد. هدايت فيلم پخش‌كننده اين فيلم است كه يد طولايي در زمينه پخش دارد و به اندازه كافي از مهارت براي فروش هر چه بيشتر يك فيلم برخوردار است. گفتني است تهيه‌كننده‌هاي اين فيلم فراز فرازمند و داريوش مهرجويي هستند. اما اين فيلم چه زماني به نمايش درآيد خدا مي‌داند، با اين حال شنيده‌ها حاكي از آن است كه سنتوري در اواخر مردادماه اكران خواهد شد... بايد ديد و منتظر ماند.

بازيگري، برايم شوخي بود
رادان مي‌گويد: اولين بار كه مقابل دوربين سينما ظاهر شدم، برايم مثل يك تفريح بود، مثل يك شوخي، يكسري جمع شديم و رفتيم كلاس بازيگري و حتي خجالت مي‌كشيديم كه بگوييم ما مي‌رويم كلاس بازيگري، مي‌گفتيم مي‌رويم كلاس كامپيوتر، زماني هم كه انتخاب شده بودم، دو، سه هفته بيشتر كلاس نرفته بودم، يادم مي‌آيد آن روز از پشت شيشه‌هاي كلاس، دو، سه نفر آمدند و با هم صحبت كردند، من هم مشغول تمرين بودم، اما صداي آنها را نمي‌شنيدم و بعد مرا به يكديگر نشان دادند، پس از كلاس جلو آمدند و يك نشاني به من دادند كه به آن جا مراجعه كنم.
تا دو ساعت پيش از فيلمبرداري نمي‌دانستم كه نقش چندم را ايفا مي‌كنم، فكر مي‌كردم فقط بايد در فيلم شور عشق حضور داشته باشم، بعدها فهميدم نقش من در شور عشق نقش اول است. آن زمان من بيست سال داشتم كه آمدم مقابل دوربين و بازي كردم، نمي‌دانم انگار يك كار عجيب بود.

رفقاي صميمي




من دوستاني دارم كه در دايره خيلي اندكي هستند، اما لزوما به اين معنا نيست كه كم معاشرت مي‌كنم، اتفاقا زياد معاشرت مي‌كنم، بيشتر دوستانم جزو دوستان دوره دبيرستان هستند، بين بازيگران ايران هم بيشتر با گلشيفته فراهاني و همسرش ارتباط دارم.

شخصيت حقوقي بازيگران
همه آدم‌هاي مشهور يك شخصيت حقيقي دارند و يك شخصيت حقوقي. آنها در شخصيت حقوقي حق ندارند خيلي از كارها را انجام دهند. براي مثال وقتي يك بازيگر سيگار مي‌كشد، حق ندارد در خيابان سيگار بكشد به خاطر اين‌كه مردم مي‌گويند كه نگاه كن فلاني دارد سيگار مي‌كشد، چون آن پسر كوچك از تو ياد مي‌گيرد سيگار بكشد، مي‌‌داني چرا؟ مي‌گويد اگر آن بازيگر دارد سيگار مي‌كشد، پس حتما كار خوبي است، حالا آن شخصيت حقيقي در داخل خانه مي‌تواند سيگار بكشد.

دل‌هاي مردم
رادان مي‌گويد : رابرت پريش در سينماي هاليوود يكي از آن بچه‌هايي بود كه به دنبال چارلي چاپلين مي‌دويد و ماهي هفت دلار حقوق مي‌گرفت. كتابي دارد كه در آن نوشته، مدت‌ها كاركرد، در استوديوهاي مختلف رفت و آمد داشت دستيار مونيتور شد و رسيد به مونتاژ كار. او از جان فورد كه استاد مسلم سينماست خيلي چيزها ياد گرفت. مي‌دانيد كه ايشان ركورددار اسكار در سينماي جهان است. او چهار اسكار بهترين كارگرداني را از آن خود كرده است. رابرت پريش مي‌گويد سال‌ها گذشت و من هم اسكار گرفتم، رفتم ديدم جان فورد، روي يك صندلي چرمي نشسته، رو به من گفت: رابرت، شنيدم اسكار گرفتيد گفتم: بله قربان، برگشت گفت: من چهار تا گرفتم و گفت: مجسمه اسكارت را مي‌بري 25 سنت، دو تا كوچه پايين‌تر مي‌فروشي و دو تا ليوان قهوه مي‌گيري... مي‌خواهم بگويم رمز ماندگاري، سيمرغ و عنوان نيست، رمز ماندگاري، وارد شدن در دل‌هاي مردم است.

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 11:55  توسط سجاد  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

شبكه‌هاي تلويزيوني در ايام نوروز 28 فيلم ايراني را پخش مي‌كنند كه اغلب آن‌ها به توليدات سينما در نيمه نخست دهه‌ي 80 (85 تا80 ) اختصاص دارند. در جدول فيلم‌هاي سينمايي نوروز 87، نام چهار فيلم ايراني خالي مانده است كه بنابراعلام اخير مديركل اداره تامين برنامه سيما در صورت به توافق رسيدن با تهيه‌كنندگان، نام اين چهار فيلم نيز به زودي اعلام مي‌شود.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا، «آرامش در ميان مردگان»،«روزسوم»،«لاك پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند»، «هوو»،«تقاطع» و «اثيري» عناوين مهمترين فيلم‌هاي ايراني سيما در ايام نوروز را تشكيل مي‌دهند كه در اين ميان پخش برخي از فيلم‌ها از جمله ساخته‌ي بهمن قبادي هنوز قطعي نشده است به نحوي كه غلامرضايي (مدير كل اداره تامين برنامه) نيز در نشست اخير برنامه‌ها نوروزي از احتمال تغيير در فيلم‌هاي ايراني نوروز خبرداده است.

***

«آرامش در ميان مردگان» كه چهارشنبه (29 اسفند ماه) از شبكه چهار پخش مي‌شود ساخته مهرداد فريد است و گلاب آدينه در آن بازي كرده است.اين فيلم درباره پيرزني است كه در گورستان مردگان زندگي مي‌كند و در ازاي كار، مزد دريافت مي‌كند.

«روزسوم» به كارگرداني محمد حسين لطيفي و با بازي باران كوثري و پوريا پورسرخ قرار است شنبه (سوم فروردين ماه) پخش شود. اين فيلم جايزه بهترين فيلم را از جشنواره بيست و پنجم دريافت كرده است.

«هوو» به كارگرداني عليرضا داوود نژاد دوشنبه (5 فروردين ماه) از شبكه تهران پخش مي‌شود. اين فيلم با بازي رضا عطاران و محمد رضا داوودنژاد در سال 85 اكران شد و داستان آن براساس روابط هووها با همديگر بنا شده است.

«تقاطع» ابوالحسن داوودي يكشنبه (4فروردين ماه) از شبكه سه سيما پخش مي‌شود. در اين فيلم كه هشتمين ساخته كارگردانش است، فاطمه معتمدآريا، بهرام رادان، بيژن امكانيان و باران كوثري ايفاي نقش كرده‌اند.

***

براساس گزارش ايسنا، در نوروز 87 نام سه فيلم با مضامين كودكانه به چشم مي‌خورد. «گوشواره» (به كارگرداني وحيد موساييان)،«مرباي شيرين»(مرضيه برومند) و«علي ودني»(وحيد نيك خواه آزاد) عناوين اين سه فيلم را تشكيل مي‌دهند كه دو فيلم «گوشواره» و «علي ودني» نهم فروردين ماه از شبكه تهران و سه سيما پخش مي‌شوند و «مرباي شيرين» سه شنبه (13 فروردين ماه) به روي آنتن شبكه تهران مي‌رود. براين اساس شبكه پايتخت بيشترين تمايل را به پخش فيلم‌هاي كودك و نوجوان ايراني نشان داده است.

***

شبكه‌هاي تلويزيوني هم‌چنين فيلم‌هايي چون «شاخه گلي براي عروس» به كارگرداني قدرت‌الله صلح ميرزايي، «قلقلك» (ساخته مسعود نوابي)،«چپ دست» (آرش معيريان)،«عشق فيلم» (ابراهيم وحيدزاده) و «بله برون» (داوود موثقي) را براي مخاطبان برنامه‌هاي نوروزي پخش مي‌كند كه همگي در ژانر كمدي قرار مي‌گيرند.

در اين ميان شبكه سه سيما با پخش سه فيلم «شاخه گلي براي عروس»، «قلقلك» و «بله برون» بيشترين آمار را در پخش فيلم‌هاي كمدي به خود اختصاص داده است.

«شب بخيرفرمانده» (به كارگرداني انسيه شاه حسيني)، به همراه «لاك پشت‌ها هم پرواز مي‌كنند» و «روز سوم» عناوين فيلم‌هاي سينمايي سيما در نوروز را تشكيل مي‌دهند كه در ژانر جنگي قرار مي‌گيرند. هم‌چنين «مظفر نامه» محمدرضا ورزي كه تاريخي است قرار بود اكران ‌شود اما از شبكه تهران پخش خواهد شد.

***

تلويزيون در ايام نوروز تعدادي فيلم تلويزيوني را هم پخش مي‌كند كه آن طوركه معاون سيما اعلام كرده تشخيص داده شده كه تعداد اين آثار بيش از اين نباشد.

دكتر مرتض ميرباقري ابراز اميدواري كرده است كه كيفيت تله فيلم‌هاي سيما در سال آينده به حدي برسد كه در نسبت يكساني با سينمايي‌ها قرار بگيرد.

براين اساس تله‌فيلم‌هاي «تكمچي»،«فراموشي»، «اكباتان»،«پنجاهمين نفر» از شبكه‌هاي مختلف پخش مي‌شوند. هم‌چنين قرار است يك تله فيلم ديگر هم به اين تعداد اضافه شود كه نام آن تاكنون مشخص نشده است.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 12:10  توسط سجاد  | 

با پيمان قاسم خاني ، نويسنده فيلمنامه سريال «مرد هزارچهره»
آن ها تک تيراندازند، ما مسلسل چي
جام جم آنلاين: «مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.

راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.

ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟

وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.

تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟

اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟

نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.

اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟

نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.

چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟

هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.

پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟

بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.

اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟

نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.

مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟

آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم اين بهترين بازي اش تا الان است.

کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟

اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.

درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.

براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟

نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.

براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟

خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.

اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!

براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.

بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟

بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.

خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.

بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.

مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟

فيلم سينمايي.

بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟

من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.

منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.

منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.

پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟

نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.

آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.

نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.

مشابهش را مي تواني مثال بزني؟

فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.

چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟

آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.

ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.

ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!

برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟

گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.

حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.

از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.

چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟

بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.

کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.

رج هم مي زنيد؟

تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.

بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟

هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.

پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟

خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.

نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.

کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.

شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.

آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.

يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.

آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.

اين مدح کارت است يا ذمش؟

هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.

اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟

کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.

از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟

به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.

البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.

خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟

نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.

چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟

دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.

سال آرامش ، سال استراحت

امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.

فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.

جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟

نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.

يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟

نويسندگي خيلي بيش تر است.

يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟

قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.

 

آغاز اکران نوروزی سینماها

 جدول نهایی اکران نوروزی با چهار فیلم ایرانی و دو فیلم خارجی بسته و آیین‌نامه‌ی اکران ۸۷ در نخستین گام و تنها چندروز پس از اعلام با شکست روبرو شد.

به گزارش ۳۰‌نما گروه سینمایی پنجم اکران که با سرگروهی سینماعصرجدید بسته شده بود، از صبح روز چهارشنبه نمایش فیلم «دایره زنگی» را آغاز کرد تا بدین‌ترتیب شایعاتی هم که درباره‌ی نمایش فیلم «تلافی» سعید اسدی شنیده می‌شد محقق نشود و فیلم پریسا بخت‌آور این شانس را داشته باشد تا با دو سرگروه نمایش‌اش را در نوروز آغاز کند.
در برنامه‌ی نهایی نمایش نوروزی سینماهای تهران چهار فیلم ایرانی «
دایره زنگی»، «زن دوم»، «به همین سادگی» و «مجنون لیلی» و دو فیلم خارجی «ابنای بشر» (فرزندان انسان) و «۱۴۰۸» جای گرفته‌اند و نمایش «فرش ایرانی» هم در تک‌سانس سینما فرهنگ ادامه خواهد داشت.
برای دیدن عکس‌ها و مشخصات کامل فیلم‌های نوروزی در سایت ۳۰نما، روی نام آنها کلیک کنید.

فیلم "تکمچی" مهمان نوروزی شبکه تهران می‌شود
فیلم تلویزیونی "تکمچی" به کارگردانی یدالله صمدی و تهیه‌کنندگی مجید مظفری در ایام نوروز از شبکه تهران پخش می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، این فیلم تلویزیونی از تولیدات گروه فیلم و سریال شبکه تهران است که رشید لاهیچی موسیقی متن آن را می‌سازد. عاطفه نوری، نیکو خردمند، رحمان باقریان، محمود عزیزی، ناصر فخری و بنفشه صمدی در "تکمچی" بازی کرده‌اند.  

در خلاصه داستان فیلم آمده: ماه‌گل در تهران به کار و تحصیل مشغول است. تکمچی برای دیدن دخترش به تهران می‌آید، اما ماه گل به دلیل درگیری در پروژه علمی از حضور پدر در تهران چندان استقبال نمی‌کند و پدر به روستا بازمی‌گردد ...

از دیگر عوامل فیلم تلویزیونی "تکمچی" می‌توان به علیرضا احدی فیلمنامه‌نویس، ناصر ملکی مدیر تولید، حسن پویا مدیر تصویربرداری، مجید صادقی ناظر کیفی، محمد شیوندی صدابردار و اکبر صالحی طراح گریم اشاره کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:55  توسط سجاد  |